يه روش پيدا کردم که باهاش ميشه شکست بسته نوشت! بعضی کلمات رو تبديل ميکنه بعضی ديگه رو نه!!! بعضی ها رو هم اينجوری رنگی رنگی ميکنه که اصلا پاک هم نميشه هر کار ميکنم
از بدو ورودمون (من و دوستم) به اينجا مردم خيلی به ما کمک کردن.توی فرودگاه…ترن…و هر جای ديگه. وقتی ازشون آدرس می پرسیدیم صبورانه جواب می دادن.همه شون بلااستثناء. حتی يه خانمی که تو ايستگاهِ ترن بود اصرار داشت که به دخترش زنگ بزنه تا با ماشينش بياد و ما رو برسونِه چون وسایلمون زياد بود.
اين حرف رو که مردمِ کشورهای توسعه يافت احساس ندارن به نظرِ من به کلی مردود هست .
احساسات و انسانیت مردمِ اينا کمتر از مردمِ ما نيست! به دفعات برام ثابت شده!
با لهجه ی عجيب اينا هنوز مشکل داريم.واقعا وحشتناکه!!! به نظرِ من آزمونِ IELTS اصلا معیار خوبی نيست! حتی اين دوستم که IELTS ۷.۵ آکادمیک دارِه هم با لهجه ی اينا مشکل دارِه. آنچنان بی رحمانه سریع حرف ميزنن که ميخوام دو دستی بزنم تو سرم بگم بابا یه خورده آرومتر من هيچی نمی فهمم چی می گين .ولی به تدریج دارم بهتر ميشم.به قول يکی از بچه ها بايد گوشمون به لهجشون عادت کُنه.
از زیبایی های اين شهر هم هر چی که بگم کم گفتم.شنيده بودم که اينجا زيبا هست اما هرگز فکر نمی کردم انقدر زيبا باشه!
اين منطقه-ای که ما توش زندگی ميکنيم بيشتر شبيه يه منطقهِ ییلاقی میمونه،در صورتی که جزوی از شهر هست و زندگی صنعتی توش جريان داره! سعی ميکنم چندتا عکس بذارم اينجا .این خیابون کنار خونه مون هست!
پدرم در اومد تا اينا رو نوشتم ![]()
![]()

+ نوشته شده در شنبه 28 مرداد1385ساعت 3:34
نویسنده: علیرضا غضنفری
شنبه 28 مرداد1385 ساعت: 9:38
ٍسلام.من 27 مهر به بریزبین میام.هیچی اطلاعات ندارم.باید خونه پیدا کنم و و و و و و و و و و و.هر چه به روز موعود نزدیک تر میشم بیشتر می ترسم.ترس از دوری غربت ووووو.نمیدونم چکار کنم.لطفآ راهنماییم کنید.اونجا خبری هم هست یا فقط زرق و برقه؟
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
شنبه 28 مرداد1385 ساعت: 11:20
علیرضا جان برات ایمیل میفرستم
وب سایت
نویسنده: داود
شنبه 28 مرداد1385 ساعت: 14:50
سلام خشایار خان
امیدوارم که در کشور جدید برایتان خوش بگذرد . می دانم که سرت خیلی شلوغه ولی همه بی صبرانه منتظر شنیدن خبرهای دست اول هستند. برایت آرزوی موفقیت می کنم.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: انوشه
شنبه 28 مرداد1385 ساعت: 15:39
سلام امیدوارم که همیشه موفق باشید
من میخواستم چند سوال ازتون بپرسم بریزبین شهری صنعتی و دانشگاهی است؟یعنی بارار کارش خوبه؟دانشگاه چطور؟ممنون می شم جواب بدین
پست الکترونیک
نویسنده: م- م
شنبه 28 مرداد1385 ساعت: 23:46
نویسنده: خشایار
یکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 4:5
داوود جان ممنون .باشه سعی ميکنم…
انوشه ببين من تازه به اين شهر رسيدم و خيلی زود هست که بخوام قضاوت کنم که اينجا بازارِ کارش خوبه يا بده يا…اما ظاهرا دانشگاه های بدی نداره فکر کنم بايد خود تون دنبالش بگردین و خود تون به نتيجه برسین که کدوم شهر رو ميخواين انتخاب کنين. اما من از محيطِ اينجا خوشم مياد.آروم و ساکت و زيبا…
م .م کاری به غير از چشمک فرستادن بلد نيستی مثلی که آه؟
وب سایت
نویسنده: الهام
یکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 9:58
خشایار جان کم کم خودت متوجه میشی که احساسات و انسانیت مردم اونجا نه تنها کمتر از ما نیست بلکه به مراتب بیشتر هم هست.
