چند وقت پیش رئیسم خیلی با هیجان اومد بهم گفت یه کتاب گرفتم که دیدنش برات جالبه. برات میارم ببینیش.گفتم چه کتابیه؟ گفت حالا آوردم می بینیش. روز بعد سر صبح دیدم با چهره ی خندان با یک کتاب در دست اومد. کتاب رو بدون اینکه دستم بده ٬ جلوی صورتم گرفت. در اولین نظر طرح روی جلدش که شبیه مینیاتور های ایرانی بود نظرم رو جلب کرد. بعد سعی کردم اسم کتاب رو که به زبان انگلیسی نوشته شده بود بخونم. شا……ه….نا……مه….
باورم نمیشد! یعنی این همون شاهنامه ی خودمونه؟ کتاب رو از دستش گرفتم و باز کردم…بله اسم ابوالقاسم فردوسی رو که دیدم دیگه مطمئن شدم خودشه.
ذوق کرده بودم خفففففففن!
من:اینو از کجا آوردیش؟
دنیس:خریدمش.
من:برا چی خریدیش؟
دنیس:کتاب رو می خرن که بخونن دیگه!
من: منظورم اینه که خوب چرا میخوای بخونیش؟
دنیس:من کلا کتاب زیاد میخونم.این رو هم گرفتم که بیشتر با تاریخ و ادبیات شما آشنا بشم.
من: میدونی این کتاب زبان فارسی رو از نابودی نجات داده؟ فردوسی سی سال زمان گذاشت برا نوشتن این کتاب و یه جایی تو همین کتاب میگه (سعی کردم ترجمه ی این بیت رو براش بگم) :
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
حالا چند خریدیش؟
دنیس:حدود پنجاه دلار.تو خوندی این کتاب رو نه؟
من: آره ولی نه به صورت کامل.
خجالت کشیدم…به فکر فرو رفتم…با خودم گفتم یه استرالیایی این سر دنیا حاضره پنجاه دلار بده و ترجمه ی انگلیسی این کتاب رو بخونه و من و خیلی های دیگه مثل من٬ با همه ی ادعایی که در مورد فرهنگ و تمدن و تاریخ ایران داریم یه بار هم این شاهکار ادبی رو به صورت کامل نخوندیم. با اینکه چند جلدش رو از ایران با خودم آورده بودم که اینجا تمومش کنم اما هرگز نتونستم تمومشون کنم.
من: میخوای از حالا بخونیش؟
دنیس: آره اما اگه سریع میخونی می تونم بهت امانت بدمش.
من: من نسخه ی فارسیش رو دارم فقط میخوام یه نگاه کلی به نسخه انگلیسیش بندازم.برام جالبه.اگه بتونی امروز بهم قرض بدیش فردا برات پس میارمش.
دنیس:حتما.
از سر کار که بر میگشتم خونه این کتاب قطور تو دستم سنگینی می کرد و حمل کردنش یه خورده برام سخت بود.تو ذهنم سنگینی فیزیکیش به سنگینی و پر بار بودن محتواش تشبیه شد. با خودم فکر کردم پاس داشتن و ادای دین نسبت به این کتاب٬ خیلی مشکل تر از حمل کردنش هست.
بیشتر با خودم فکر کردم…چه ادای دینی؟ خیلی وقت ها برخی از دوستانم رو می بینم که دائم در حرف زدنشون از لغات انگلیسی استفاده میکنن.حتی در مورد کلماتی که معادل فارسی براشون وجود داره – و اتفاقا کلمه ی فارسیش توسط مردم بیشتر استفاده میشه- باز هم بعضی ها که چهار کلاس دانشگاه رفتن ( یا نرفتن) اصرار به استفاده از کلمه انگلیسی دارن.
حالا این بماند که خیلی جاها هم که ما فکر میکنیم معادل فارسی برا یه کلمه نیست٬در واقع اون معادل وجود داره اما اینقدر از اون کلمه فارسی استفاده نکردیم که کلا فراموش شده و فقط تو کتاب هایی مثل شاهنامه پیدا میشه.
البته این رو قبول دارم که برخی کلمات کلا معادل ندارند.منظورم اینه که تعداد این جور کلمه ها خیلی کمتر از اون چیزی هست که تصور میشه.
اگه همینجوری پیش بریم ٬ شاید صدها و هزاران سال بعد٬ از فارسی -این زبان شیرین و دوست داشتنی- دیگه خبری نباشه!
آیا ما به یه فردوسی دیگه احتیاج داریم؟ تا کی باید برای اصلاح هر چیزی منتظر قهرمان بمونیم؟
+ نوشته شده در جمعه 11 خرداد1386ساعت 16:12
نویسنده: سیما
جمعه 11 خرداد1386 ساعت: 17:28
یک سری 16 نواری از سخنرانیهای استاد سید جعفر محجوب منتشر شده در شرح داستانهای شاهنامه که بنده خودم خیلی لذت بردم و به شما هم توصیه می کنم اگه دستتون رسید حتما گوش کنید. این نوارها از کلاسهای درس استاد محجوب در دانشگاه کالفرنیا ضبط شده و از ابتدای شاهنامه و داستان کیومرث هست تا جنگ رستم و اسفندیار. البته متاسفانه کامل نیست و داستانهای زیادی آورده نشده ولی واقعا بیان شیوای استاد آدم رو با فردوسی آشتی می ده. ضمنا پیشنهاد بیایید کلسات فردوسی خوانی راه بندازیم…
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
جمعه 11 خرداد1386 ساعت: 17:47
به سیما:
با این فارسی افتضاحی که ایرانی های اینجا دارن نمیدونم انجام چنین کاری ممکن هست یا نه،اما در مجموع پیشنهاد قابل تاملی هست…
وب سایت
نویسنده: دخترخوب
شنبه 12 خرداد1386 ساعت: 1:57
خجالت کشیدم
نویسنده: مریم
شنبه 12 خرداد1386 ساعت: 6:37
بهت گفتم که نوشتن هوشمندانه از گذاشتن عکس برای خواننده مفیدتره..
