یکی از وسایل حمل و نقل عموی در بریزبن فری( Ferry ) هست.نمیدونم که آیا کلمه ی فارسی برای این وسیله وجود داره یا نه. شاید بشه یه جورایی بهش تاکسی آبی گفت.(ولی چون مطمئن نیستم با عرض پوزش از همون کلمه ی انگلیسی استفاده می کنم .)رودخونه ی بزرگی که از میان بریزبن رد میشه باعث شده فری برای بعضی مسیر ها به عنوان وسیله ای سریع٬شناخته بشه.من هم که خونم نزدیک رودخونه هست گهگاهی از این وسیله استفاده می کنم.
چند وقت پیش که سوار فری شده بودم ٬وقتی فری داشت به یکی از پل ها نزدیک میشد٬ توجه همه به چند تا بچه مدرسه ای که داشتن از روی اون پل رد میشدن -و سر و صدای زیادی می کردن – جلب شد. وقتی اون بچه ها به وسط پل رسیدن( قسمتی که فری میخواست از زیر اون رد بشه) ایستادند و با لب هایی خندان به فری زل زدند. بعد یهو دیدم همه ی مسافر هایی که روی عرشه بودن رفتن داخل. مسئول فری اومد بیرون رو عرشه و به اون بچه ها نگاه کرد و دستور داد فری متوقف بشه.من هاج و واج مونده بودم که چی شده ولی از اونجایی که اصولا خیلی کنجکاو هستم والبته از حماقت فوق العاده زیادی نیز برخوردار می باشم٬ داخل نرفتم و همونجا ایستادم ببینم قضیه از چه قراره.
فری وسط رودخونه متوقف شده بود و اون بچه ها هم بالای پل منتظر بودند. بعد از یه مدت کوتاه حوصله بچه ها سر رفت و به راه خودشون ادامه دادند. مسئول فری هم اشاره کرد که اوضاع روبه راه هست و فری دوباره حرکت کرد. بچه ها تقریبا به آخرای پل رسیده بودن که متوجه شدن فری داره میاد به سمتشون.یک کدومشون داد زد و بقیشون رو خبر کرد که فری داره میاد.همشون مسیرشون رو عوض کردن و شروع کردن به دویدن به سمت وسط پل(محل عبور فری). کاپیتان هم که این وضعیت رو دید با یه شتاب ناگهانی سرعت فری رو زیاد کرد که بتونه زود تر از بچه ها از زیر پل عبور کنه.
خیلی هیجان انگیز شده بود! بچه ها از اون طرف میدویدن٬فری هم از این طرف با حداکثر سرعت در حال فرار بود و من عشق هیجان هم همچنان روی عرشه ایستاده بودم و باکنجکاوی نگاه میکردم ببینم چه اتفاقی قراره بیفته.
بالاخره بچه ها تونستن خودشونو درست لحظه ای که فری میخواست از زیر پل رد بشه به اونجا برسونن و آب دهنشون رو انداختن به سمت فری اما چون ظاهرا استاتیک و دینامیک نخونده بودن هدف گیریشون اشتباه از آب درومد و آب دهن مبارکشون مقداری دیر تر از فری به سطح آب رسید و فری به سلامتی از زیر پل رد شد. جمعیت دوباره با لب هایی خندان برگشتن روی عرشه.من هم خندم گرفته بود که ماجراجویی چند تا بچه مدرسه ای اینجوری یه ملت رو سر کار میذاره!
بله اینجور نا هنجاری ها همه جا جود داره.حتی توی استرالیا با تمام ادعایی که در مورد فرهنگ عمومی جامعش داره. مسلما پدر و مادر و جامعه ی اطراف ٬روی رفتار بچه تاثیر فوق العاده ای دارن .البته به هیچ وجه قصد ندارم از روی رفتار چند تا بچه مدرسه ای کل این جامعه رو زیر سوال ببرم.هدفم از اشاره به این مطلب این بود که نشون بدم اینجا هم (مثل هر جای دیگه ی دنیا) از اینجور رفتار ها گاه گه دیده میشه و اگه ما تو ایران مشکلاتی از این دست داریم٬ فکر نکنیم این مسائل فقط خاص ایران هست.
این فقط یک مثال نوعی بود که موارد هم جنسش رو هم اینجا زیاد دیدم .نا هنجاری های اجتماعی مثل رد شدن بعضی از عابرین پیاده از چراغ قرمز.یا حتی بعضا من دیدم برخی راننده ها هم با اینکه میدونن تا رسیدنشون به تقاطع ٬چراغ زرد٬ قرمز میشه باز هم سرعت رو کم نمیکنن و از چراغ قرمز عبور میکنن( البته این مورد نادر هست و من فقط چند بار مشاهده کردم) .یا بی توجهی عده ای از مردم در خصوص تمیز نگه داشتن شهر و خیلی چیزای دیگه…ولی خوب متاسفانه باید اعتراف کنم درصد وقوع این جور چیزا تو ایران مقداری بیشتر هست.
حالا اگه فرصت شد در این خصوص بعدا بیشتر مینویسم .
+ نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 17:30
نویسنده: حسين صابرپور
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 2:38
خشايار عزيز سلام مجدد و خسته نباشيد.
عذر ميخواهم از اينكه مجبورم باز بحث را ادامه بدهم فكر ميكنم اين مسئله اگر چه به ظاهر جزئي باشد ولي در خيلي از موضوعات ديگر اجتماعي هم روي قضاوت ما و خوانندگان تاثير خواهد گذاشت.
دوست عزيز
شما در نوشته پنجشنبه حرف مرا كه ((انگیزه ی جنسی همه جا وجود داره و چه با یه تار مو چه با بدن عریان تحریک میشه )) را تاييد كرديد.
