چند وقت پیش مجبور بودم مقداری پول (حدود ۹۰۰ دلار) رو به صورت نقد حمل کنم. در مسیرم به سمت خونه دوست ایرانیم رو دیدم و چون آخر هفته بود تصمیم گرفتیم یه دوری توی شهر بزنیم.
یه گوشه توی شهر که مردم مشغول رقص و پایکوبی بودن ایستاده بودیم و داشتیم به موسیقی گوش می دادیم و با هم حرف می زدیم.جایی که ایستاده بودیم خیلی شلوغ بود و مزاحم حرکت دیگران می شدیم٬ اومدیم یه دو٬سه متر اونطرف تر وایستادیم.همینطور که داشتم با دوستم حرف می زدم دیدم یه پسری داره میاد طرفم که تو دستش چند تا اسکناس صد دلاری و پنجاه دلاری داشت.رو به من کرد و گفت اینا مال شماست؟ بعد از یه وقفه ی یک ثانیه ای سریع دست توی جیبم کردم و دیدم هیچی توش نیست.گفتم آره من تقریبا همینقدر پول نقد با خودم داشتم که الان تو جیبم نیست.پول رو بهم داد٬شمردمش دیدم دقیقا همون مبلغ من هست.بهش گفتم از کجا فهمیدی این مال منه؟ گفت اونجایی که من اینا رو پیدا کردم فقط شما ایستاده بودین و قبل از شما هم یه خانومی اونجا بودن.اول از اون خانوم پرسیدم که گفتن نه مال من نیست ٬بعد هم اومدم جای شما.
با لهجه ی غلیظ استرالیایی حرف میزد.جوون بود.بیست و دو سه سال بیشتر نداشت.نمی دونستم چه جوری ازش تشکر کنم.همین رو بهش گقتم: واقعا نمی دونم چه جوری ازت تشکر کنم.لبخندی زد و گفت نیازی نیست و خواست بره که بهش گفتم صبر کن.یه اسکناس پنجاه دلاری از اون پولا برداشتم و به طرفش گرفتم و گفتم اینو از طرف من قبول کن.خندید و گفت نه این مال تو هست.گفتم آره مال من هست ولی تو می تونستی همشو برداری برا خودت و اصلا به روی خودت هم نیاری.اما الان من اینو با خواست قلبی خودم بهت میدم.بعد از اصرار من با اکراه راضی شدو کلی ازم تشکر کرد.جالب بود٬ کار اصلی رو اون انجام داده بود و عوضی که من تشکر کنم و اون جواب بده٬اون داشت دائم تشکر می کرد. هی سعی می کردم اهمیت و زیبایی کاری که کرده رو براش توضیح بدم اما فایده ای نداشت.انگار نه انگار. برای اون انجام اون کار یه حرکت کاملا عادی بود و اصلا احساس نمی کرد که کار خاصی کرده.بهم گفت با اینکاری که کردی داره گریم میگیره( واقعا داشت گریش می گرفت).از تعجب خندم گرفته بود اما نخندیدم.خلاصه بعد از تشکر مجدد ازش خداحافظی کردم.تحت تاثیر قرار گرفته بودم. تحت تاثیر حرکت اون پسره و بی دقتی خودم.چون اگه اون پول پیدا نمیشد توی دردسر می افتادم.احساس کردم حالم زیاد خوب نیست. از دوست ایرانیم هم خداحافظی کردم و راه افتادم سمت خونه.توی راه همش داشتم به این قضیه فکر می کردم.بله این بود شرافت پسری که در دیار کفر زندگی می کرد و نه ادعای مسلمانی داشت و نه صدای نعره ی امر به معروف و نهی از منکرش گوش فلک رو آزار میداد.پسری بود که نه در تمام دوازده سال مدرسش تعلیمات اسلامی خونده بود و نه در دانشگاه واحد های اخلاق اسلامی و بینش اسلامی رو پاس کرده بود.بدون هیچ ادعایی …بدون خود بزرگ بینی…در نهایت تواضع و بدون شعار دادن٬ اخلاق سر لوحه ی زندگیش بود.این قضیه مال اون اوایل حضورم در استرالیا بود و از اون موقع تا به حال مواردی از این جنس زیاد برام پیش اومده.
همین امروز داشتم از سرکار برمیگشتم.توی ترن با همکارم صحبت میکردم.دیدم اون ایستگاه همیشگیش پیاده نشد.ازش علت رو پرسیدم گفت مجبورم کلی راه برم فلان جا که محل کار دیگم هست تا ساعات کاری هفته ی قبلم (Time Sheet)رو تحویل بدم. گفتم یعنی تو خسته و مونده از سر کار داری میای٬میخوای این همه راه بری اونجا برا تحویل یه برگه کاغذ؟ مگه تو خونه اینترنت نداری؟ گفت چرا ولی فعلا قطع هست.گفتم خوب از همین شرکت خودمون فاکسش می کردی. گفت این برا یه شرکت دیگه هست درست نیست از فاکس این شرکت برا انجامش استفاده کنم. از حرفی که زدم شرمنده شدم.
این یکی همکارم رو تقریبا مطمئن هستم که به هیچ دینی معتقد نیست(یه بار بحثش پیش اومده بود)…به فکر فرو رفتم. دوباره یاد ادعای مسلمونی خودمون و عملکرد معمولا غیر اخلاقی خودمون توی ایران افتادم.
اشتباه تعبیر نکنین! منظورم نفی اسلام و تعالیمش نیست.میخوام بگم بیایم صادقانه با خودمون خلوت کنیم ببینیم واقعا چند درصد از مردم مسلمان ایران عزیزمون در شرایط مشابه کار درست رو انجام میدن؟ واقعیت این هست که باوجود هزینه ی زیادی که برای اسلامی شدن جامعه داره پرداخت میشه باز هم فاصله ی ما با اخلاق زیاد هست. برای به ثمر نشوندن اخلاق اسلامی در ایران خیلی داریم هزینه ی کذایی میکنیم.خیلی زیاد. از حجاب اجباری و طرح مقابله با بد حجابی گرفته تا گزینش کارمندان ادارات بر اساس ظاهر اسلامی و …
شاید مشکل کار همینجاست.شاید مشکل اصلی این باشه که ما از بس روی ظاهر تاکید کردیم دیگه باطن رو فراموش کردیم.آفتابه لگن هفت دست ٬شام و نهار هیچی!