دوربینت پیدا شد؟
راستی فقط با شاهنامه خوندن دین ما ادا نمی شه ها…
ما خیلی چیزا داریم که غربی ها ازمون دزدیدن و خودمون خبر نداریم. یکیش نهج البلاغه است..
در طی زمان زبان تغییر می کنه این طبیعیه.. اما راست میگی، نباید کاری کرد که دیگه هیچ کلمه ی ذاتا فارسیی برامون باقی نمونه!
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 12 خرداد1386 ساعت: 7:33
ایکاش این غربی ها نهج البلاغه را واسه همیشه از ما می دزدیدند تا یک نفس راحتی بکشیم. البته غربی ها نهج البلاغه را دو دستی گر فتند و به ملت خاورمیانه تحویل دادند. باور ندارید به عراق و افغانستان یک نگاهی بیندازید و ببینید چگونه شریعت مداران اسلام شانه به شانه غربی ها تسمه از گرده ملت کشیده اند.
پست الکترونیک
نویسنده: نرگس
شنبه 12 خرداد1386 ساعت: 10:7
سلام
حستون رو کاملا درک می کنم چون چند هفته قبل یک استاد ژابنی برای من کلی از کوروش و … حرف زد ولی من هیچ چی نفهمیدم اصلا نمیدونستم این هایی که اون داره با آب و تاب ازشون حرف میزنه کی هستند
نمیدونم ما این حس خود کم بینیمون رو از کجا آوردیم
بعضی از دوستان هستند که وقتی از ایران تماس میگیرند نمیدونم دقیقا چی فکر می کنند اما همینطور انگلیسی می بافند به جملاتشون و من مات می مونم که برای کلمه ساده ای مثل نظر من (عربیه البته) یا فکر من ایده من میگن مای آیدی!!!!!!!!!!
که تازه غلط هم هست.
وب سایت
نویسنده: tahamtan
دوشنبه 14 خرداد1386 ساعت: 7:58
سلام….اصلا نمی خواد منتظر قهرمان باشید ..چون تا آقایون فرهنگستان هستند دیگه زبان فارسی از بین نمیره….من شخصا با قرار دادن معادل فارسی برای یک تکنولوژی غربی مخالفم…در ضمن با کمال تواضع من کل شاهنامه…و کتابای شعرای قدیمی رو خوندم و چند بار هم خوندم…حتی الان هم قصه های شاهنامه و کلیله و دمنه رو واسه فینگیلی میخونم من یه ادب دوستم…….
موفق و موید باشین
وب سایت
نویسنده: …
دوشنبه 14 خرداد1386 ساعت: 20:49
زیبا نوستی.
بیاین خودمون قهرمان باشیم.
وب سایت
نویسنده: ستاره
سه شنبه 15 خرداد1386 ساعت: 12:11
سلام امیدوارم توی همه کارهاتون موفق باشید با نظرتون موافقم بچه های نسل جدید وحتی عده زیادی از قدیمی ها فکر می کنن هرچی طرف بیشتر کلمات خارجی به کار ببره باسوادتره متاسفانه بعضی افراد با تحصیلات عالی هم همینطور فکر می کنند منم با … موافقم باید خودمون قهرمان باشیم
وب سایت
نویسنده: هنر
چهارشنبه 16 خرداد1386 ساعت: 17:32
:به فرزاد سینا
با سلام و احترام. اینکه به اسم اسلام ظلم می شود صحیح, اما مطمئن باشید این امور با نهج البلاغه سازگاری ندارد. اگر ادب دوستید, ترجمه جعفر شهیدی بسیار زیباست من که فکر می کنم نهج البلاغه واقعا ارزش چندبار خواندن را دارد. مطمئنم اگر ملت خاورمیانه نهج البلاغه می خواندند و البته به طور صحیح و دور از تعصب تفکر می کردند وضعیت بسیار تا بسیار بهتر بود.
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
جمعه 18 خرداد1386 ساعت: 7:44
من آدم متخصصی نیستم که بخوام بحث کنم.
دکتر راستانی استاد الکترونیک ماست. 25 سال امریکا بوده. و تازه به ایران برگشته تا به قول خودش خدمتو شروع کنه.
یکسره از نهادهای دولتی و غیر دولتی گله می کنه.. و از اخلاقی برخورد کردن کارمندان در امریکا میگه (حتی کارمندان ایرانی)
وقتی برامون تعریف می کرد که “اونجا اگه یه معامله سر نگیره طرفین شده تا یک سال بعد، وقتی همدیگرو می بینن اظهار تاسف و عذرخواهی می کنن.”..
وقتی برامون تعریف می کنه که انضباط مدیران چطور کل یک مجموعه ی بزرگ رو وادار می کنه به ” دروغ نگفتن، پروژه ی کسی رو به اسم خود جا نزدن، از ساعت کار اداری نزدن و…”
وقتی من با شنیدن حرفهاش بی اختیار یاد نامه ی امام علی به مالک اشتر و تاکیداتش برای اداره ی یک سرزمین بزرگ می افتم.. که چطور تک تک این اخلاقیات رو به مالک سفارش کرده..
دلم می سوزه… و بیشتر از اون وقتی دلم می سوزه که می بینم کسی بدون اطلاعات کافی نهج البلاغه رو منشا بدبختیهای ملتها می دونه.
یک ذره دقت، یک ذره مطالعه توی زندگی حاکم مظلوم ساده زیستمون، و همینطور توی کتابش نشون میده که ما چیا رو نشناختیم و به چه چیزایی عمل نکردیم.. اینه که میگم کیا انگار نهج البلاغه رو از ما دزدیدن.. درسته که انضباطشون هم برای منافعشونه نه از سر اخلاقی بودن اما به خاطر همین منافع اصول فراموش شده ی ما گفته شدن.. و داریم می بینیم که این فراموشی چقدر ما رو عقب انداخته..