در حالي كه اگر به نوشته چهارشنبه خودتان نگاهي بيندازيد آنجا نوشته ايد كه : ((مسئله اینجا هست که مرد غربی با این نوع پوشش تحریک نمیشه )).
قصد مچگيري ندارم ولي بالاخره در بحث بايد يك نظر واحد ارائه شود يا اينكه تصريح شود كه نظر قبل اشتباه بوده. بگذريم.
اما اصل بحث:
شما درنوشته اخيرتان در دو مسئله با عرض معذرت راه درستي نگزيده ايد.
مسئله ي اول:
مقدمتا ياد آوري ميكنم كه شما در نوشته ي سابقتان نوشتيد:
((…فرمایش شما رو قبول دارم که اشاره کردین: “نياز جنسي نه مقهور روزمرگي و عادت ميشود و نه قابل اشباع صددرصد است. به همين خاطر تنها چاره ي آن ، چارچوبهاي مناسبي براي كاهش تحريك است نه كنترل بعد از تحريك.” )) .
در نوشته اخيرتان اينكه (( ميل جنسي همه جا هست و از تار مو تا بدن عريان همگي باعث تحريك ميشود و …)) را مقدمه قرار داديد كه بگوييد نبايد الزام به حجاب باشد.
اما توجه نكرديد به اينكه حجاب يكي از همان چارچوبهايي است كه تحريك را به حداقل ميرساند.
هر چه حجاب كاملتر باشد تحريك كمتر است. اين از نظر متخصصين مربوطه امري ثابت شده است.
البته بديهي است كه حجاب بايد با شروط و مسائل ديگري همراه باشد تا بتواند جلوي مفاسد جنسي را بگيرد. به عبارت ديگر حجاب، شرط لازم است اما وجود يك شرط كافي نيست.
به همين خاطر است كه در كشور ما هم با وجود اغلبيت حجاب ، ارتباطات و اعمال فاسد باز هم در گوشه و كنار يافت ميشود. و اين ناشي از علل ديگري است كه آن علل بايد بررسي و برطرف شود ولي در عين حال وجود آن علل چيزي از اهميت حجاب كم نميكند.
نویسنده: صابرپور
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 2:40
در هر صورت ، براي سالم ماندن جامعه حجاب لازم است. البته راه درست اين است كه متوليان فرهنگي، حوزه علميه و… فوايد و ضرورتهاي حجاب را به طور كامل براي مردم تبيين كنند به طوري كه زنان با رغبت و اختيار خودشان به اين امر روي آورند.
اما حال كه متوليان فرهنگي ، وظيفه خود را به طور كامل انجام نداده اند ، و همين باعث شده كه عده اي از زنان به هيچ وجه مراعات نوع پوشش خود رانكنند ،بايد چه كرد؟ و آيا اين اقدام نيروي انتظامي ميتواند اين نقص را جبران كند؟ اينجا ست كه اشتباه دوم شما رخ ميدهد : (دومين مسئله اي كه در ادامه ميايد)
مسئله دوم
مسئله دومي كه شما – و همچنين آن برادر حزب اللهي- ، آنرا به اشتباه درك كرده ايد اين است كه گمان ميكنيد قرار است كسي را با چماق ديندار و مومن كنند. اما اينطور نيست.
اكثريت زناني كه با تذكر نيروي انتظامي ، به اجبار حجاب به سر ميكنند ، در قلبشان همان تفكر سابق باقي ميماند. و بلكه به قول شما بيشتر از دين و حجاب و … زده و سرخورده ميشوند.
اما آنچه كه توجه نكرده ايد اين است كه كسي نخواسته با اين طرح آنها را ديندار و معتقد كند. بلكه اين طرح براي سلامتي و حفظ بقيه مردم است.
قضيه از اين قرار است كه وجود زنان مبتذل در خيابانها دو تاثير دارد.
يك تاثير بر روي زنان ديگر و يك تاثير بر روي مردان – به ويژه جوانان- .
تاثير روي ديگر زنان اين است كه آنها هم به تدريج با ديدن تغيير جو جامعه ، به سوي بدحجابي تحريك و تشويق شوند.
تأثير روي مردان هم كه واضح است و قبلا توضيحش آمد. همان تحريك جنسي كه ذكر شد.
نویسنده: صابرپور
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 2:40
هدف در طرح نيروي انتظامي ، جلوگيري از اين دو تاثير است ، نه معتقد كردن زنان بدحجاب به حجاب . شكي نيست در اينكه خود اين زنان مبتذل غالبا نظرشان تغييري نميكند و معتقد به ضرورت حجاب نميشوند.
براي اينگونه زنان اجبار فايده اي ندارد.براي اينها همانطور كه سابقا گفته شد بايد قبلا مسئولين فرهنگي كشور به فكر فرهنگ سازي و تبيين فوايد حجاب ميفتادند. اما متاسفانه كوتاهي كردند.
حال كه به چنين وضعيتي رسيده ايم ، وظيفه نيروي انتظامي جلوگيري از آلوده شدن سايرين است.
البته اين هم شايان ذكر است كه تعداد اندكي از اينگونه زنان ، اصراري بر بدحجابي ندارند بلكه فكر ميكنند در عصر فعلي مردم به بدحجابها بيشتر توجه ميكنند و اين را نوعي كلاس داشتن تلقي ميكنند. اما اگر جو جامعه برگردد آنها هم به خطاي خود پي خواهند برد.
از اينكه نوشته ام طولاني شد عذر ميخواهم .