جامعه ای که در حال حاضر دارم توش زندگی می کنم دقیقا بر عکس عمل میکنه.این جامعه انتخاب دین٬پوشش و ظاهر رو آزاد گذاشته ولی روی اخلاق تاکید داره! یکی از (فقط یکی از) دلایل چپه شدن حرف n که در پست IRAU بهش اشاره کرده بودم همین هست.
تاکید بیش ازحد ما بر ظاهر در ایران موجب شده نتیجه برعکس بشه و از اخلاق فاصله بگیریم.
واقعا کدوم جامعه در عمل در زمینه ی اخلاق بهتر عمل کرده.جامعه ی به اصطلاح اسلامی ما یا جامعه ی سکولار؟
+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 20:3
نویسنده: رامتین
دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت: 21:22
خوب معلوم دیگه جامعه ی سکولار
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 6:54
خب خیلی خوب نوشته بودی.
استاد الکترونیک ما هم دو سه سالی هست که از امریکا اومده. (به قول خودش ربع قرن اونجا بوده)
اون هم با وجود اینکه ایرانو خیلی دوست داره و فوق العاده هم تقیدات مذهبی داره بهمون میگه که اونها چقدر برخوردهاشون اسلامیه. چقدر به قول شما اخلاقی برخورد می کنن، حتی توی معاملاتشون.
اما مثل این مساله که آدم 900 دلارو به صاحبش برگردونه اینجا هم کم نیست.
توی دانشگاه، سوپر مارکت محل یا… من همیشه می بینم اطلاعیه های دست نویسی رو که دنبال صاحب پول یا طلا می گردن. البته اینم هست که مردم ما (مثلا کارمندای ما) بدون اینکه آگاهی داشته باشن از کارشون می زنن.. از اموال دولتی سوء استفاده می کنن، باور کن خیلیاشون نمی دونن که این اسمش دزدیه اما اگه ببینن یکی از دیوار همسایه بالا میره خودشونو فدا می کنن تا دزدو بگیرن.
و باهات موافقم که دلیل اینها اینه که برای اکثر مردم ما خوب فرهنگ سازی نشده.
مردم ما تو این مسائل پخته نیستن. به همین دروس عمومی دانشگاها که معمولا اساتید فوق العاده ای هم اونها رو تدریس می کنن به عنوان کشک نگاه میشه (حتی از طرف خود من!) از حوزوی ها هم نگو چون من خیلیاشونو می شناسم( اونها در رعایت اینطور اصول اخلاقی فوق العاده ان، باید جای من باشی تا باور کنی)
من فکر نمی کنم مشکل همش از جانب حکومت باشه. ما ایرانی ها هم ذاتا آدمهای زرنگی هستیم. و برای کمتر زحمت کشیدن و بیشتر پول در آوردن هزار تا راهکار داریم!
نویسنده: مریم
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 6:54
در مورد طرح مقابله با بد حجابی من تا حالا قضاوت نکردم اما تو هم زود قضاوت نکن.
حجاب عرف غالب این جامعست. اما من خودم که یه دختر معتقد به حجابم هیچ وقت به کسی نمی گم که داداش شما چرا وسط خیابون لختی! اما جدیدا طوری شده که خیلی ها من رو به راحتی به خاطر حجابم مسخره می کنن (مثلا توی تهران).
اگه میگی که ما باید روحیه ی مخالف پذیری داشته باشیم این مطلب در مورد اون ها هم باید صدق کنه، اما نمی کنه.. و نتیجش هم این شده که عرف غالب جامعه “برای کم نیاوردن” داره به سمت بی حجابی تغییر می کنه.
تا حالا فکر کردی که مفهوم “خانواده” توی جامعه ی ما در مقایسه با کشورهای دیگه چقدر متفاوته؟ وقتی یه مرد به همسرش خیانت می کنه… شما تا حالا واکنش و شکست زن ایرانی رو با زن غربی مقایسه کردی؟
من خودم باشم می شکنم.. از خدا آرزوی مرگ می کنم، اگه ببینم که همسرم به زیباییهای یه زن دیگه دل بسته. اما اونجا اینطور نیست…
فکر کردی که یه دختر روستایی ایرانی که به فرض چهره ی زیبایی هم نداره ( با روحیه ی ایرانی و خانواده دوستی خاص خودش) چه طور زندگی می کنه اگه همسرش هر روز بیرون از خونه با هزار تا خانم خوش آب و رنگ سروکار داشته باشه؟ میشه بگی مشکل جامعه ای که در اون زن و مرد پا به پای هم در نهایت سلامت اخلاقی فعالیت اجتماعی می کنن، و و زیباییها و لذتها و آرامش روحیشون توی خانوادشونه چیه؟
من نمی خوام دفاع کنم اما تو ام انتظار نداشته باش که همه چیزمون مثل اونها باشه.
ما ایرانی ها ذاتا با اونها فرق داریم (هم موقع کلاه سر دیگران گذاشتن، و هم موقع تشکیل خانواده دادن!)
این موضوع که برخوردامون اسلامی و اخلاقی نیست خود منو روانی کرده!شریعتیه؟… یا آیت الله کاشانی یا..! که میگه اونجا اسلام نبود اما همه مسلمون بودن، اینجا مسلمان زیاده اما اسلام نیست..
کاش این مشکل بزرگ ریشه یابی و حل بشه.
ببخش که پر حرفی کردم!
ممنون که لینک دادی.
نویسنده: خشایار
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 20:10
به مریم:
ممنون از اینکه وقت گذاشتی و نظرت رو گفتی
درسته توی ایران هم پیدا میشن کسانی که اینجور پول ها رو صادقانه برمیگردونن به صاحبش،اما منظور من متوسط و معدل جامعه بود…احساس من اینه که این معدل در اینجا نسبت به ایران خیلی بیشتر هست.ممکنه خیلی ها از اموال دولتی ناآگاهانه استفاده شخصی کنند اما تعداد کسانی هم که با آگاهی قبلی این کار رو انجام میدین کم نیست خودم توی ادارات ایران بودم و با چشمان خودم مثال های فراوانی رو از هر دو نمونه دیدم و البته کسانی هم بودند که به هیچ عنوان از اموال ادارات استفاده شخصی نمی کردن اما متاسفانه تعدادشون خیلی خیلی کم بود .اما در اینجا تعداد این افراد نسبت به جمعیت بیشتر هست. منظور من اینجا هم، همون معدل بود.