بابت زبان هم اصلا ناراحت نباش. دو ماه دیگه خودت کامل راه میفتی. وبلاگ جزیره نشین که لینکش تو وبلاگم هست بریزبین زندگی میکنه. ازلاعاتی اگه خواستی میتونی از اون بپرسی.
موفق باشی
نویسنده: دختر خوب
یکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 12:21
موفق باشی. حتما از شرایط اونجا بیشتر بنویس.
وب سایت
نویسنده: یه انسان مردد برای مهاجرت
یکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 12:23
چقدر طول کشید تا ویزات اومد؟ از زمان اقدام
وکیل داشتی؟
نویسنده: خشایار
یکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 12:44
الهام جان ممنون!بهش سر می زنم!
انسان مردد عزیز! من چون هنوز تصمیم به مهاجرت نگرفتم با ویزای کار و تعطیلات اومدم تا از نزدیک شرایط رو بررسی کنم!!!
دختر خوب ممنون! باشه سعی می کنم!
وب سایت
نویسنده: الهام بانو
یکشنبه 29 مرداد1385 ساعت: 21:20
ببین اینا یه سری افسانه است که تو کله ما کردن!مردم ما با احساسن!مردم ما مهمون نوازن و هزار و یه چیز مزخرف دیگه!همه جای دنیا خوب و بد پیدا میشه چه اینجا که تو هستی چه توی ایران
وب سایت
نویسنده: پاییز
دوشنبه 30 مرداد1385 ساعت: 2:42
سلام!
به بریزبن خوش اومدی! امیدوارم که موفق باشی.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: حمید رضا
دوشنبه 30 مرداد1385 ساعت: 16:42
سلام خشایار جان
حالاکه رسیدی و اینقدر هم تعریف میکنی می خواستم بگم مادرت یادت نره تومثل من بی معرفت نباش.نمیگم الان ولی دست وبالت که باز شد سریع ردیف کن بیاد در ضمن یه آدرس بده یا برات کیبرد یا ازاین لیبل های فارسی بفرستم .
خوش باشی
نویسنده: خشایار
دوشنبه 30 مرداد1385 ساعت: 17:14
الهام بانو فکر کنم حق با شما هست.
پائيز جان خيلی ممنون از محبتتون.
حميد جان خيلی ممنون .تمام نگرانیِ من هم همين مادرم هست وگرنه مشکلی اينجا ندارم .يا بهتر بگم : مشکلاته اينجا رو ميتونم تحمل کنم.به هر حال ممنونم از لطفت.ضمنا برای شما هم فکر نمی کنم دير شده باشه که جبران کنين…منظورم مادرتون هست!
وب سایت
نویسنده: رامین بایوتک
دوشنبه 30 مرداد1385 ساعت: 17:57
سلام همشهری.
خیلی مخلصیم.
تو هم مثل ما غربت نشین شدی بالاخره.
راستی اگه تمایل به همکاری با ایروا (وبنوشت وبلاگنویسان خارج از کشور)داری به من خبر بده.
برا تبادل لینک هم اگه مایل بودی به من خبر بده
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: م- م
سه شنبه 31 مرداد1385 ساعت: 1:1
خوب یه روز بالاخره می بینمت باچشات خداحافظی کن
نویسنده: امین
سه شنبه 31 مرداد1385 ساعت: 13:52
سلام، رسیدن بخیر .. خوش آمدی .. از الان بگم فعلا” که من تو سیدنی هستم .. ولی اگر قسمت باشه و پایم برسه به بریزبن اول از همه حضور شما می رسم !!! :)
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: هما
سه شنبه 31 مرداد1385 ساعت: 18:14
ورود قهرمانانه شما رو به کشور مهاجر نواز استرالیا تبریک و تهنیت عرض می نمایم
وب سایت
نویسنده: زهره
پنجشنبه 2 شهریور1385 ساعت: 23:25
سلام
این که میگن با ویزای کار و تعطیلات کار پیدا نمی شه درسته؟تا چندسال با این ویزا میتونید اونجا بمونید و برای تمدیدش باید چه کار کرد؟
نویسنده: خشایار
جمعه 3 شهریور1385 ساعت: 14:11
رامين جان ممنون خوشحال میشم بتونم باهاتون همکاری کنم
م م من چشمام رو دوست دارم.
امين جان مرسی ما در خدمتیم.