در آخر ، نكته اي كه بايد گفته شود اين است همه ي اين بحثها بر اين مبناست كه فوايد و ضرورت اصل حجاب – با صرفنظر از اجبار يا عدم اجبارآن- براي خوانندگان روشن شده باشد. اما اگر در مورد اصل فايده و ضرورت حجاب – با صرفنظر از اجبار يا عدم اجبارآن- هم شكي داشته باشند ، بايد ابتدا به طور مفصل درباره اصل فايده و ضرورت حجاب بحث شود سپس بر روي اجبار يا عدم اجبار آن.
با تشكر و معذرت از پرحرفي
نویسنده: خشایار
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:3
سلام بر شما
بهتر بود ادامه نظر رو در همون پست قبلی میذاشتین(که البته فرق چندانی هم نمیکنه). و اما چرا من در مورد تحریک به اون صورت ( به ظاهر دوگانه) صحبت کردم.بله من در نوشته روز چهارشنبه گفتم: “مرد غربی با این نوع پوشش تحریک نمیشه!” به این دلیل که تا اون موقع ما داشتیم یه بحث کلی در مورد “تحریک میکردیم و وارد جزئیات نشده بودیم. اما اگه دقت کنین بعد از این نوشته ی من شما فرمودین: “…نوع تحريك و سطح آن متفاوت است.”و در جای دیگه اشاره کردین:”غريزه ي جنسي يك جوان آلماني عموما به مقدار يك جوان ايراني است، اما شكل و قالب تحريك و ارضاء متفاوت است.” خوب از اینجا ما دقیق تر وارد بحث تحریک شدیم و دیگه نمیشد به شکل کلی در موردش حرف زد. بعد از این من گفتم “میل جنسی همه جا در هر زمان و هر مکانی وجود داره و به هیچ وجه هم نمیشه اونو متوقف کرد!” وقتی ما وارد بحث کمیت و کیفیت کلمه شدیم دیگه نمیشه کلی در موردش صحبت کرد. اگر من قبلا گفتم مرد غربی با دیدن زنان کنار ساحل هم تحریک نمیشه، به این مفهوم هست که میزان این تحریک برای مرد غربی نسبت به مورد مشابه برای کسی که در ایران زندگی میکنه( تصور کنیم یه مرد ایرانی کنار دریا یه زن لخت رو ببینه) خیلی کم و ناچیز-در حدود صفر- هست که با تقریب مناسب ازش گذشتم! اما در ادامه بحث ریزتر شد و اون تقریب دیگه مناسب نبود! که البته دلیل این امر هم مشخصا محیط متفاوتی هست که در ایران و در غرب وجود داره.
نتیجه ی اولیه ای که میشه از این صحبت گرفت اینه که حجاب اجباری مرد ایرانی رو نسبت به مرد غربی حریص تر کرده، درست برعکس فرمایش شما! من مخالف این حرف هستم که حجاب تحریک رو کمتر میکنه! کسی که بخواد تحریک بشه با دیدن زن محجب هم تحریک میشه و با نگاهش لباس رو پاره میکنه!! و کسی که نخواد تحریک بشه (بعد از مدتی زندگی در محیط باز)، از کنار زن برهنه هم به راحتی عبور میکنه. مسئله این هست که نگاه مرد آلوده باشه یا نه!این نگاه آلوده میتونه هم در نگاه مرد غربی باشه و هم در نگاه مرد ایرانی.میتونه هم در نگاه هیچکدومشون این آلودگی وجود نداشته باشه.بر خلاف گفته ی شما این مشکل مرد هست نه مشکل زن!
در مورد مسئله دوم هم که زنان بدحجاب رو ، مبتذل مورد خطاب قرار دادین بهتر می دونم هیچ حرفی نزنم و موضوع رو به وجدان خودتون واگذار میکنم.آیا بد حجابی مساوی با ابتذال هست؟
وب سایت
نویسنده: فرزانه
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:19
salam be ham vatanaay azizam
man kolan adame kheli rooki hastam va sari miram sare asle matlab , va chon modate toolani kharej az keshvar zendegi mikonam manie bazi az kalamate ke shoma estefade mikonid ro nemifahamam albate age on kalame farsi bashe na arabi bishtar motevajeh misham. berim sare asle matlab ke fekr mikonam hejabe ejbari bashe. Bishtar sohbatam ba aghay saberpour hast. jenabe aghay saberpour fekr nakonam shoma dar hich kojae ghoran betonid yeh jomle dar morede hejabe ejbari payda konid, dar ghoran omade ke zan va mard hejabeshono bayad raayat bekonan vali entekhab ro be khodeshon dadan. dar natijeh az nazare man hejabe ejbari kamelan ghalate, kolan zoor goftan be ensaana ghalate. khodavand be maa maghz dade ke betonim fekr konim va tasmim begirim ke che chizi baray zendegi maa khob hast va hamono ejraa konim taa zamani ke be digari azari naresonim. yek ejtemaa va ya ghanoone on ejtemaa in ejaze ro nadare ke bekhad dekhalat bekone be zendegi shakhsi ensana, be in migan azadi.