باهات موافقم ،بخش های از دروس دینی ما چه در مدرسه و چه در دانشگاه محتوای جالبی داره اما دین حکومتی اثری داره که باعث میشه تمام اونا بی محتوا به نظر بیاد! ( که البته به اعتقاد من واقعا بخشهاییش هم بی محتوا هست! این اعتقاد من هست البته و به اعتقاد شما در این رابطه احترام میذارم)
در مورد حوزوی ها هم به نظر من مثل بقیه ی اقشار جامعه توشون خوب و بد وجود داره. هم مثال هایی از بداشون دارم هم مثال هایی از خوباشون و واقعا دیدم کسانی رو بین اونا که حقیقتا شرافتمندانه زندگی می کردن…
درسته مشکل همش از جانب حکومت نیست .اما حکومت نقش بسیار پر رنگی در ایجاد و تداوم این مشکلات داشته و داره
وب سایت
نویسنده: خشایار
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 20:10
احسنت به شما که حق انتخاب پوشش رو به دیگران میدی و من واقعا متاسف هستم که بعضی ها با شما اینطور رفتار نمیکنن و حجاب شما رو به استهزا میگیرن. ممکنه خیلی از اون جماعت از روی ظاهر شما اینطور فکر کنن که شما طرفدار اندیشه ی سرکوب هستین و ممکنه با ذهن باز شما در مورد حجاب آشنایی نداشته باشن-که البته مسلما این هم توجیهی برای مسخره کردن نیست-انتخاب پوشش حق مسلم هر انسانی هست.شکی نیست.با نوع پوشش شما و فلسفه ای که برای خودتون دارین بیگانه نیستم چون تمام اعضای خانواده ی خودم از این پوشش استفاده میکنم. اندیشه ی حجاب رو تحسین میکنم اما از نوع اجباریش متنفرم. به همون اندازه که از بی حجابی اجباری(که در ادارات و بعضا مدارس برخی دولت های اروپایی رواج داره) بدم میاد.
مفهوم خانواده در مجموع در ایران خیلی پر رنگ تر از اینجا هست.اما اینجا هم اون طور که شمادر موردش فکر میکنن نیست( من خودم قبل از اینکه بیام اینجا مثل شما فکر می کردم)
اینجا هم اگر مردی به زنش خیانت کنه ( یا حتی اگه کسی به نامزدش خیانت کنه) شبیه به یه گناه نا بخشودنی میمونه.درسته که اینا سکسی ترین لباس ها رو هم خیلی راحت میپوشن اما این به معنی بی اهمیت بودن وفا داری در اینجا نیست.این کمیت فوق العاده ای هست در اینجا، طوری که من خودم انتظار نداشتم به این شکل باشه.اما باز هم میگیم در مجموع نقش خانواده در ایران خیلی پررنگ تر از اینجا هست
وب سایت
نویسنده: خشایار
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 20:10
جامعه ای که زن و مرد در اون پا به پای هم فعالیت اجتماعی به شکل سالم دارن از دید من هیچ ایرادی نداره اما من اون جامعه رو بیشتر شبیه اینجا میبینم تا ایران! بله تعجب نکنین. باید بیاین اینجا زندگی کنین تا ببینین چقدر روابط زن و مرد در اجتماع اینجا سالم و محترمانه هست. گول ظاهر و پوشش رو نخورین. اینجا اگه شما به عنوان یه خانوم جوون توی خیابون حتی به یه غریبه لبخند بزنین به جای تحویل نگاه هرزه و پیشنهاد های آنچنانی لبخند تحویلتون میده.تا وقتی ایران بودم هرگز فکر نمیکردم روابط اینجا تا این اندازه پاک باشه…حرف برای گفتن در این مورد زیاده شاید بعدا به پست کامل در موردش نوشتم.
من هم همون اوایل که اومده بودم وقتی خواهرم تلفنی ازم پرسید مردم اونجا چه جوری هستن همین جمله ی سید جمال الدین اسد آبادی رو گقتم: من در ایران مسلمان میبینم بدون اسلام و در غرب اسلام را دیدم بدون مسلمان!
یه بار دیگه هم تشکر میکنم از وقتی که گذاشتین
وب سایت
نویسنده: کامران
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 22:37
تو که همیشه از ایران تعریف می کردی و از اونجا انتقاد؟ چی شده حالا سرت که به جایی نخورده خشی؟:(
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 22:56
کامی نکنه منظورت اینه که متعصب باشم و از روی تعصب حقیقت رو نبینم و نگم؟
ضمنا جات خالی پریروز خوردم زمین ولی فکر نمیکنم مخم خیلی زیاد تکون خورده باشه.یعنی امیدوارم
وب سایت
نویسنده: حسين صابرپور
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 23:28
با عرض سلام و خسته نباشيد.
قسمت قابل توجهي از نوشته هاي نويسنده وبلاگ و نظردهنده محترم نتيجه اي مطابق – و البته قابل قبول- داشت.
اما در نوشته هاي شما يك چيز به طور كامل حل نشد. و آن بحث حجاب و جوانب آن از جمله الزام حجاب بود.
در اين زمينه آنچه از نوشته هاي نويسنده محترم وبلاگ بر ميايد اين است كه حجاب يك امر شخصي است و هر كسي در امور شخصي خود بايد آزاد باشد كه به دلخواه عمل كند.
اما با كمي تامل بيشتر ميتوان به اين رسيد كه حجاب يك امر خصوصي و شخصي نيست بلكه مرتبط با همه ي افراد جامعه است.
اين مثال خيلي بي مزه است ولي خالي از فايده نيست.
فرض كنيد يك نفر دلش ميخواهد لباسهايي پر از تيغ بپوشد – يه چيزي تو مايه ي جوجه تيغي- و با همين لباسها وارد متروي تهران شود.
همه ي مسافرين به چنين فردي اعتراض خواهند كرد. نه از باب دخالت در امور شخصي او ، بلكه براي عدم رعايت حقوق آنها. زيرا اين لباس علاوه بر بدن او ، به لباس و بدن مسافرين هم مرتبط است.(گذشته از پارگي روكش صندلي مترو كه مال همه است).
و يا فرض كنيد كسي لباسي بپوشد كه اشعه اي كور كننده به چشم مردم منعكس ميكند… .
حتما منظورم را گرفته ايد.
نوع پوششي كه يك فرد در منظر عموم افراد جامعه دارد ، ارتباط مستقيم با زندگي ساير افراد دارد و گاه باعث به خطر افتادن حيات اجتماعي آنها ميشود. مانند دو مثال گذشته اما به نحوي ديگر.
اگر شما سراغ نداريد، من صدها جوان را ( به طور مستقيم) سراغ دارم كه با مشاهده ي وضع زننده ي تعدادي از دختران…
نميگويم به گناه افتاده اند كه كسي در جواب بگويد در دين ما اين گناه نيست…
ميگويم چيزي به نام (( زندگي)) (( آرامش)) (( خانواده )) و … ديگر برايشان معني و مفهومي ندارد.