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 13:43
می گویند گاهی تحصیل در رشته های علوم اجتماعی در دانشگاه می تواند منجر به بلایای زیادی شود. همین 10 سال ژیش در اوج ندامتهای فکری جهانی هر جوجه استاد یار دانشگاه در همین اروژا مدعی شد که جواب غولهای فکری جهان مانند ولتر ، روسو و مارکس را می توتند بدهد. چند سالی در بلبشوی فرو ریختن دیوار برلین این مدعیان بی مایه میداندار دنیای سیاست جهان شدندو اما دنیا پس از یکدوره حماقت عمومی بجای اولش برگشت و معلوم شد که با رجز خوانی نمی شود به جنگ فرماندهان بزرگ فکری دنیا رفت.
اما در ایران ظاهرا هنوز در بر همان پاشنه سابق می چرخد. ظاهرا هنوز به سیاق سابق کسانی پیدا می شوند که با خواندن چند کتاب حالشان منغلب می شود آنچنان که معلم سنجش و اندازه گیری میزان سواد دیگران می شوند.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 14:2
جا به جا یاد آوری می کنند که در دانشگاه درس می خوانند و بقول معروف هنوز وارد بحث نشده ، می خواهند نسق بکشند.
اما در مورد میزان سواد و قضیه نهج البلاغه چند نکته را می گویم و کفایت می کنم.
وقتی کسی بخواهد در مورد مسله ایی تحقیق و تفحص کند ، موضوع مورد تحقیق را در مکان و زمان خود می نشاند و بعد به سراغ تاریخ موضوع تحقیق می رود. مثلا کسی بخواهد در مورد هیتلر یک مقاله تحقیقی بنویسد هیتلر را به تاریخ زمان خود می برد و بعدا تازه تحقیق شروع می شود. می رود تاریخ آلمان در دهه 30 را مطالعه می کند، تاریخ حزب نازی را مورد تفخص قرار می دهد، به تاریخ جنگ دوم جهانی مراجعه می کند، کتب برتولت برشت را می خواند، علل پیروز حزب نازی در آلمان را بررسی می کند، به نوشته های سیاست مداران و مخالفین نازیسم در آندوره نگاهی می اندازد و حتما کتاب نبرد من هیتلر را هم مطالعه خواهد کرد. بعد از طی این مراحل می شود یک تصویر روشن از هیتلر ترسیم و بر روی کاغذ اورد( اینها را که گفتم هر دانشجوی سال اول اقتصاد و علوم سیاسی از ان مطلع است)
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 14:26
ولی نوشته محقق قرضی ما چقدر بی مایه و سطحی خواهد بود اگر تصور کند که با مطالعه کتاب نبرد من هیتلر و دستنوشته های کوبلز می شود هیتلر را به خوانند شناساند. این همه روده درازی کردم که اینرا بگویم که مدافعین نهج البلاغه و علی ف کل تصویرشانرا از از خود نهج البلاغه و آیت الله های قم گرفته اند به همین سادگی. اگر کسی در قرن بیست و یکم هنوز مدعی است که علی ساده می زیست و علی عادل بود و قصه هایی از این دست ، نشان می دهد که منبع تغذیه فکریش کماکان شیخ رضی و محمد باقر مجلسی است و حتی یکقدم انطرفتر نرقته است تا مشاهده کند که صدها آثار تاریخی در جهان منتشر شده است که نشان می دهد کل این داستان یک دروغ بزرگ تاریخی است. تا ایشان با مشاهده اسناد و مدارک تاریخی، با مراجعه به نوشته های نویسندگانی که در دوره علی زندگی می کردندف با مراجعه به آثار تحقیقی متقکرین دنیای عرب که دست بر قضا همه اشان هم مسلمان هستند، برایشان روشن شود که کل تاریخ شیعه و سنی دروغی است به بزرگی خود تاریخ.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 14:57
مثال ها زیاد است انچنان که از فرط وفور به مضیقه افتاده ام. دروغ گفته اند که علی نان و خرما می خورد، علی در دورانی که به قدرت رسید ثروتمند ترین مرد شبه جزیره عربستان بوده استف دروغ می گویند که علی بویی از عدالت برده است، دهها جلد کتب از نویسندگانی موجود است که تاریخ سرکوبگری علی، عمر و معاویه را به رشته تحریر در آورده اند. نویسندگانی که خود در همان زمان زندگی می کردند و مسلمان بودند. کسانی که خود در اشاعه اسلام در زمان محمد نقش داشتند. داستان عاشورا جعل محض است زمانیکه به تاریخ طوایف عرب مراجعه می کنید مشاهده می کنید که قبیله قریش و خاندان ال هاشم قدرتمند ترین و ثروتمندترین طایف عرب در همه اعصار بوده است و کل این طایفه برای بقدرت رسیدن و کنار زدن خاندان ابوسفیان که از رقبای طایفه آل هاشم بودند، تماما و با تمام قدرت از حسین حمایت کردند. موضوع 72 نفر و ظهر عاشورا هم بافته ذهن بیمار آیت الله های شیعه بوده است. آل هاشم سودای قدرت داشت و حسین را با 5 هزار سپاه جنگی و با تجهیزات کامل روانه عراق نمود. کسی در آنزمان با ارتش 72 نفره مدعی قدرت خلیفه نمی شد. باز هم بر خلاف دروغهای کنونی، جنگ سپاه یزید و حسین ، جنگ کافرین با مسلمین نبود بلکه جنگ مابین دو طایفه قدرتمند عرب برای گرفتن قدرت بود. تاریخ دنیای عرب بگونه ایی تاریخ جنگ طوایف بوده است. هر دو سر جنگ مسلم بودند. فاتحین جنگ عاشورا پس از شکست دادن لشگر حسین نماز جماعت خواندند و خدا را شکر کردند که یکی از دشمنان اسلام را از بین برده اند.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 15:10
همین ابن سعد که حالا شیعه بر او لعنت می فرستد در زمان حاکمیت علی دست راست علی بوده است. سعد ابن ابی وقاص و شمر ذالجوشن از سرداران بزرگ لشگر اسلام یودند که در جنگهای زیادی در کنار آل هاشم برای اسلام سر بریدند. اینها نتنها کافر ( حالا با هر مفهمومی که بکار می رود) نبودند بلکه از مهر های اصلی لشگریان اسلام در فتح سرزمینهای دیگر بودند. تعدادی از همینها که مورد لعن نفرین شیعه هستند، محمد بر آنها برای فداکاریشان درود فرستاده است.