نویسنده: sina
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:19
Hey Saberi,
I have been read most of your comment and I am in opposition with you . why you think any individual people who brought up with different culture ,religion and attitude have to behave with government’s will. wearing Hejab is a private matter and no body can force people to do that beside that if a government do that it is not because of reasons like you mentioned but it just away of governing a country and part of politics
Furthermore wearing Hejab is not only for female but that is come from a family and relevant which have male and female together. I want to say if you see 100 lady with strict Hejab you should know at least there is a 1000 people with this attitude and reverse
finally , I should say I am one of victim’s of Iran’s government policies and do not want to challenge with such traitor like you
Sina
نویسنده: فرزانه
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:19
shoma dar morede in sohbat mikonid ke bad hejabi aamele fesaade, va in baese tahrike marda mishe va baes mishe ke fesaad to jaame bishtar beshe. man kamelan ba harfe shoma mokhalefam . shoma nemitonid begid chon hame to yeh keshvar hejabe eslamishono kamelan raayat mikonan pas fesad va ya mardaha dige tahrik jensi nemishan, chon motmaen hastam ke dar har jamey zan va ya mardi ke khod foroshi bekone hast. pas nemitonid in natijeh ro begirid ke bad hejabi ya bi hejabi baese fesad shode. hamon joor ke hame midonim eghtesade yeh jameh vaghti paeen mire fesad ham ziad mishe hala in fesad momkene khod foroshi bashe va ya roo ovordan be mavade mokhader ya karay ghere ghanooni mesle doozdi, ke bahsi jodaganast. bargardim be sohbate avalemon, shoma darid alanan migid ke zanaha khodeshono beposhonan ke maa mardha tahrik nashim, in vazife zan nist ke ke jolo nafse shoma ro begire, bale shoma masole nafsetoon hastin. shoma masole in hastin ke yek zano be sorate kaala nabinid, ke har chi in kaala mohor mom shode bashe jensesh alatare. man kharej az Iran zendegi mikonam va hich vaght nadidam ke mardi be zani nega kone ke damane mini poshide va fekr kone ke in zan fasede, na inke aslan nega nakone , khoda cheshmo dade ke bebini, va adama doost daran ziabie ro bebinan vali didan darim taa didan
نویسنده: فرزانه
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:20
. yeh mard in hagho nadare ke ba biehterami be yeh zan nega kone har chand ke kenare darya bashe ba mayoo mitonte nega kone va tahsin bekone vali ejaze biehterami ro nadare hamon joor ke shoma vaghti ke yeh manzare ghashango mibinid va be on tabiat biehterami nemikonid va say mikonid ashghal dar on mahal narizid ke ziabaesh ro az dast bede , pas chetor mitonid be zan in mojood ziba in zani ke khoda ghesmati az ghodrate khodesho ke bedonya ovordane mojodi dige hast be cheshme napaak bebinid va behesh injori biehterami konid, ke bayad hejabe eslami saret bashe ke mani ke mardam tahrik nasham. Motmaen hastam agar ham zanha kamelan khodeshono beposhan mardi ke cheshme napaak dare baz ham on zano az zire chadore meshkesh lokht mikone to zehne khodesh.
age alan khanooma az nazare shoma bad hejabi mikonan bekhatere in nist ke mikhan class bezaran ya fesaad ro bishtar konan be in khatere ke mikhan haghe khodeshono begiran haghi ke shoma aghayoon salhast az zamane hokomate kelisa va shayad ghabltar az zan gerefte shode. va ba in raftar faghat mikhan began ke maa ham nazar darim ensaan hastim va mikhaem onjoori ke doost darim zendegi bekonim va hich kas in ejaze ro nadare ke ba maa zoor bege va haghe maa ro az zendegi begire.
نویسنده: فرزانه
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:33
khasayare aziz
bazie bacheha be farhang on jame kari nadare, dorost hamon joor ke maa bachegimon kheli sheytoon boodim va zange khoneharo mizadim va dar miraftim va rabti be khonevade va ya farhange maa nadashte faghat yeh bazie bachegoneh bood.
in ghazie ke shoma tarif kardin ham rabti be farhange on keshvar nadare yeh bazi bachegone hast age tavajoo karde bashi bozorgtarha ham ino ghabool kardan va ba in masale tori dige raftar kardan bejae inke foosheshon bedan ya daste mamoran bedan az in bazi dar raftan, dastane bamazey bood va mano yaade bachegiam entakht har chad to in sene saal hanooz ham sheytoniae bachegi ro anjam midam
نویسنده: خشایار
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 10:39
به فرزانه:
اگه دقت کرده باشین تو نوشته اشاره کردم که : “به هیچ وجه قصد ندارم از روی رفتار چند تا بچه مدرسه ای کل این جامعه رو زیر سوال ببرم” و در مجموع با فرمایش شما موافق هستم.
ضمنا به نکته ی جالبی اشاره کردین: طرز رفتار مردم با بازیگوشی اون بچه ها
ممنون
وب سایت
نویسنده: tahamtan61
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 17:34
سلام….هی کلی خندیدیم از دست این بچه ها …در ضمن دنیای بچگی و شیطنتهاش ایرانی استرالیای نداره بلکه جهانی ولی در جایی اونقدر فقر هست که بچه 10 ساله بیست سالش شده و در جایی اینقدر رفاه هست که آدم بزرگش مثل بچه رفتار میکنه…ولی در مورد حجاب بگم که…حجاب برای اینه که زن وقتی از خونه میاد بیرون هم خودش هم خانوادش و هم جامعه در کنار هم باشن بی هیچ توجه جنسی …وقتی یه خانوم میاد بیرون بی حجاب حتی اگه بهش تجاوز هم کنن حقشه …واسه اینکه خودش خواسته که تو چشم بیاد و هی بوق بوق کنه ..و این هم کاملا از روانی بودن فرد هست که میخواد جلوی یه کارگر افغانی یا یک روستایی زن ندیده حوری بهشتی تصور بشه…نظرم خیلی خصمانه بود موفق باشین البته قصد توهین اصلا نداشتم
وب سایت
نویسنده: hanaa
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 18:11
1. mokhtasar mofid benevisid ke beshe hame nazarat khoond
2. rajebe bahse agha saber dar morede hejab, fesad kheyli rabti be hejab nadare
3. shoma kasio mishnasid ke omresh 1500 sal bashe ke bedoone oon zaman araba che joor mipooshidan ke badesh hejabo rasm kardan, hejabo oon zaman che hadi midoonestan majhoole
نویسنده: hanaa
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 18:12
4. kolan een harfa be jayee nemirese
نویسنده: فرزانه
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 18:26
tahamtan61 man fekr mikonam shoma joze taleban bashid va baa ashkhasi baa tarze fekr shoma aslan nemishe bahs kard, man aslan fekr nemikardam ke yeh irani ba in tarze fekr ham vojod dashte bashe motasefam
نویسنده: داوود
شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت: 20:5
سلام
به نظر من ایرانیها به دلیل هوش بالایی که دارند نظرات متنوع میدن و به همین دلیل نمی تونن به توافق برسن!