پست الکترونیک
نویسنده: حسين صابرپور
سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت: 23:33
شايد كسي اينطور جواب دهد كه اگر پوشيدن لباسهاي… در جامعه عادي شود (مثل غرب) ،جوانان هم ديگر اينطور حساس نخواهند بود و مشكل پيدا نخواهند كرد.زيرا مشاهده ي اين مناظر براي آنها عادي ميشود. اما يك بررسي اجمالي روي زندگي غربيها ، و مطالعه ي كتابهاي خود آنها نشان ميدهد كه اين حرف درست نيست.البته پيشاپيش بايد عذر بخواهم از اينكه فرصت جمع آوري و ارائه ي مطالعات گذشته ام را ندارم ، ولي براي روشن شدن جواب اين اشكال ، يك نكته كوتاه اما كليدي وجود دارد كه مورد تاييد بسياري از دانشمندان منصف-چه مسلمان و چه غير مسلمان- قرار گرفته است. و آن نكته اين است كه بر خلاف نياز غذايي بدن (كه هم تحت تاثير روزمرگي و عادت واقع ميشود و هم بعد از حد مشخصي از ارضاء ، اشباع پذير است)نياز جنسي نه مقهور روزمرگي و عادت ميشود و نه قابل اشباع صددرصد است. به همين خاطر تنها چاره ي آن چارچوبهاي مناسبي براي كاهش تحريك است نه كنترل بعد از تحريك.
بگذريم.
بنده اگرچه در سفرهاي خارجي كوتاهم موفق به سفر به استرالياي شما نشده ام اما گمان ميكنم اگر كمي بيشتر وارد عمق زندگي خانوادگي هموطنان استراليايي شويد، ورم چركين ناشي از عدم رعايت بعضي مسائل را -مانند بسياري از كشورهاي غربي- در آنجا هم لمس خواهيد كرد.
البته بايد عرض كنم در بعضي مسائل اجتماعي ( با اينكه دينشان اسلام نيست) مسلماني آنها غير قابل انكار است.
با آرزوي موفقيت
صابرپور
نویسنده: خشایار
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت: 19:2
به حسین عزیز:
ممنون هستم از نکاتی که اشاره کردین.
بله من همچنان معتقد به این هستم که حجاب مسئله ای کاملا شخصی هست! ببینید فرمایشات شما صحیح اما نکته ای که این وسط وجود داره اینه که نگاه مرد غربی به زن بی حجاب خیلی پاک تر از نگاه خیلی از مردان ایرانی به زنان محجب هست…خیلی از مردان ایرانی با نگاه حتی لباس رو هم پاره میکنن و اونچه رو که میخوان میبینن! به این هم کار ندارن که اون زن پوشیده هست یا نه…اما در اینجا حتی به زنان لخت کنار ساحل هم کسی نگاه نمیکنه( اغراق نمیکنم این مسئله ای هست که باعث تعجب خود من در بدو ورود شده بود اما الان خودم هم همینطور شدم)
در واقع حجاب اجباری در ایران موجب حریص شدن مردان و تحریک شدن زنان شده. (حتما شنیدین که بزرگی گفته اگه میخواین همه ی جوان ها کتاب خوان بشن ،خوندن کتاب رو ممنوع کنین!)
یه بار دیگه هم تاکید میکنم که من خودم به شخصه حجاب رو ستایش میکنم و احترام زیادی برای خانوم های محجب قائل هستم…تمام بحث من سر اجباری بودن اون هست.
فرمایش شما رو قبول دارم که اشاره کردین:
“نياز جنسي نه مقهور روزمرگي و عادت ميشود و نه قابل اشباع صددرصد است. به همين خاطر تنها چاره ي آن چارچوبهاي مناسبي براي كاهش تحريك است نه كنترل بعد از تحريك.”
ولی مسئله اینجا هست که مرد غربی با این نوع پوشش تحریک نمیشه!اصولا اینجا تعریف از رابطه جنسی با اونچه که در ایران هست فرق میکنه…تفاوتش یه چیزی نزدیک به فاصله ی زمین هشت تا آسمون.
باور بفرمایین اعتراف به این موارد برام خیلی سخته…اعتراف به نواقصی که در رفتار اجتماعی ما ایرانی ها هست برای من خیلی سخته.اما واقعیت متاسفانه واقعیت هست.
در مجموع تشکر می کنم از اینکه با کامنتتون من رو وادار کردین که به این مسئله بیشتر فکر کنم.مرسی.
وب سایت
نویسنده: دخترخوب
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت: 19:55
چه موضوع بحث برانگیزی شده! راستش من هم با خوندن این پست متاسف شدم که چرا ما تو خیلی چیزا ازجمله دین فقط ادعاشو داریم؟ ماجرای دومی از اولی برام قابل تعمق تر بود چون تو مورد اول در کشور ما هنوز هم آدمهایی که اینکار رو بکنند کم نیستند ولی تو دومی به قول خودت که گفتی از حرفت خجالت کشیدی، منم از اینکه این کار رو خیلی عادی میدونم این شکلی شدم
وب سایت
نویسنده: داوود
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت: 20:27
Ba arz Salam va ozrkhahi be khatere neveshtan ba alephbaye engelisi
Dar javabe aghaye hossein va khanum Maryam
Man Australiya zendegi mikonam va nazdike 1 sal hast ke umadam inja
Ba vojude inke man be sonnathaye khodemun kheyli ehteram migzaram vali nemitunam monkere bazi az vagheiyathayee ke fahmidam besham
Khanum Maryam! agar shoma mikhayd ba in ejbarhaye ejtemayee hamsare ayandatun ya hamsarhaye atrafiyanetuno payband be khanevade negah darin bedunin ke dorost bar ax amal kardin. Aya hich vaght fekr nakardin agar hamsare shoma be shoma khiyanat kard moshkel na dar havooye hamsaretun balke dar khode hamsaretun bude??1
Va aghaye hossein shoma hich vaght be in mozu fekr kardin ke vaghti tuye yek jangal rah mirin momkene be ye jooje tighi beresin ve hich vaght fekr kardin ke in vazife jooje tighi nist ke kharhasho bepooshune balke vazife shoma ast ke patuno rush nazarin??!1
Inha faghat chand soal sade budan vali falsafe bozorgi poshte sare inhast ke baraye kasani ke be nazare man baraye kasani ke dar Iran hastan ghabele ghabul nist va in be in dalile ke ta zamani ke az keshvar kharej nashan va moddati ba baghiye mardome donya zendegi nakonan emkane bavar in harfha vojood nadare chon hatta baraye khode man ham hamintor bud
پست الکترونیک
نویسنده: اسی
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت: 23:31
سلام بر همه دوستان .