همتنطوریکه گفتم می شود این لیست را ادامه داد و نشان داد که تاریخ تاکنونی یک شیادی بزرگ بوده است.
امیدوارم این موارد ادمهایی را که تعصب کورشان نکرده است بفکر فرو ببرد تا شاید تشویق شوند که عمیقتر در این مورد فکر و مطالعه کنند. دنیا بسیار بزرگتر از کتابخانه 2 متری خانه من است. اگر کسی کامنت می دهد لطفا آویزان میزان سواد دیگران نشود، بحثتانرا بکنید تا پاسخ بگیرید. نمی شود هر چی دلمان خواست بگوییم بعد هم اظهار کنیم من تخصصی در بحث کردن ندارم. رندی هم حدی دارد
پست الکترونیک
نویسنده: هنر
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 16:54
به فرزاد سینا
با سلام و احترام، شما که هر چی دلتان خواست گفتید و اظهار نکردید که تخصص ندارید که البته قضاوت آن بر عهده خواننده است، اما کسی که مطالعه تحقیقی به همان گونه که شما گفته اید(مطالعه تمامی مدارک، از دوست و دشمن)نداشته است اگر در زمینه ای اظهار نظر کند(هر چند ممکن است به آن ایرادی وارد شود ولی چه بسا حاوی نکته ای قابل تامل باشد) و با صداقت و تواضع به این موضوع اعتراف کند که مطالعات او همه جانبه نبوده به نظر شما رندی است؟ یا ندادن حق اظهار نظر به افراد رندی است؟ شما به صدها آثار تاریخی جهان اشاره کرده اید که نام یکی از آن ها را هم نیاورده اید، به ظاهر شما نیز تعصب آن طرفی دارید و اینکه شخصی به دور از خواسته های شخصی(قدرت, ثروت) و برای آرمان های مقدس مبارزه کند ظاهرا برای شما قابل هضم نیست. پولدار بودن نیز با ساده زندگی کردن منافاتی ندارد. من با شما موافقم، تعصب کورکننده است و مطالعه همه جانبه همراه با تفکر عمیق راه مطمئن رسیدن به حقیقت است. در آخر اینکه به قول خودتان آویزان سواد دیگران نشدید، و یک لیست طولانی بدون هیچ سندی ارائه کردید تشکر می شود.
پست الکترونیک
نویسنده: هنر
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 16:56
به فرزاد سینا
با سلام و احترام، شما که هر چی دلتان خواست گفتید و اظهار نکردید که تخصص ندارید که البته قضاوت آن بر عهده خواننده است، اما کسی که مطالعه تحقیقی به همان گونه که شما گفته اید(مطالعه تمامی مدارک، از دوست و دشمن)نداشته است اگر در زمینه ای اظهار نظر کند(هر چند ممکن است به آن ایرادی وارد شود ولی چه بسا حاوی نکته ای قابل تامل باشد) و با صداقت و تواضع به این موضوع اعتراف کند که مطالعات او همه جانبه نبوده به نظر شما رندی است؟ یا ندادن حق اظهار نظر به افراد رندی است؟ شما به صدها آثار تاریخی جهان اشاره کرده اید که نام یکی از آن ها را هم نیاورده اید، به ظاهر شما نیز تعصب آن طرفی دارید و اینکه شخصی به دور از خواسته های شخصی(قدرت, ثروت) و برای آرمان های مقدس مبارزه کند ظاهرا برای شما قابل هضم نیست. پولدار بودن نیز با ساده زندگی کردن منافاتی ندارد. من با شما موافقم، تعصب کورکننده است و مطالعه همه جانبه همراه با تفکر عمیق راه مطمئن رسیدن به حقیقت است. در آخر از اینکه به قول خودتان آویزان سواد دیگران نشدید، و یک لیست طولانی بدون هیچ سندی ارائه کردید تشکر می شود.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
شنبه 19 خرداد1386 ساعت: 18:32
به هنر
با تشکر از کامنت
اظهار نظر کردن رندی نیست، از نظر من عین حقوق هر آدمی در این کره خاکی است. رندی آن است که کسی کامنت بگذارد، همه را به بیسوادی متهم کند ، احکام خود را صادر کند و بعد هم به ما بگوید بنده اهل بحث نیستم. این عین رندی است.
اما در مورد بحثی که من کردم: اولا در همه جای دنیا مرسوم است که وقتی بحثی در می گیرد شنوندگان یا خوانندگان به بحث طرفین گوش می دهند، به استدلالهای هر دو طرف گوش می دهند و بعد قضاوت خودشانرا می کنند. موضوعاتی که من به انها اشاره کردم سرفصل و فقط سرفصل یک سری بحث در مورد اسلام است و نه اصل بحث. اگر بحثی شروع شود می شود بدون مراجعه به هیچ آثاری همانهایی که در نهج ابلاغه و قران آمده است بنقد کشاند.
اگر دوست در این مسله تحقیقی انجام دهید پیشنهاد می کنم به این آثار مراجعه نمایید
تاریخ طبری/
آثار ابن وراق
آثار ابن خلدون
23 سال از علی دشتی
اسلام در ایران
و حتما همین نهج ابلاغه و قران که کلی چیز می شود از آنها بیرون کشید.
من هیچ تعصبی نصبت به چیزی ندارم. تصور می کنم که این مذهب است که تعصب ببار می آورد. تقدس است که چشم عقل را کور می کند من هم خوشبختانه سالهاست که آنرا کنار گذاشتم.