بیایید از این هوش بالا استفاده کنیم و در نظرات مخالفین دنبال نکات عملی بگردیم
نه اینکه مثل اصلاحطلبان دوره قبل اونقدر با هم دعوا کنیم که طالبان! سر کار بیان!
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 2:46
حرف داوود رو دکتر حبیبی استادمون هم میگفت. اونم خیلی جاها رفته… فرانسه، آلمان…:
“به نظر من ایرانیها به دلیل هوش بالایی که دارند نظرات متنوع میدن و به همین دلیل نمی تونن به توافق برسن!”
من یه بار یه بحث با 84 کامنت توی بلاگم راه انداختم. انقدر ازش استفاده بردم…
اما نمی دونم چرا دیگه حوصله ی بحث ندارم.
نویسنده: سيما
یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 8:10
سلام آقا خشايار. ما هم در بريزبن هستيم ولي من خودم تا به حال اين صحنه رو نديدم. آنچه در پست شما بسيار براي من جالب بود بيش از شيطنت اون چند تا بچه مدرسه اي واكنشي بود كه مردم در قبال اون داشتند. تسور مي كنم صحنه مشابهي رو در ايران كه راننده بدون توجه رد مي شود و احتمالا ند تا فحش آبدار نثار اون بچه ها مي كنه. اتفاقا ما نظير اين صحنه ها رو كه مردم به راحتي به اصطلاح ما سر كار مي رند رو اينجه زياد ديديم. نمي دونم به لحاظ جامعه شناختي اين تفاوت از كجا ناشي مي شه … بايد بيشتر انديشيد ولي من مولفه هاي بسيار متعددي رو موثر مي دونم …
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: داوود
یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت: 19:24
سلام
از لطف خانم مریم خیلی ممنونم که منو با استادشون مقایسه کردن
بحث خیلی زیاده من فقط از آفای حسین اینو بپرسم که اگر به نظر شما قبل از باز کردن فضا باید آموزشهای لازم به مرذم داده بشه ما هم به شدت موافقیم به شرطی که ذر نهایت به هر چه که مردم انتخاب کردند اجترام گذاشته بشه نه اینکه در نهایت بازم بگید حرف حرف ماست.
البته اینرو هم بگم که به نظر من در نهایت بر خلاف وحشت بعضیها، جامعه با وجود تغییرات زیاد کاملا غربی نمیشه چون غرب هم مشکلاتی دارد که راه حلش دست ماست.
پست الکترونیک
نویسنده: حسين صابرپور
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 10:49
********** 4 قسمت ***********
با سلام وعرض معذرت از مزاحمت مجدد ، حق بدهيد كه نميشود با چهار پنچ خط مطلب را بيان كرد.
اما جهت تسهيل كار ، نوشته ام را به چهار قسمت تقسيم ميكنم. هر كدام را كه وقت داشتيد بخوانيد.
پست الکترونیک
نویسنده: حسين صابرپور
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 10:50
((((((((((((( الف- درباره نوشته ي آقا خشايار )))))))))))))))
فرموديد : ((…مسئله این هست که نگاه مرد آلوده باشه یا نه)) .
در نوشته ي قبلي عرض كردم كه ((…حجاب، شرط لازم است اما وجود يك شرط كافي نيست…)).
بايد دانست كه آلوده بودن نگاه مرد – فاسد بودن او ، خودفروش بودن ، و يا هر تعبير ديگري كه بكنيم – معلول عوامل مختلفي است كه يكي از آنها مناظري است كه از كانال چشم وارد ذهن و دل او شده است. و البته عوامل ديگري در رابطه با خانواده ، دوستان،وضعيت جامعه و … وجود دارد كه قصه اش قصه ي همان شروطي است كه گفتم علاوه بر حجاب وجود داشته باشد. وضعيت اقتصادي جامعه – كه خانم فرزانه به آن اشاره كرده بودند- هم جزء اين عوامل است . و… .
با توجه به اين مطالب، ممكن است مرد با نگاه به زن چادري هم شديدا تحريك بشود اما اين از جاي ديگري ناشي ميشود. شما از هر دكتر،روان شناس، و هر متخصص منصفي كه خواستيد بپرسيد كه اگر يك مرد در حالت طبيعي و نرمال باشد ، با ديدن يك زن چادري ، به مقداري مساوي با ديدن يك زن نيمه عريان تحريك ميشود؟ خواهند گفت كه نه. تفاوت از زمين تا آسمان است.