راستش من رودتر از همه این پست رو خوندم . اما حوصله نداشتم کامنت بدم .
اما حالا که میبینم بحث داغه …
نویسنده: حسين صابرپور
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت: 23:56
با سلام مجدد
قبل از هر چيز در جواب يك جمله ي آقا داود عرض كنم كه همان طور كه در نظر قبلي هم اشاره كردم ، بنده هم از كشور خارج شده ام و سبك زندگي خارجي ها را ديده ام. البته استرالياي شما را از نزديك نديده ام و نميتوانم بگويم آنجا هم صددرصد مثل اروپاست. شايد فرقهايي داشته باشد. اما اولا شناخت آنجا لزوما متوقف بر ديدن نيست. (گرچه با ديدن ، شناخت كاملتر خواهد بود). و ثانيا بحث ما درباره پوشش، اعم از استراليا و غير آن است.
ضمنا مقايسه اي كه بين مثال من و ((جوجه تيغي در جنگل)) كرديد اصلا مقايسه ي درستي نيست. نوع رابطه اي كه ما در جنگل با يك جوجه تيغي داريم خيلي ضعيفتر از رابطه با يك انسان در مترو يا … است.اضافه بر اينكه جوجه تيغي فهم و تكليف ندارد والا در بعضي جاها او را هم ملزم ميكرديم كه از وسط جاده كنار برود و باعث مزاحمت ديگران نشود و… . بگذريم . خيلي گير دادم.
*********************
*********************
و اما خشايار عزيز
شما اصل جمله اي كه درباره نياز جنسي عرض شد را قبول كرديد ولي گفتيد مرد غربي با اين نوع پوشش تحريك نميشود.
بايد گفت نوع محركها و سطح تحريك ممكن است در زمانها و مكانهاي مختلف متفاوت باشد.
قبل از تفصيل اين مطلب به عنوان مقدمه بايد عرض كنم يك بررسي اجمالي در آماري كه مراكز معتبر جهاني از كشورهاي غربي ميدهند ( از جمله آمار كاهش ازدواجها و كثرت قابل توجه تولد فرزندان – به اصطلاح- نامشروع ) ارائه داده اند، نشاندهنده ي خيلي چيزهاست.
دوستيهاي متعدد – اما كوتاه مدت- يك جوان با جنس مخالف ، در آنجا امري سهل و آسان است و شيوع فراوان بين جوانان دارد. و همين سهولت باعث ميشود كه بسياري افراد انگيزه ي كافي براي ازدواج مادام العمر با يك نفر را نداشته باشند.
سوال اين است كه پيدايش اين دوستيها تحت تاثير چه انگيزه اي است؟
شايد گفته شود صرفا محبت است. اما اين خلاف واقعيت است. در اكثر اين دوستيها با جنس مخالف- و حتي با جنس موافق- انگيزه ي جنسي نقش مهمي دارد. يك نشانه ي آن هم كثرت تولد فرزندان نامشروع است ، و تازه اين فرزندان ، محصول كمتر از نصف جنينهايي هستند كه بسياري از آنها قبل از تولد مورد سقط قرار ميگيرند.
نویسنده: حسين صابرپور
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت: 23:58
اگر نقش مهم انگيزه ي جنسي را در اين دوستيها انكار ميكنيد بايد جداگانه دوباره بررسي و بحث كنيم.
اما اگر اين را قبول داريد، حالا اين سوال اصلي مطرح ميشود كه
(((((( اين انگيزه جنسي چگونه به وجود آمده؟)))))))
اگر آنطور كه شما ميگوييد (و من هم خوب ميفهمم كه چرا ميگوييد) ، قيافه و صورت زيباترين زنان كه هيچ ، بدن لخت آنها هم براي جوانان در همه ي موقعيتها و همه ي شرايط كاملا عادي باشد اين انگيزش و تحريك جنسي از كجا ميايد و پسر را وادار به رفتن طرف دختر و يا بالعكس ميكند؟
استفاده بسياري از شركتهاي غربي از زنان نيمه عريان در تبليغات كالاهاي مختلف با چه انگيزه اي است؟
آيا صرفا براي نشان دادن اين است كه يك انسان دارد از فلان كالا استفاده ميكند؟
راز همه اينها اين است كه نوع تحريك و سطح آن متفاوت است.
به هر صورت غريزه ي جنسي اگر مدتي به يك شكل ارضاء شد دنبال شكلهاي جديدتر خواهد رفت. اگر امروز از يك مرز پا فراتر گذاشت، فردا به اين مرز قانع نخواهد بود و به جلو خواهد رفت.
يك جا با ديدن يك تار مو ، يك جا با ديدن يك شلوار تنگ ، يك جا با ديدن بدن نيمه عريان و…و همينطور شكل و قالب تحريك و ارضاء ، در هر زمان و مكان با زمان ديگر تفاوت خواهد كرد. اما غريزه جنسي هيچگاه ضعيف يا قانع نشده ، بلكه قيافه عوض كرده است.
غريزه ي جنسي يك جوان آلماني عموما به مقدار يك جوان ايراني است، اما شكل و قالب تحريك و ارضاء متفاوت است.
در آلمان و آمريكا و… هم با وجود عادي بودن كم حجابي ، پسر 18 ساله ،سرمست اندام دختري هم سن خود ميشود و … . اما به همان آساني كه به او پيوسته ، به همان آساني هم از او جدا مي شود و به سراغ فرد ديگر ميرود.
چه خوش گفته اند كه : ((باد آورده را باد مي برد)).
و بدين صورت است كه ((تحكيم بنياد خانواده)) در غرب كم كم به يك ((افسانه)) بدل ميشود.
نویسنده: خشایار
پنجشنبه 27 اردیبهشت1386 ساعت: 19:21
منظور من رو خوب متوجه نشدید( شاید هم من نتونستم خوب منظورم رو برسونم) منظور من از اینکه مردان اینجا به بدن عریان زنان نگاه نمیکنن این هست که در نگاه اونا بی احترامی وجود نداره نه بی احترامی به خانوما میشه نه کسی به حریمشون تجاوز میکنه.ببینید همونطور که خودتون اشاره کردین میل جنسی همه جا در هر زمان و هر مکانی وجود داره و به هیچ وجه هم نمیشه اونو متوقف کرد! خود این حرف دلیلیست بر نفی لزوم حجاب اجباری! یعنی جایی که شما با زور چماق هم حجاب رو خواستین گسترش بدین باز هم نمیتونین این میل رو متوقف کنین! به اعتقاد من اینکار نگاه ها رو هرزه تر میکنه!