اما در مورد آرمانهای مقدس و پولدار بودن: هنر عزیز آرمانی که در گرو این است که روزانه باید قتل و غارت کرد ارمان انسانی نیست. این چه ارمان انسانی است که بابتش انسانها به هلاکت می رسند؟ ساده زیستن و پولدار بودن و اموری از این قبیل قصه هایی است که به اسم تاریخ به خورد جامعه داده اند. زمانیکه علی قدرت را در دست داشت برای حاکمیت و انتخاب امیر برای استان فارس و شهر شیراز مابین سرداران آل علی جنگ در گرفت بدین علت که استان فارس در انزمان ثروتمندترین منطقه ایران بود و عایدی های زیادی را نصیب خلیفه می کرد. این جنگ قدرت و ثروت بود نه جنگ برای ساده زیستن.
پست الکترونیک
نویسنده: هنر
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 0:7
به فرزادسینا
با سلام و احترام،نظرات شما را خواندم بی تردید من هم قبول دارم آرمانی که در گرو این باشد که روزانه باید قتل و غارت کرد ارمان انسانی نیست. در مورد هدف امام علی من هدف ایشان را مقدس می دانم هر چند به زعم شما این افکاری است که به خورد جامعه داده اند. در مورد مذهب هم فکر می کنم پایبندی اخلاقی به همراه می آورد و از این جهت بودنش خیلی بهتر از نبودنش است به هر صورت بحث و به چالش کشیده شدن موضوع البته دور از تعصب به روشن شدن حقیقت کمک می کند. با تشکر
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 5:28
به آقا یا خانم هنر
بنظرم کل مذاهب در تاریخ بشریت همیشه نقش منفی در جامعه ایفا کردند. شما کشوری را سراغ دارید که مذهب حاکمیت داشته باشد و آن کشور جزو کشورهای ژیشرفته جهان باشد. همین هاورمیانه را مد نظر بگیرید که اسلام نقش بالایی در شکلگیری قدرت سیاسی بازی می کند، ببینید که این کشورها با داشتن ثروت فراوان در تقریبا همه عرصه ها عقب مانده هستند. فقر، سرکوب، نبود آزادی ، بی حرمتی شهروندان جامعه بخشی از قانون اساسی آن کشورهاست. روبنای سیاسی این کشورها تماما مذهب است.
مذهب و اخلاق: من باشما موافق نیستم که مذهب اخلاق انسانی را اشاعه می دهد. در مذهب اسلام زن به عنوان یک انسان کامل برسمیت شناخته نمی شود، کسانیکه رفاه دارند دستشان باز است که تا 4 تا زن را به عقد خود در بیاورند، رابطه انسانها با همدیگر برابر نیست و این رسما و قانونا برسمیت شناخته شده اند. همین عدم بالانس در جایگاه انسان در جامعه ریشه تمامی ناهنجارهای اجتماعی است.
از همه اینها گذشته هر انسانی از خودش سوال می کند که چرا در جامعه ایران چند میلیون زن تنفروش وجود دارد؟ چرا کشورهای اسلامی در منطقه خلیج خریداران اصلی دختر بچه های 15- 16 ساله هستند؟ آیا اینها بر خلاف دستورات دینی عمل می کننند؟ قطعا نه. وقتی در قرآن زن کنیز نامیده میشود آنگاه می توان همان کنیز را بر طبق آیات قرانی خرید و به خانه آورد. برده داری قرن بیست و یکمی. بنابراین به نظر من مذهب بر خلاف نظر شما تباهی اخلاقی ببار میاورد.
پست الکترونیک
نویسنده: قادريان
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 7:58
خدمت جناب فرزاد سينا
سلام.نوشته هاي شما و هنر را خواندم.اگر اجازه دهيد بدون مقدمه پابرهنه وارد بحث شما شوم.
در نوشته ي سابقتان چند مطلب وجود دارد كه به طور خلاصه اشاره ميكنم.
مطلب اول اينكه عده اي تا دو كلمه درس ميخوانند ادعاي دانشمندي ميكنند و اين كار درست نيست.
من هم با شما موافقم . اميدوارم بنده و شما خودمان به اين عيب مبتلا نشويم.
مطلب دوم اينكه براي تحقيق درباره يك شخص يا يك قضيه بايد مطالعه و بررسي مفصل و همه جانبه روي نظرات موافقين و مخالفين( و به خصوص مخالفين) صورت گيرد. در اين مسئله هم با شما موافقم.
مطلب سوم نفي و مذمت تعصب كوركورانه است.در اين هم با شما موافقم. ولي از ظاهر نوشته هاي شما اينگونه تلقي ميشود كه هر گونه تقدس و تعبد را مساوي با تعصب كوركورانه ميدانيد. اگر واقعا چنين نظري داشته باشيد جا دارد به طور مفصل در اين رابطه به بحث بپردازيم تا روشن شود كه اين نظر درست است يا نه.
مطلب چهارم پرداختن به خصوصيات بعضي اشخاص – به خصوص علي بن ابيطالب ع – است.
در اين قسمت به طور خلاصه چند ادعا مطرح شده است.
* عدالت و ساده زيستي علي يك دروغ تاريخي است. و علي نان و خرما خور جزء بافته ها است نه واقعيات.
* علي در زمان حكومتش ثروتمندترين فرد در شبه جزيره عربستان بود.
* علي كارش نه عدالت بلكه سركوبگري بود.
* بني هاشم مست و شيفته قدرت بودند و در همين راستا با بني اميه رقابت ميكردند. و تا زمان امام حسين اين رقابت بر سر قدرت ادامه داشت به طوري كه 5 هزار نفر از بني هاشم در لشكر حسين براي رسيدن به قدرت ميجنگيدند.
* قضيه ي 72 نفر و ظهر عاشورا و … نه يك واقعيت بلكه ساخته ي ذهن آيت الله ها است.
* دهها كتاب تاريخي توسط كساني كه خودشان مسلمان بودند و … نوشته شده كه مطالب بالا را اثبات ميكند.
* يك مسئله درباره ابن سعد و … كه در ادامه اشاره خواهم كرد.
دوست عزيز
فكر نميكنيد خوب بود اقلا به يك كتاب اشاره ميكرديد و ميگفتيد در فلان صفحه يا فلان قسمت كتاب ، ساده زيست نبودن علي اثبات شده، ثروتمند بودن او ، سركوبگر بودن او و … روشن شده است؟
نویسنده: قادريان
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 8:0
ادامه…
جناب فرزاد
خوب ميدانيد كه مطرح كردن نام چند كتاب بدون اشاره جزئي به موضوع و مبحث ، و صفحه ي كتاب ، زيبنده ي يك مناظره ي علمي نيست.
