خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for جولای, 2006

سيد حسن نصرالله

ميدونم الان آوارگي خیلی از لبناني ها بخاطر اعمال حزب الله هست…ميدونم توي حملات حزب الله به اسرائيل بعضا غيرنظامي ها هم كشته ميشن(همونطور كه اسرائيل هم اينكار رو ميكنه)…اما از سيد حسن نصرالله خوشم مياد.ميدونم حزب الله هست كه باعث تلف شدن مقدار قابل توجهي از سرمايه هاي كشورمون ميشه اما از شخصيت نصر [...]

Read Full Post »

ضمیر ناخود آگاه

نميدونم چرا هر متني رو كه ميخونم تا زماني كه بهم ثابت نشده نوبسنده زن هست همش تصوير يه مرد توي ذهنمه! اصولا محتواي يك نوشته برام مهم هست و در مورد اينكه جنسيت نويسنده چي هست فكر نميكنم اما به طور ناخودآگاه تصوير ذهنيم در مورد نويسنده ي متني كه ميخونمش مرد هست.نميدونم اين [...]

Read Full Post »

کیبورد و احساس

نميدونم چرا نوشته هاي دستي برام ملموس تر و صميمي تر هستن .دكمه هاي كيبورد هرگز نميتونن اون احساسي كه دستم با رقصوندن قلم روي كاغذ به وجود مياره رو حتي شبيه سازي كنن…حالا هرچقدر هم كه در يك نوشته ي وبلاگي از صورتك و فونت رنگي و هزار جور چيز ديگه استفاده كنيم باز [...]

Read Full Post »

يروز وقتي از كنار باجه ي روزنامه فروشي رد مي شدم ديدم به روزنامه ي معروف درشت تيتر زده:اشك اسرائيل درآمد.زيرش هم عكس چند تا اسرائيلي بود كه داشتند گريه ميكردن.
در متجاوز و اشغالگر بودن اسرائيلي ها كه جاي بحث نيست مسئله نحوه ي برخورد ماست.در اينكه كشتن زنان و كودكان فلسطيني و لبناني كار [...]

Read Full Post »

ياري اندر كس نمي بينيم ياران را چه شددوستي كي آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي كجاست
خون چكيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد
كس نميگويد كه ياري داشت حق دوستي
حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد
لعلي از كان مروت برنيامد سالهاست
تابش خورشيد و [...]

Read Full Post »

بسیج

از چند نفر جداگانه شنيدم كه براي ورود به دانشگاه علاوه بر سهميه ايثارگران و رزمندگان و خانواده هاي شهدا و…به تازگي براي بسيجي هاي فعال هم سهميه گذاشتن. خشكم زد…با خودم گفتم توجيحشون برا رزمنده اين بود كه وقتي كه بايد دانشگاه ميرفته رفته جنگيده.براي خانواده ي شهيد هم توجيح زياد وجود داشت.اما براي [...]

Read Full Post »

انسان ضد تانك

بعضي وقتا از سادگي خودم خندم ميگيره…بعضي وقتا يه قانون مزخرف بر مناسبات ما حاكم ميشه:اگر بازي ندي بازيچه ميشي…با اينكه تا حالا از اين قانون خيلي لطمه خوردم اما باز هم همون سادگي رو ترجيح ميدم…آزارم به يه مورچه هم نمي تونه برسه. آدم كه ديگه جاي خود داره!ميخوام خودم رو از درون محكم [...]

Read Full Post »

جرات رفتن

 
كارام تقريبا تموم شده . احتمالا تو همين هفته يا هفته ي بعد ويزام مياد…و من هنوز با خودم درگيرم. شكي در مورد اينكه در اين برهه از زمان بايد برم ندارم اما اينكه بعدش مي خوام چكار كنم رو هنوز مطمئن نيستم. ميدونم اين فقط مشكل من نيست و تقربا همه ي مهاجرين با [...]

Read Full Post »