این انگیزه جنسی که میفرمایین در دوستی ها وجود داره فقط مختص غرب نیست در ایران خودمون با وجود تمام محدودیت هایی که هست، روابط بین دختر و پسر وجود داره و البته خفقان رو هم نمیپذیره! انگیزه ی جنسی همه جا وجود داره به قول خودتون چه با یه تار مو چه با بدن عریان تحریک میشه! پس چرا زور و چماق؟؟؟ اگه میخواین بگین جلوشو میگیریم که بیشتر نشه باید عرض کنم کاملا بر عکس نتیجه میده …دیگه نیاز نمیبینم که این مطلب رو دوباره توضیح بدم که ممنوع کردن هر چیزی باعث تحریک بیشتر میشه و ..
وقتی کسی با چماق میاد جلو یعنی شکست رو در زمینه ی فکری و فلسفی پذیرفته و راه دیگه ای نمیبینه جز چماق!
وب سایت
نویسنده: خشایار
پنجشنبه 27 اردیبهشت1386 ساعت: 19:21
سعی کردم هیچ وقت یک بعدی و تنگنظرانه به موضوعات نگاه نکنم.بله موافق هستم …خانواده در غرب از هم متلاشی شده و خانواده ای اینجا (به اون مفهوم قشنگی که توی ایران هست) وجود نداره. این نعمت بزرگی هست که اکثر مردم غرب دیگه ازش نمیتونن استفاده کنن! اما من این رو با حجاب اجباری( با خود حجاب اشتباه نشه)مرتبط نمیدونم.برای بار چندم هست که دارم تاکید میکنم تمام بحث من سر حجاب اجباری هست…یکی از همین طرفداران برخورد با بدحجابان حرف های شنیدنی زده از اینجا به بعد نوشته مال خودم نیست و فقط کپی میکنم و در انتها هم لینک نوشته ی اصلی رو میذارم:
“به نظرم برخورد انتظامی با مساله ی بدحجابی ، برای ما مثلا حزب اللهی ها خیلی حقارت آور است … یعنی تو با این همه ادعا و چهارکیلو و نیم ریش و یا با روی آفتاب ندیده نتوانسته ای هیچ غلطی بکنی و مجبور شده ای از زورت استفاده کنی ! مجبور شده ای قلم و فکر و سخن و تصویر و هنر را بی خیال شوی و دست به چماق بشوی … . یعنی شکست خورده ای ! در نهایت ذلت …
…یعنی حالا که نمی توانم با استفاده از ابزارهای مشترک موجود مثل هنر ، علم ، منطق ، فرهنگ و خیلی چیزهای دیگر عقیده ام را ـ که به آن ایمان دارم ـ اثبات کنم مجبور می شوم از راه دیگری استفاده کنم که مخالفم امکان آن را ندارد ؛ زور !
فکر و عقیده ای که در شرایط سرکوب و اختناق رشد کرده ـ حتی اگر با استدلال های قوی حمایت گردد ـ و یا حتی پشت سرش کلی منطق و دلیل و عقلانیت و مصلحت و حکمت و غیره باشد ، چون مجال به بروز اندیشه ی مخالف نداده و در شرایط خفقان به وجود آمده هرگز شور آفرین نخواهد بود … ! تفکری هم که شورآفرین نباشد ، راکد باشد و جریان نداشته باشد به هیچ دردی نمی خورد ، حتی اگر آن تفکر ، تفکر اسلامی باشد … !
هرگز نمی تواند زیبایی و شیرینی و هنرمندانه بودن خود را نشان دهد و این ظلم به ظرفیت های آن تفکر است
…چون عذاب و ترس را دیدند گفتند ما ایمان به خدا آوردیم و به آن چه پیش از این شرک ورزیدیم پشت کردیم ، در حالی که چنین ایمانی ارزشی ندارد که با دیدن عذاب باشد . این سنت خداست که در گذشته ها در میان بندگان خدا بوده .” (غافر ، 84 و 85)
منبع: http://www.hezbollahi.mihanblog.com/Post-101.aspx
وب سایت
نویسنده: علی
جمعه 28 اردیبهشت1386 ساعت: 17:33
سلام دوست عزیز وب خوبی داری و اگه می خوای با هم تبادل لینک کنیم . اگه خواستی به من بگو تا لینکت کنم .
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 18:35
به خانم مریم
شما می گویید که حجاب عرف غالب جامع است. بنظرم این حکم درستی نیست حجاب عرف غالب نیست عرف معمولا پدیده ایی است که جامعه داوطلبانه پذیرفته است و نهادینه شده است. حجاب عرف نیست بلکه یک اجبار حکومتی است. کسی توی ان مملکت دواطلبانه حجاب بسر نکرد بلکه حجاب را بزور تیر و تفنگ بسرش کردند. نشانه های این موضوع را همین الان می شود در جامعه دید. بعد از 30 حکومت اسلامی آیت الله ها داد و فغان را انداخته اند که وا اسلاما زنهای مملکت امام زمان دارند لخت می گردند. این چه عرفی است که اینچنین مورد مخالفت میلیونها زن قرار گرفته است. در همین شهر تهران طی یک هفته 150 هزار زن را به علت بد حجابی دسگیر کردند
ولی از این حرفها که بگذریم، حجاب توهین به شعور انسانها است. حجاب چیزی را نمی پوشاند بلکه بردگی زن را عریان می کند. حجاب محصول فکر مسلول فیضیه قم است، محصول فکر ایت الله هایی است که در قرن بیست و یکم دچار یوبوصت قکری قرن چهارمی شدند
پست الکترونیک
نویسنده: داوود
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 19:39
سلام
از پاسخ آقای حسین خیلی ممنونم
فقط خواهش می کنم کاری نکنید که تا وقتی ما بر می گردیم ایران مملکت به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم شده باشه!
مطلب دیگر اینکه با تمام این حرفها از خدا می خوام روزی برسه که ما بتونیم مخالفمونو بیشتر از موافق دوست داشته باشیم!
من که نمی تونم شما چی؟
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 2:42
همه ی کامنتا رو نخوندم اما..
بعضی حرفا بوی عصبانیت میدن.