بنا بر اين اگر اهل مناظره منصفانه علمي هستيد كه اميدوارم باشيد ، از شما ميخواهم
1- منابع و مستندات خود را براي ادعاهاي فوق درباره علي و … ( به طور جزئي با ذكر صفحه كتب ، نه فقط نام بردن اسم كتاب) ذكر نماييد. البته لازم نيست همه موضوعات را يكجا مطرح كنيد. فعلا يكي را مطرح كنيد تا بعد نوبت به بقيه موضوعات برسد.( ترتيب موضوعات به دلخواه شما باشد).
2- بيان نماييد كه به چه دليل و علتي منابع و مستندات حرف شما ، از منابع و كتب علماي شيعه معتبر تر است و حقيقت را اينها بيان ميكنند نه كتب شيعه.( فرض كنيد كه ميخواهيد براي يك شخص مسيحي بيطرف ، با دليل و مدرك بيان كنيد كه كداميك از كتب تاريخ اسلام ، معتبر و صحيح هستند ، و كداميك ناصحيح و دروغند).
.
و اما مسئله ابن سعد و شمر و تعدادي از افراد كه زماني در ركاب پيامبر و علي بودند و اكنون مورد لعن و نفرين شيعه هستند.
اگر چه شما در اين موضوع هم هيچ مدرك و مستندي ذكر نكرده ايد، اما ما همينطوري قبول ميكنيم كه افرادي بوده اند كه در زمان پيامبر و علي مورد لطف و محبت پيامبر و علي و همه ي بني هاشم واقع شدند و زماني ديگر طوري شدند كه مورد لعن بني هاشم قرار گرفتند.
از شما كه اهل درك هستيد تعجب ميكنم. آيا بين اين دو تعارضي هست؟ آيا محال است كه يك نفر در قسمتي از عمرش چنان درستكار باشد كه مورد لطف خدا و پيامبر خدا واقع شود و زماني بر خلاف گذشته اش طوري رفتار كند كه مورد غضب خدا قرار گيرد؟ آيا از نظر شما چنين چيزي محال است كه كسي در اوائل عمر از اصلح صالحين باشد و در آخر عمر افسق فاسقين شود؟ اگر محال است، پس شيطان اين وسط چه كاره است؟
در تاريخ بارها اتفاق افتاده كه كسي در ابتدا مدافع حق بوده ولي بعد، بر ضد حق برخاسته است.اگر خواستيد ميتوانم نمونه هايش را ذكر كنم. ولي اميدوارم اين موضوع ، موضوع اصلي ( ذكر مستندات تاريخي ادعاهاي گذشته) را تحت الشعاع قرار ندهد. منتظر جوابهايتان خواهم بود.
موفق باشيد.
.
توجه:
آخرين نوشته شما مطالب جديدي دارد كه جوابشان اگر چه ساده ولي مفصل است . در آينده به آنهاخواهم پرداخت.
نویسنده: قادريان
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 8:3
ايميل يادم رفت.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 9:1
به جناب قادریان البته نمی دانم خانم هستید یا آقا اما حدس می زنم که اقا باشید به همین علت از جناب استفاده کردم.
1- در هیچ کجای دنیا وسط یک بحث به گوینده نمی گویند لطفا بگید در این ارتباط چه کتابهایی خواندید. این در هیچ بحث جدی مرسوم نمی باشد. معمولا به استدلالهای طرفین گوش می دهند. من در کامنت بالا گفتم که برای اثبات احکامی که در مورد علی صادر شده است نیاز به معرفی هیچ منبعی نیست هر چند که کار تحقیقی تاریخی با ارزش در اینمورد کم نیستند. برای اثبات ثروت علی به نهج البلاغه می شود مراجعه کرد. یکی از منابع اصلی محقیقین هم کتبی است که مورد قبول مسلمین می باشد. برای مثال در مورد ثروت علی :
علی در نهج البلاغه راجع به اینکه کنیزان (برده زن) اش اگر فرزندی داشته اند باید آزاد گردند و همچنین راجع به اینکه نخلستانهای او چگونه باید میان ورثه او پخش شوند شرح داده است. (نهج البلاغه شیخ رضی، پوشینه سوم برگ بیست و سه
و یا:
در شهر ینبع اراضی و املاک پر ارزشی داشت و صاحب نخلستانی بود که سالانه 40 هزار دینار در آمد داشت (تجارب السلف، ص
و یا: وزن حلقه انگشتر علی که آنرا در وقت نماز به سائل داد چهار مثقال نقره، و وزن نگینش 5 مثقال یاقوت سرخ بود که قیمتش خراج یکساله کشور شام بود (جواهر الولایه، آیت الله بروجردی کاظمینی، ص 137، به روایت امام صادق)
و یا :
در آمد سالیانه فعالیت های “تولیدی” علی حدود هشتاد هزار دینار طلا (معادل 230 کیلو طلا) بوده است (زندگانی امام حسین، زین العابدین رهنما ص 96
شاهده می فرمایید که منابع همه منابع اسلامی است. منابعی غیر از اینها وجود دارد که بر اساس همین داده ها زند علی را عمیقا مورد تحقیق قرار داده اند. من منابعی را نام بردم که تصور می کنم مورئ موافقت شما هم هست.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 9:54
در تاریخ شیعه در مورد کسانیکه مخالف حسین بودند یا سکوت شده و یا با لفظ کافر از انها یاد شده است. بگونه ایی که گویا این ادمها هیچ تاریخی نداشتند. اینها دست بر قضا نتنها کافر نیودند بلکه از مسلمین بنام دنیای عرب بودند. بدون وجود اینها اسلام حتی از مدینه و مکه هم بیرون نمی رفت. بابت مثال:
سعد ابن ابی وقاص: از بزرگان و پهلوانان قریش بود که با علی و ابوبکر جزو 8 نفر کسانی بود که زودتر از دیگران به محمد پیوستند و مسلمان شد و در استقرار حاکمیت محمد ، جنگها و فداکاری ها کرد بطوریکه در جنگ احد، محمد را از مرگ حتمی نجات داد. محمد به او گفت: پدر و مادرم فدای تو. سعد جزو ” عشره مبشره( 10 نفری که پیغمبر به انان وعده بهشت داده است) بود. پسر همین سعد این ابی وقاص ( ابن سعد) در واقعه کربلا لشکر حسین را شکست داد.
