نميدونم چرا هر متني رو كه ميخونم تا زماني كه بهم ثابت نشده نوبسنده زن هست همش تصوير يه مرد توي ذهنمه! اصولا محتواي يك نوشته برام مهم هست و در مورد اينكه جنسيت نويسنده چي هست فكر نميكنم اما به طور ناخودآگاه تصوير ذهنيم در مورد نويسنده ي متني كه ميخونمش مرد هست.نميدونم اين پيش داوري طبيعه يا به خاطر محيط مردسالاري هست كه توش زندگي كردم! نميدونم چرا اين ضمير ناخودآگاه من اينقدر عجيب قضاوت ميكنه.نميدونم…![]()
ضمنا يكي از دوستان وبلاگي كه خودش هميشه براي كمك به ديگران وقت ميذاشته الان براش يه مشکل به وجود اومده و ميخواد كه براش دعا كنيم!![]()
+ نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 21:18
نویسنده: فضول
یکشنبه 1 مرداد1385 ساعت: 21:23
بابا تو خیلی با حالی
نویسنده: آبی
چهارشنبه 4 مرداد1385 ساعت: 0:32
خشایار جان سلام. اول اینکه این بریزبن کجاست راستی؟ دوم اینکه حالا فکر می کنی من مردم یا زن؟
وب سایت
نویسنده: خشایار
چهارشنبه 4 مرداد1385 ساعت: 9:48
سلام آبی جان بریزبن مرکز ایالت کوئینزلند هست
بعدشم به خدا نمیدونم اما ضمیر نا خودآگاهم میگه شما مرد هستی
وب سایت
نویسنده: احسان
پنجشنبه 5 مرداد1385 ساعت: 10:20
وقتی لاریجانی میگه :ما قبل از اسلام وحشی بودیم و اعراب ما رو متمدن کردن
حا لا باید هزینه ی متمدن شدنمون رو اینجوری بپردازیم
آخه آدم حسابی!تمدن بدون هزینه میشه؟؟؟
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
پنجشنبه 5 مرداد1385 ساعت: 16:27
احسان جان غافلگيرم كردي