بوی بی منطقی.. آدم رو یاد کسایی میندازن که چشم هاشون بستس (و همین طور عقلشون) و به جای اون دهانشون تا آخر بازه. تو مملکت ما امروز خیلی از جوونا اینطورین. متاسفانه.
بعضی نقدها مطالعه می خواد، نه یک زبان آماده برای بدوبیراه گفتن.
خشایار تو رو نمی گما… سوءتفاهم نشه.
نویسنده: فرزانه
یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 4:32
maryam aziz shayad behtar bood begi ke ba ki hasti ta inke ba ki nisti har chand shoma ham darin tohin mikonid. yadetoon nare inja faghat tabadoole nazar mikonim va tahmili vojod nadare va age kasi baa ehsaas ziad nazaresho mideh dalil be in nist ke asabanie
نویسنده: فرزاد سینا
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 8:38
خانم مریم
من هم با فرزانه موافقم خوب بود که می گفتید با کی دارید بحث می کنید. ولی از انجایی که شما به خشایار گفتید که با شما نیستمف میمونه کامنت من. ولی خوبه که اسم بیارید. اینجوری متمدنانه تر هم هست. اما در مورد منطق و بی منطقی: منطق بنابر تعریف ادم رو وا میداره قبل از اینکه حکمی در مورد نوشته کسی بده بخودشون زحمت بدهند و چند تا استدلال واسه حرفاش بیاره تا من هم مطمن بشم که به شعور خواننده احترام گذاشتید. کاری که شما کردید دقیقا همونی که خودتون بهش اشاره کردید یعنی چشمتون رو بستید و عقل خواننده را دستکم گرفتید.
این هم راهییه واسه فرار از جواب دادن مشخص. شما در اولین کامنت از حجاب دفاع کردید من هم گفتم حجاب مربوط به قبل از تمدن یافتن انسان هاست یعنی مربوط به عهد عتیق. گفتم زنان در ایران به اختیار حجاب را انتخاب نکردند بلکه با زور سر نیزه حجاب سرشون رفته اینو می خواهید منکر بشوید؟ اگر اینچنین نیست چرا جمهوری اسلامی بعد از 30 همین امروز چاقو کشهای خودشو روتنه خیابانوها کرده و انداخته بجون زنها واسه حجابشون. چرا در طی یکهفته غفط در تهران 150 هزار زن واسه حجابشون دستگیر می شوند؟ اگر حجاب رو خود زنها انتخاب کرده اند چرا حاضرند واسه اینکه رو سریشون دو چارک بالاتر باشه زندان و جریمه رو بجان می خرند؟ اخه این چه استدلالیه که چشمشو بر روی حتی اتفاقات روزانه هم می بندد؟
خانم مریم من به چه کسی بد و بیراه گفتم اگر شما بعد 30 سال حاکمیت مذهبی در ان مملکت هنوز دارید از اسلامیت دفاع می کنید مشگل شماست بد وبیراهی در کار نیست.
پست الکترونیک
نویسنده: ستاره
سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت: 12:43
اقای فرزاد من دختری هستم که علیرغم میل خانواده چادر سر می کنم و هرگز حاضر نیستم انرا کنار بگذارم به نظرم کسی که حجاب دارد به حریم خصوصی دیگران کاری ندارد و حریم خصوصی خودش برایش محترم است اما کسی که بد حجاب است به حریم خصوصی دیگران تجاوز می کند ضمنا فراموش نکنید اکثرخانمهای باحجاب خودشان حجاب را انتخاب کرده اند واگر منظورتان از حجاب اجباری ان شالهای نصفه نیمه است اون که حجاب محسوب نمی شه تازه یه جور زینته عصبانیتتون رو بهتره جای دیگه تخلیه کنید
وب سایت
نویسنده: ستاره
سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت: 12:45
اقای خشایار :
اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست از مسلمانی ماست
وب سایت
نویسنده: سپنتا
چهارشنبه 13 تیر1386 ساعت: 11:43
به نظر من هر دینی راه و روش درست زندگی کردن رو به انسان آموزش میده.حالا اینکه بعضی ها دین رو دستکاری میکنن یا دم از دینی میزنن که فقط ادعا هست و در عمل از کافر هم کافرترن رو نباید ب پای دین گذاشت.هیچ مذهبی نیست که بد انسان رو بخواد. این ما هستیم که بدی رو ب پای دین میذاریم. از ماست که بر ماست.
با بعضی از قسمت های متنت موافقم اما تو همین ایران ما یه بار تو مسجد محل گفتن رفتگر محل نزدیک 1 کیلو طلا رو پیدا کرده و برا صاحبش برده. داستان اینطور بوده که این طلا ها توی یه بقچه بوده و بچه ی عقب مونده ی اون فرد اونا رو می ندازه تو سطل. وقتی آشغال ها رو جمع آوری کرده بودند رفتگر اون طلا ها رو می بینه و میاد تو مسجد میگه تا صاحبش پیدا شه و اونها رو تحویل می ده.
عیب از مسلمانی ماست، به اسلام ربط ندیم. دین دولتی اخلاقیات رو از بین برده
با نظرت موافقم. اما ببين يه مسئلهء ديگه هم هست که بهش اشاره نکردی. قبلاً وضع فرهنگ و ارزشهای اخلاقی مردم اينجوری نبود. نه اينکه ايرانيهای قديم فرشته بودند، اما ديگه وضع مثل الآن وحشتناک نشده بود. به نظر من در عرض سه دههء گذشته شرايط افتضاح اجتماعی و سياسی و از اون بدتر شستشوی مغزی توسط حکومت خيلی خيلی به ما صدمه زده. نمونههاش رو دارم توی همين نظرخواهی ميبينم. در نوشتهات چندان تأکيدی بر مسئلهء پوشش نشده بود اما ميبينم که همه فقط گير دادهاند به حجاب. تأسفآوره! به خصوص وقتی آدم استدلالهای سست و عجيب و غريب بعضيها رو ميخونه.
مريم خانم، فکر ميکنی اگر با کتک و شلاق و توهين و تحقير حجاب رو زورچپون نميکردند هنوز هم عرف غالب جامعه بود؟ و آيا عرفی که با اين بهای سنگين و نفرتانگيز غالب شده هنوز ارزشی داره که ازش به عنوان استدلال استفاده ميکنی؟ فکر ميکنی چرا به خاطر حجابت مسخرهات ميکنند؟ تو نماد يک تحميل هستی. نماد استبداد. زورشون به عاملانش نميرسه، تو رو مسخره ميکنند. اين عقدهها رو حکومت براشون درست کرده و تو رو که ميبينند خودشون رو تخليه ميکنند. مطمئن باش اگر پوشش آزاد بود کسی به سر و وضع تو کاری نداشت، همونطور که در کشورهای آزاد کسی به خاطر حجابش مسخره نميشه و زنهای محجبه مورد احترام هستند.