همین یک نمونه را در نطر داشته باشید. شخصی که محمد او را همردیف علی قرار داده و به او می گوید شما جزو بهشتیان هستید، از نظر شیعه کافر محسوب می شوند. نمونه زیاد می شود آورد. در همه زمینه ها و با مراجعه به کتب اسلامی
پست الکترونیک
نویسنده: سینا
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 10:20
Dear all
I am someone who do not belive in anythings even god or jesus,but use to be a Muslem and also I use to pray Salat(what a silly). In my belive they are all bullshit which is made by only politics. beside that Uunfortunatly they got influence on peoples life and belives so we can not disclose the truth.
Try not to speak about that in public
عزيزان من کسي هستم که به خدا و مسيه هم اتقاد ندارم ولي يک زماني من مسلمون بودم و حتي نماز مخوندم (چه اهمقانه ) به اتقاد من تمام انها چرنده و زاييده سياست هستند ولي متاسفانه ان جور تفکرها تو مردم نفوز کرده و نميشه حقيقت رو گفت سعي کنيم تو جاي عمومي راجبش صحبت نکنيم
نویسنده: هنر
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 15:55
به فرزاد سینا
با سلام و احترام
امروز صبح تصمیم داشتم از شما بخواهم سند یکی از مواردی را که اشاره کرده اید با شماره صفحه بدهید که دیدم قبلا جناب قادریان هم این درخواست را داشته، اگر اجابت کنید سپاسگزار خواهم بود در غیر این صورت در اولین فرصت از یکی از مدارکی که اشاره کرده اید شروع خواهم کرد. در ضمن، اینکه به اسلام اعتقاد ندارید قبلا مشخص شده بود اما ظاهرا هیچ اعتقاد خاصی ندارید. من که نمی توانم حالت شما را به خوبی درک کنم ولی مطمئنا این شرایط اگر مضرات داشته باشد مزایایی نیز دارد که امیدوارم از آن نهایت بهره را ببرید.
پست الکترونیک
نویسنده: هنر
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 16:3
به فرزاد سینا
در کامنتی که از چشمم افتاده بود چند سند معرفی کرده بودید که تشکر می کنم.
پست الکترونیک
نویسنده: هنر
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 16:4
به جناب قادریان
با سلام و احترام، مطالب شما را خواندم و از شرکت شما در بحث تشکر می کنم.
نویسنده: داوود
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 16:13
سلام
فارغ از درست یا نادرست بودن بسیار عالی است که دوستان در اینجا نکاتی را مطرح می کنند که هیچ جای دیگر نمی توان گفت.
ما از وقتی به استرالیا اومدیم با تناقضات اینچنینی زیاد برخورد کردیم و دایم مجبوریم برای خودمون تحلیل کنیم که کدام درست است و کی راست میگه!
و نتیجه ای که گرفتیم اینه که تنها معیار تعیین صحت بخصوص در مورد مسایل اجتماعی نه مذهب نه علم نه عقل بلکه نتیجه عملی تجربیات گذشته یا اعمال افراد در گذشته است. تنها در موارد نادر که تجربه ای موجود نیست میشه به بقیه متوسل شد.
بنابراین اگر نتیجه عملی از اعمال علی را مثبت ارزیابی می کنید آن عمل درست است ولا غیر..
پست الکترونیک
نویسنده: tahamtan
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 17:56
یه چیزی هم از من بشنوید مریم خانم در مورد استادشون نوشته بودن حالا یه چیزی…ما در قرآن احکام و احادیث خیلی به خوش اخلاقی و خوبی طرز رفتار که باعث نرنجیدن دیگرا از ما بشه مطلب داریم..خیلی زیاد …ج.ری که خدا میگه رضایت من در رضایت خلق منه…خدا حق خودشو میبخشه ولی حق مردم رو نه…الان وقتی تو یه جمعی میری حالا هر جمعی…گفتن واژه سلام علیکم از مخرج حروف همون موقع و کمی اخم و تحویل نگرفتن بقیه شما رو یه آدم عالم و مومن معرفی میکنه این یه روتین هست…یا مثلا یه خانم وقتی جایی میره مانتویی سرسنگین ولی موهاش یه مقدار بیرونه هیچ کی فکر نمیکنه که اون ممکنه نماز بخونه..یا الان دوستام بخ من که چادریم میگن تو میدونی کافی شاپ کجاست…
وب سایت
نویسنده: tahamtan
یکشنبه 20 خرداد1386 ساعت: 18:2
کل منظورم اینه که ملاک ما برای خوب یا بد بودن ظاهر ما است.. نه دین باطنی ما ..این مهم نیست امام حسین چند تا یار داشته یا امام علی چقدر پول داشته یا اما زمان با شمظشیر میجنگه یا با تانک…مهم اینه میراث اونا واسه ما چیه…هیچ وقت دین انسان رو از ثروت منع نکرده و گفته اگر پول داری خمسشو بده بقیش مال خودت و هر کاری دوست داری با بقیش انجام بده …ماها خودمون سخت میگیریم…منو یه بار به خاطر این که گفته بودم اسم صلی پدر حضرت علی عمران یا عمرو از مدرسه اخراج کردن به همین راحتی…. آقا فرزاد دین بد نیست فی نفسه…استنباطهای افراطی و تفریطی ماست که با اون به جامعه ضربه میزنه
موفق باشین
وب سایت
نویسنده: قادريان
دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت: 1:58
سلام مجدد خدمت جناب فرزاد سينا
در ابتدا بعد از خسته نباشيد عرض كنم بنده جزو آقايان هستم. مطلب بعد اينكه كسي از شما نخواسته كتابهايي را كه در زمينه موضوع بحث خوانده ايد ليست كنيد. اما همانطور كه خودتان گفته ايد صحبت صحبت ((استدلال)) است. خوب ميدانيد كه (( استدلال)) وقتي ميتواند استدلال باشد كه متضمن((دليل)) باشد. آنچه كه من از شما خواستم اين بود كه براي ادعاي خود ((دليل)) بياوريد. اين دليل گاهي يك امر مقبول طرفين است ، گاهي قسمتي از يك نوشته يا كتاب است ، گاهي فيلم است و گاهي … . با توجه به اينكه خودتان در نوشته تان استناد به كتب تاريخي كرده بوديد از شما خواستم اين منبع و مستند را به طور جزئي و تفصيلي معرفي بفرماييد. اين در تمام مناظرات دنيا امري عادي است. هر ادعايي بايد مستند به يك دليل معتبر باشد.