كسي نگفته كه تقصير همه ي مفاسد جامعه بر گردن زنان است. اسلام به هر مقدار كه به زن فرمان حجاب داده ، بيش از آن مقدار، به مرد فرمان كنترل نگاه ، فكر ، و رفتار داده است. هر كدام از مرد و زن اگربه وظيفه شان عمل نكنند ، نتيجه اش بروز مفاسد خواهد بود. و البته حكومت هم در قبال تامين اقتصاد ،امنيت، و هر مقوله ي ديگري كه با فساد به نحوي مرتبط است ، مسئول است. تنها اجراي طرح حجاب كافي نيست. حكومت بايد اقتصاد مردم را سامان دهد تا فقر باعث فساد نشود. امنيت را بالا برد تا عده اي به زور مردم را به فساد نكشانند. ازدواج جوانان را تسهيل كند تا آنان امكان ارضاء صحيح غريزه خود را داشته باشند .
يك جمله ديگرهم بايد عرض كنم.
آقا خشايار عزيز
بد حجابي مساوي با ابتذال نيست.
بدحجابي درجات مختلفي دارد و تحت تاثير علل و عوامل مختلفي صورت ميگيرد.
بعضي از بد حجابي ها مصداق ابتذال است. و بعضي ديگر را نميتوان ابتذال دانست. تفصيلش مجال ديگري ميطلبد.
پست الکترونیک
نویسنده: حسين صابرپور
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 10:52
.
((((((((((((( ب- محيط خانواده و محيط جامعه از نظر اسلام )))))))))))))
در هر صورت حدود و چارچوبهايي كه اسلام گذاشته است اگر مجموعه ي آنها با هم مراعات و اجرا شود ، نتيجه اش اين خواهد بود كه لذتهاي جنسي ، محبتها و عشقها ، انس و آرامش روحي ، و… همه و همه در كانون گرم خانواده جاي خواهد گرفت و محيط خارج از خانه اختصاص خواهد يافت به كار ،تلاش، سازندگي، همكاري در حل مشكلات مردم و… . و در اين تلاشها و فعاليتهاي خارج از خانه، زنان هم به سهم خود دوش به دوش مردان در رسيدن به يك جامعه ي سعادتمند حركت خواهند كرد. بدون وجود هيچ مزاحمتي.
البته بديهي است كه جامعه ي فعلي ايران براي رسيدن به چنين جامعه اي فرسنگها راه براي پيمودن دارد.
پست الکترونیک
نویسنده: حسين صابرپور
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 10:53
.
(((((((((((((( ج – تقسيم بندي بحث ))))))))))))))))
با نگاهي به مجموعه ي نوشته ها به نظر ميرسد در بحث ما چند مسئله دارد با هم مخلوط ميشود. هر قسمت از بحث ما به يكي از اين سه سوال مربوط ميشود:
*** 1- ( با صرفنظرازدين ) آيا داشتن حجاب از نظرعقل ، توجيه و ضرورت منطقي وعقلي دارد؟
*** 2- آيا اصلا حجاب يك دستور ديني و خدايي است يا ساخته و پرداخته ي انسانها؟
*** 3- بر فرض كه اصل حجاب ، دستور خدا باشد ، آيا از نظر دين ، كسي حق دارد ديگري را به حجاب وادار كند؟
بنا بر اين اگراحيانا كسي معتقد است كه در اسلام حجاب واجب نيست ، يا معتقد است كه نظر اسلام درست نيست ، ديگر نبايد به سراغ بحث سوم بيايد . بحث سوم وقتي فايده خواهد داشت كه پاسخ سوال يك و دو مثبت باشد. خوب است همه ي خوانندگان محترم نظر صريح خود را در مورد سوال يك و دو بفرمايند تا معلوم شود كه آيا بحث سوم را بايد ادامه دهيم يا نه.
پست الکترونیک
نویسنده: حسين صابرپور
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 10:54
.
(((((((((((((( د – درباره نوشته ي خانم فرزانه )))))))))))))
سركار خانم فرزانه
با توجه به ارتباط بحث شما با بحث آقا خشايار مقداري از بحثهايتان در بالا جواب داده شده.
اما با عرض معذرت از كم فهمي بنده ، مجموع نوشته ي شما دقيقا روشن نميكند كه سوالات و شبهات شما تحت كداميك از سوالات تقسيمبندي فوق ( بند ج ) قرار ميگيرد. اميدوارم صريحا نظر خود را بفرماييد.
اما تا قبل از اعلام نظر شما به يك نكته از صحبتتان به طور خلاصه ميپردازم.
در قرآن اصل لزوم حجاب ذكر شده است. از جمله در سوره ي نور. اصل امر به معروف و نهي از منكر هم ذكر شده است.( يعني امر كردن به واجبات – كه يكي از اين واجبات حجاب است- و نهي كردن از حرامها).
البته همه جا نبايد امر به معروف كرد. همه افراد هم حق امر به معروف در همه ي موارد را ندارند. امر به معروف حدود و چارچوبهايي دارد كه توضيحش خيلي مفصل است.
اينكه توسط چه كسي و چه زماني بايد امر به معروف انجام بگيرد و اين امر در چه حدي است. در حد تذكر يا در حد اجبار، و ساير جزئيات و تفصيلات آن در قرآن نيامده است ، اما پيامبر اسلام و ائمه در احاديثشان به طوركامل توضيح داده اند.
همانطور كه توضيح كامل بسياري از احكام ديگر هم در قرآن نيامده است. مثال روشن آن ، تعداد ركعتهاي نماز است. در قرآن بسياري از جزئيات نماز ، از جمله تعداد ركعتهاي هر نماز ذكر نشده است.
اگر قرآن به توضيح همه ي مسائل احكام ميپرداخت لازم بود بيش از 10 جلد باشد.
توضيح بيشتر اين مبحث ، و اينكه امر به معروف شامل اجبار حجاب هم ميشود يا نه مجال ديگري ميطلبد.