چرا فکر ميکنی در کشورهای ديگه زن از خيانت شوهرش ناراحت نميشه؟ به چه حقی و بر اساس کدوم دليل و مدرک احساسات خودت رو رقيقتر و بالاتر از زنهای کشورهای ديگه ميدونی؟ خودت کی و چطور واکنش زن غربی و شرقی رو مقايسه کردهای که حالا از نويسندهء اين وبلاگ جواب ميخواهی؟
پرسيدهای: میشه بگی مشکل جامعه ای که در اون زن و مرد پا به پای هم در نهایت سلامت اخلاقی فعالیت اجتماعی می کنن، و زیباییها و لذتها و آرامش روحیشون توی خانوادشونه چیه؟
والا من هم نميدونم مشکل همچين جامعهای چيه. خودم بيست ساله که دارم دقيقاً در چنين جامعهای زندگی ميکنم، بدون چماق و آخوند و حجاب و اسلام! اگر ميخواهی از مشکلات جامعهای که خودت داری در اون زندگی ميکنی و فساد اخلاقی در ايران بدونی کاری نداره، با چشمان باز يه نگاهی به دور و برت بنداز.
حرفهای اين آقای حسين صابرپور هم که ديگه شاهکاره! گمونم شما از طرفداران بنیصدر ملعون هستيد که بحث اشعهء موی زنها رو برای اولين بار مطرح کرد! اين آماری که از پسرفت تعداد کودکان در کشورهای صنعتی نقل کردهايد، به عنوان دليل بيحجابی زنها رو عنوان کرده؟! يا اين استنباط شماست و داريد به عنوان آمار جا ميزنيد؟ نخير آقا، يکی از دلايل اين آمار اينه که اروپاييها برای بچه به دنيا آوردن بيشتر به خودشون سخت ميگيرند و ميخوان بهترين شرايط رو برای بچه فراهم کنند و زنها اينجا ماشين جوجهکشی نيستند که هرکدوم ده تا کور و کچل دنبال خودشون راه بندازند! کاهش ازدواجها هم به اين خاطره که برای ايجاد رابطه و عشق و دوستی احتياج به يک ورقپاره و تأييد يک آخوند ندارند.
ستاره خانم هم ديگه فوقالعاده متين و مستند گفتهاند خانمهايی که حاضر نيستند تن به شرايط قرون وسطايی ايران بدند و با حجاب نصفهنيمه نشون ميدند که نميخوان اين وضع رو بپذيرند، اصلاً به اين قوانين معترض نيستند و خوششون مياد شال روی سر و مانتو به تن داشته باشند چون قشنگه! واقعاً موندهام که چی بگم در برابر اين همه تيزبينی و شناخت جامعه.
بابا جان اگه ميخواهيد خودتون رو در پارچه بپيچيد به کسی ربط نداره. اگه کسی خواست نگاهتون کنه به من بگين من خودم ميام ميزنم پس کلهاش! فقط دست از سر ديگران برداريد و بگذاريد زندگيشون رو بکنند و اينجوری برای حقانيت سرکوب و استبداد استدلالهای مضحک نياريد.
ميبخشی خشايار جان اما آدم يه چيزايی ميخونه که کلهاش سوت ميکشه!
***************************************************
می فهمم چی می گی اما خیلی از این نکات رو واقعا تا وقتی که در محیط باز زندگی نکرده باشیم نمی تونیم متوجهش بشیم. من خیلی تلاش کردم تا این مفاهیم رو منتقل کنم اما ظاهرا راهی جز تجربه کردنش به صورت مستقیم نیست! الان دیگه از کسی که فقط در محیط بسته ی ایران زندگی کرده توقعی ندارم که خیلی از این نکات رو متوجه بشه. همونطور که خودم متوجه نبودم قبل از این که به اینجا بیام
ba salam ba dotan roshnfkram dam hamton garm amam ali farmodan اي مردم در روزگار فناپذير تو شه بر گيريد براي روزگار جاودان
خشايار عزيز با اينكه خارج از ايران زندگي نكردم كاملا باهات موافقم-حرف دل منو زدي-پانته ا جون تو هم خيلي خوب نوشتي مخصوصا اون قسمت (تو نماد يک تحميل هستی. نماد استبداد. زورشون به عاملانش نميرسه، تو رو مسخره ميکنند. اين عقدهها رو حکومت براشون درست کرده و تو رو که ميبينند خودشون رو تخليه ميکنند. مطمئن باش اگر پوشش آزاد ….)
مشكل از ذهن بيماريه كه مسيولان دارن و اين افكار كثيف مثل يه ويروس به ديگران منتقل شده
اقاي حسين صابري به نظر من جوجه تيغي يكي مثل معاون دانشگاه زنجانه-يكي مثل سردار فلاني كه با زنان عريان نماز!!!!!؟؟؟؟ ميخونه
ستاره جان اگه تو زمان رضاخان بودي كه مجبور بودي بي حجاب باشيو موقع بيرون رفتن هميشه ميترسيدي به من بگو در تمام زندگيت چه حسي داشتي؟؟؟؟ انصافا يه بار بهش فكر كن
الان من همين حسو دارم-احساس امنيت ندارم-از اين پليساي بي خدا مي ترسم-چون ميدونم كه از خدا هم نمي ترسن به ناموست هم رحم نمي كنن
زورشون به دختراي 45 كيلويي ميرسه
با يه نگاه به روزنامه ميبيني كه چقد امار تجاوز بالا رفته-مردان متجاوز از عمله افغاني هست تا جناب سردار و جناب معاون كه رساله دكتراشون راجع به معراج !! پيامبر هست
عزيز دلم مطمين باش اون كسي كه ميخواد اين كارو بكنه كاري به چادرت نداره به يه جاي ديگت كار داره-ميدوني چرا ؟چون تشنه اس-
تورو خدا نگو كه چون دخترا رو با شال تزييني؟؟!!! ميبينه اينطوري مي شه
چون اين سطحي ترين و احمقانه ترين نظريه كه ميشه داد-پس فكر كن و يه چيز جديد بگو
با سلام خدمت شما باید عرض کنم که اسلام واقعی کارش خیلی درست ولی حیف که اکثر ماو مدیران فقط اسم اسلام را یدک می کشیم وبا عملکرد نابجای خود این سوءتفاهم ها رو برای برخی افراد ایجاد می کنیم.