هما جان ممنون ولی حالا چرا قهرمانانه؟
زهرهِ جان به طورِ کلی اينجا سابقه ی کاری و مدارکِ تایید(اسس)شده خیلی مهم تر از نوعِ ويزا هست و معمولا بر خلاف اونچه که کاریابی ها ميگن کار سخت گير مياد و برای ويزای کار و تعطيلات مقدار کمی مشکل تر هست. اين ويزا يک ساله هست و طبق شرايطی ميتونين تمدیدش کنين.حداکثرِ زمانی که با اين ويزا ميتونين اينجا بمونین۳ سال هست.يک شماره بهتون ميدم مالِ وزارت کار هست…آقای عباسی…هر سوالی در مورد اين ويزا دارين و هرچه که کاریابی ها گفتن و شما در موردش شک داشتین(در مورد اين ويزا) از ايشون بپرسين:64492467-021
وب سایت
نویسنده: ابئ از مشهد
سه شنبه 7 شهریور1385 ساعت: 23:54
Salam .man ham ahle mashhadam va ta avale mehr daram miyam Australia faghat moonadam byam brisbain ya beram Sydney (hazinehe zendegi va kar meyarhaye man hastan)lotfan komakam kon khashayar jan.shoma chera rafti Brisbane?
پست الکترونیک
نویسنده: زهره
پنجشنبه 9 شهریور1385 ساعت: 14:44
ممنون از شما
من رشته ام مهندسی کامپیوتر هست .چند سال سابفه کاری نیاز هست؟اگر از اونجا برای اقامت دایم اقدام کردید مارو هم در جریان کار قرار بدید مخصوصا اگر کامپیوتر خوندید
نویسنده: خشایار
جمعه 10 شهریور1385 ساعت: 22:58
ابی جان برات میل فرستادم
ببين زهرهِ خانم برای هر رشته ای شرايط فرق ميکنه متاسفانه رشته من کامپيوتر نيست.منظورم از مدارکِ تایید شده يعنی assess شده يعنی بايد يک معادل استراليایی برای مدرکتون بگيرين.مدرکِ مهندسی شما که از ايران هست در اينجا ارزشش چيزی برابرِ صفر هست !برای تایید مدارک اين لينک ها رو نگاه کنين ببينين کدومشون با رشته شما مطابقت داره :
http://www.workplace.gov.au/workplace/Category/SchemesInitiatives/TRA
http://aei.dest.gov.au/AEI/QualificationsRecognition/default.htm
http://www.immi.gov.au/asri/index.htm
وب سایت
نویسنده: مهتاب
یکشنبه 12 شهریور1385 ساعت: 8:49
سلام
چقدر زیباست. همیشه آرزوی یه خونه یه طبقه دارم که دور و برش به جای آپارتمانهای بلند که می دونی بساز بفروش یه ساله ساخته و تحویل مردم داده چمن و گل باشه. همیشه آرزوی هوای سالم داشتم با یه دوچرخه و موهایی که تو باد تاب می خورن. همیشه آرزوی دیدن آدمهایی با روی گشاده داشته ام.
اگه بدونید اینجا تو تهران هر روز به خاطر آلودگی هوا چقدر سرم درد می گیره و چقدر صحنه ها ی زشت روحم رو آزار میده. باز هم از این عکس ها برامون بذار. شاید اگه این عکس ها نباشه حتی رویای یه آسمون آبی هم از یادمون بره.
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
پنجشنبه 16 شهریور1385 ساعت: 12:6
مهتاب جان اینجا خیلی زیبا هست.ولی فکر کنم در مورد ایران یه خورده بی انصافی کردی!
وب سایت
نویسنده: انيس
دوشنبه 20 شهریور1385 ساعت: 14:46
سلام دوست خوب
من دارم برای دانشگاه QUT پذيرش می گيرم. خيلی دلم می خواست اگر برات امکان داره در مورد محله های شهر بریزبین توضيح بدهی چون من يک پسر 5 ساله دارم که بايد از اينجا مدرسه اش را انتخاب کنم و ثبت نامش کنم در عوض قول می دهم برات یک برچسب فارسی از ايران بيارم !!! مرسی
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
دوشنبه 20 شهریور1385 ساعت: 16:28
انیس جان برات میل فرستادم
وب سایت
نویسنده: مريم
یکشنبه 2 مهر1385 ساعت: 11:9
سلام خشايار عزيز
من و همسرم مهندسي كامپيوتر خونديم ميخوايم براي مهاجرت به استراليا اقدام كنيم به نطر شما براي آمادگي ايلتس در تهران كدوم آموزشگاه يا استادي بهتره؟
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
دوشنبه 3 مهر1385 ساعت: 13:27
مریم خانوم متاسفانه من از تهران اطلاعی ندارم چون خودم مشهد اقدام کردم!
وب سایت
نویسنده: سعید
چهارشنبه 1 فروردین1386 ساعت: 0:22
راستی با چه مدرکی وبا چه شغلی شمارو ارزیابی کردند
با تشکر وضمن عرض تبریک سال نو-سعید از مشهد
پست الکترونیک