با پوزش مجدد از پرحرفي
صابرپور
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 19:43
دوست عزیز،آقای صابرپور!
اصل مطلبی که من به اون اشاره کردم حجاب اجباری و جبری هست که از سوی حاکمیت در خصوص نوع پوشش به مردم وارد میشه!طبق گفته خودتون اگر واقعا “حجاب، شرط لازم است اما وجود يك شرط كافي نيست”(البته قصدم از تقل قول تایید نیست) چرا در غیاب بقیه ی شروط ،فقط یک شرط باید لازم الاجرا باشه و بقیه شروط ندیده گرفته بشن؟ چون اجرای بقیه ی شروط (حل مشکلات اقتصادی و …)عرضه میخواد…علم میخواد…متخصص میخواد…سیاستمدار عقل محور میخواد… کم حرفی و پر کاری میخواد…چیزایی که ما نداریم…یا اگه داریم کسانی رو که دارند،بهشون مجال هنرنمایی نمیدیم یا شاید خیلی وقت ها هم…بگذریم !
نکنه اصلا فلسفه ی طرح برخورد با بد حجابان به شکلی سرپوش گذاشتن روی مشکلات و کم کاری های دیگه ای باشه که چون از پس انجام اونا بر نیومدن با سر و صدا و گرد و خاک بخوان اذهان رو روی این مسئله منحرف کنن!
روی صحبت من دولت و بهتر بگم حاکمیت بود! ومسلما از شما هم انتظار ندارم در قبال بی مهری های اونا پاسخگو باشین. اما مسئله اینجاست که شما خواسته یا ناخواسته دارین از عملکرد اشتباه اونا دفاع میکنین…
شما از یه طرف میفرمایین که:”اسلام به هر مقدار كه به زن فرمان حجاب داده ، بيش از آن مقدار، به مرد فرمان كنترل نگاه ، فكر ، و رفتار داده است.” یعنی دستور کنترل نگاه به مرد بیشتر بوده تا دستور حجاب به زن.به این مفهوم که در این زمینه مسئولیت رو بیشتر به عهده مرد میدونین. اما از طرف دیگه اشاره فرمودین که: “آلوده بودن نگاه مرد – فاسد بودن او ، خودفروش بودن ، و يا هر تعبير ديگري كه بكنيم – معلول عوامل مختلفي است كه يكي از آنها مناظري است كه از كانال چشم وارد ذهن و دل او شده است”
مفهوم این فرمایش شما این هست که فاسد و…بودن مرد معلول هست و علتش بدحجابی زن! یعنی دوباره تمام کاسه کوزه ها رو ریختین سر خانوما و و اونا شدن علت فاسد بودن آقایون و برخی از آقایون هرزه و بدچشم هم شدن لابد قربانی دیگه! دقیقا همون تفکری که من بهش اعتراض دارم!البته متاسفانه این طرز تفکر در فرهنگ مرد سالار ما سالهاست که سکنی گزیده و اونطور که بوش میاد حالا حالا ها هم قصد بیرون رفتن نداره!
وب سایت
نویسنده: خشایار
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 19:43
بله بد حجابی مساوی با ابتذال نیست…اما یه نگاه به نوشته ی روز شنبه ی خودتون بندازین…ضمیر هایی که به کار بردین رو برگردونین به مرجع ضمیر…جملات رو یه بار دیگه واکاوی کنین… مشخصا داشتین می فرمودین که بد حجابی مساوی با ابتذال هست.که البته در نوشته روز دوشنبه تا حدودی اصلاحش کردین.
به نظر من بحث ما قابل تقسیم به تقسیم بندی که شما داشتین نیست. چون:
1-توجیه منطقی حجاب وابسته به زمان و مکان هست و منطقا میتونه بعضی جاها توجیح داشته باشه و در جای دیگر نداشته باشه.
2-بحث سر این نیست که حجاب دستور دینی هست یا نیست، مسئله این هست که این مطلب چه دینی باشه چه نباشه در نهایت این انسان هست که انتخاب میکنه و در این انتخاب نمیتونه جبر قرار داشته باشه.
شماره 3 رو هم فکر میکنم در متن 1و2 جواب داده باشم.
وب سایت
نویسنده: حسين صابرپور
دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت: 21:20
خيلي خلاصه خدمتتون عرض كنم كه
من گفتم يكي از علل هرزگي مرد اين است كه زن وظيفه اش را انجام نداده.
تمام كاسه كوزه ها را سر زن نشكستم. عرض كردم زن و مرد هر كدامشان كه به وظيفه شان عمل نكنند نتيجه اش فساد خواهد بود.
مطلب دوم اينكه در كوتاهيهاي حكومت در بعضي موارد شكي نيست اما نميتوان گفت حالا كه آن شرط كامل نشده اين شرط را هم بي خيال شويم.
مثل اين است كه بگوييم وزارت نفت به هم ريخته ، پس ما بي خيال امور وزارت بازرگاني شويم.
حرف سوم اينكه اگر معتقد شديم حجاب دستور ديني است ، و الزام به حجاب هم امر به معروف و يك دستور ديني است(البته با شرايط و حدود مشخصش) ، براي كسي كه دين را قبول دارد ،ديگر شكي باقي نميماند. بله . البته براي كسي كه دين را قبول ندارد بحثش جداست.
حرف چهارمم يك سوال؟
لطفا بفرماييد حجاب در كجا توجيه منطقي ميتواند داشته باشد و در كجا نه؟
يك اشاره يا يك مثال كافي است.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت: 4:55
بحث با آقای حسین صابر پور هم سخت است هم اسان. سخت است چون قبل از ورود به بحث باید روشن کرد که فرهنگ لغتی که ایشان بکار می برد قطعا با فرهنگ لغت بنده متفاوت است. پس جا در جا باید ایستاد و کلمات را معنا کرد. من تصور می کنم در ایران کلمات مفهوم خودشان را از دست داده اند و بقول آن نویسنده انگلیسی کلمات فاحشه شده اند. اما بحث با اقای صابر پور آسان هم هست چونکه ایشان سر راست می روند سراغ مسله و رک و روشن می گوید در مورد زنان، حجاب و غیره چگونه فکر می کند و به قول معروف نقطه عزیمت هایش روشن است.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت: 4:56
بگذارید به همان ترتیبی که بحث انجام شده است من هم به آن ورورد کنم
1- تحریک جنسی
صورت مسله بدینگونه طرح شده است: مردها میل جنسی وافری دارند که باید چاره ایی اندیشید که آنرا محدود کرد( یعنی یک حساب و کتابی به ان داد)
2- از انجایی که زنان بی حجاب شهوت مردان را به فوران می کشند پس باید زنان حجاب بسر کنند.
بنظرم این سرفصلهای بحث هایی است که تاکنون انجام شده است. البته در این مابین و در فواصل مختلف بحث از سرکوب زنان توسط نیروهای انتظامی هم دفاع شده است که به آن هم می پردازیم.
اجازه بدهید قبل از اینکه نظرم را بدهم می خواهم به چند نکته بحث آقای صابرپور که ربطی زیادی هم به بحث نداشتند بشکل جمله معترضه پاسخ دهم.
آقای صابر پور می گوید: ” به همين خاطر است كه در كشور ما هم با وجود اغلبيت حجاب ، ارتباطات و اعمال فاسد باز هم در گوشه و كنار يافت ميشود. و اين ناشي از علل ديگري است كه آن علل بايد بررسي و برطرف شود ولي در عين حال وجود آن علل چيزي از اهميت حجاب كم نميكند” آقای صابر پور کمی به اعداد کم لطفی می فرمایید. دست بنقد و همین امروز بالای 3 میلیون زن در این مملکت برای گذاران زندگی مجبور به تنفروشی هستند. تازه این رقم رسمی است و نباید شک کرد که تعداد از این هم بالاتر است. ابعاد مسله آنطوری که ایشان می گوید” در گوشه و کنار” نمی باشد بلکه باید گفت که در ایران دیگر گوشه و کناری پیدا نمی شود که رد پای تنفروسی در ان پیدا نباشد.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت: 4:56
دوم مسله ارتباطات است. مسله روشن است از نظر اقای صابر پور ارتباط دختر و پسر های جوان نسل کنونی با یکدیگر در زیر مجموعه ” اعمال فساد” قرار می گیرد. چرا؟ چرا تصمیم 2 نفر آدم بالغ و عاقل اعمال فساد است؟ حالا اگر یک شیخی از فیضیه قم قبل از اینکه این پسر و دختر دستی به برسانند، آیه قبلتو رو واسشون خوند اون موقع دیگر فساد نیست؟ گویا پس جنگ بر سر پورسانت اخوند در روابط دختر و پسر است. راستی اقای صابر پور صیغه کردن زنان چی این فساد نیست. این توهین به کرامت انسان نیست که در ایران قانون گذاشته اند که یک مرد می تواند همزمان چند زن داشته باشد؟ این چی این فساد نیست؟ ازدواج دختر 9 ساله چه می نامید؟ آیا نامی شایسته تر از جنایت برای آن سراغ دارید؟ در همین اروپایی که بزعم شما فساد از سر و کولش بالا می رود انسانها بیشتر صاحب حق و حقوقند یا در ایران و عربستان؟ آقای صابرپور تنفروشی در ایران رایجتر است یا در اروپا؟ آیا می دانستید در بسیاری از کشورهای بی حجاب و آزاد تنفروشی رسما ممنوع است؟ می دانستید تعدد زوجت ممنوع است و آنرا در کنار فخشا قرار می دهند و ارتکاب به ان جرم محسوب می شود؟ مطلب طولانی شد در یک قسمت دیگر بحث را ادامه می دهم
پست الکترونیک
نویسنده: دخترخوب
سه شنبه 1 خرداد1386 ساعت: 5:2
من وقتی داشتم میخوندم فکر کردم که برای امنیت بچه ها و یا اینکه هیجان زده نشن و یهو خودشون رو پرت کنن پایین ، اینهمه رعایت و ایست و … انجام میشه! وقتی تا آخر خوندم تقریبا این شکلی شده بودم
بله همه جا آدم بی فرهنگ و با فرهنگ هردو هست. راستی خود فری خیلی چیز جالبی باید باشه ، من یاد ونیز افتادم که با قایق توش تردد میشه.
سلام به خشایر عزیز و دوستان
تا حالا حتما شوهای ترکیه ای رو دیدید یه خواننده زن نیمه برهنه با هزار رغم آرایش داره میخونه و تو سالن هم زنو دخترای بی حجاب میبینی هم دخترای کاملا محجبه که فقط صورتاشون معلومه و اکثرا هم مسلمونن .
اونا مسئله حجاب رو اینقدر راحت فهمیدن و هر کیم بنا به عقیده خودش رفتار میکونه . هیچکسم تو کار قضاوت خدا دخالت نمیکنه!!
بابا کل دنیا رفتن جلو ما هنو تو این مسائل آبدوغی گیر کردیم .
ترکیه ظرفه 4 سال تورم بالای 40 درصدو به 7.8 رسوند افغانستان ( آره همین افغانستان خودمون ) رشد اقتصادیش دو رقمیه اونوقت ما بحثامون شده تحریک و عدم تحریک!!!!