فرموديد: در اين بحث نياز به ذكر منبع نيست و خود نهج البلاغه كافي است. بايد عرض كنم خوب نهج البلاغه هم يك منبع است مانند منابع ديگر. البته منبعي است كه مخالفين شما آن را تا حد زيادي قبول دارند و اين قبول داشتن ، كار شما را در استناد به اين منبع آسان ميكند. در هر صورت ذكر مستند لازم است . چه نهج البلاغه باشد و چه تاريخ طبري و … .
اما يك تشكر بايد از شما بكنم به خاطر اينكه به تقاضايم پاسخ داديد و مستندات خود را براي يكي از موارد مذكور( يعني ثروت فراوان داشتن علي ) آورديد. البته از كيفيت چينش جملاتي كه از كتابهاي تاريخ آورده ايد به نظر ميرسد كه كتب مورد اشاره را خودتان شخصا مطالعه نكرده ايد بلكه جملات را عينا از سايتها و وبلاگهاي اينترنتي برداشت كرده ايد. ولي براي من تفاوت چنداني ندارد. مهم اين است كه بدون دليل حرف نزده ايد و اين جاي تقدير و تشكر دارد.
بنده بررسي اين مستندات را به مجالي ديگر وا ميگذارم و فعلا آنرا به عنوان امري مقبول و صحيح تلقي ميكنم. يعني ميپذيرم كه علي مرد ثروتمندي بوده است. حال نوبت ميرسد به اينكه آيا داشتن ثروت مساوي است با ساده زيست نبودن؟ يا اينكه مساوي نيست؟
نویسنده: قادريان
دوشنبه 21 خرداد1386 ساعت: 2:0
ادامه…
حال نوبت ميرسد به اينكه آيا داشتن ثروت مساوي است با ساده زيست نبودن؟ يا اينكه مساوي نيست و ممكن است شخصي با وجود داشتن ثروت زياد ، ساده زيست و بي توجه به تجملات دنيا باشد به طوري كه مثلا همانطور كه خودتان گفته ايد انگشتري را كه قيمتش معادل خراج يكساله ي كشور است را يكجا به يك فقير بدهد و همينجا هم به اعتراف شيعه و سني ، آيه اي در شأنش نازل شود كه (( – اي مومنين- وليّ شما اينها هستند: خدا ،و رسول خدا ،و مومناني كه اقامه ي نماز كرده و در حال ركوع زكات(صدقه) ميدهند.)) .(انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزكاه و هم راكعون… سوره مائده آيه 55 ).
بنا براين اكنون بايد ديد آيا در تاريخ مستنداتي براي ساده زيست نبودن علي ( آنطور كه شما گفته ايد) وجود دارد يا نه؟ خوشحال ميشوم اگر مستندات خود را براي ما هم بيان كنيد.
.
اما نكته اي هم درباره بحث سعدبن ابي وقاص و پسرش عمربن سعد مطرح كنم.
اولا : سعدبن ابي وقاص مانند تعدادي ديگر از اصحاب ( مانند عبد الرحمن بن عوف ، زبير بن عوام، سعيد بن زيد ، طلحه ، و …) بعد از زمان پيامبر راه گمراهي را پيش گرفتند و فرمايشات صريح و متواتر خود پيامبر را زير پا گذاشتند. در اينجا فعلا مجال تفصيلش نيست. حديث عشره مبشره هم جعلي و فاقد صحت است. راوي اين حديث(سعيد بن زيد) يكي از ده نفري است كه در اين حديث ساختگي ادعا شده بهشتي اند. يعني او حديث بهشتي بودن خودش را نقل كرده و جالب اينكه اين حديث را تا زمان معاويه بر دهان جاري نساخته ( با اينكه زمان خلفاي سه گانه خيلي موقعيت خوبي براي طرحش داشته است). و … بگذريم.
ثانيا : نكته ي مهم اينجاست كه كسي كه لعن و نفرينش بين شيعه رواج دارد و – به قول شما – كافر محسوب ميشود ، عمر بن سعد است نه خود سعد. اصلا فرض كنيم كه سعد همانطور كه شما گفته ايد خوب بوده . اين چه ربطي به پسرش عمربن سعد دارد؟
(البته در مورد اينكه آيا عمر بن سعد از نظر شيعه كافر محسوب ميشود يا نه بحث جداگانه اي وجود دارد كه اكنون مجال تفصيلش نيست. البته چه كافر باشد يا نباشد ، قطعا مورد لعن هست. بگذريم.در اين زمينه اگر خواستيد در ايميل خدمتتان خواهم بود).
نویسنده: فرزاد سینا
سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 4:34
به همه دوستانی که در بحث شرکت کردند
با سلام
اول آقای هنر: ار سبک نگارشتان چنین بر می آید که آقا هستید. اگر اشتباه میکنم لطفا مرا تصحیح کنید. نداشن دین در سراسر زندگی کوچکترین مضراتی برایم نداشته است. بیدینی نگاه هر انسانی را نسبت به زندگی تغییر می دهد. چیزی بنام تقدس دیگر در زندگی ادم جایی ندارد. اعتقاد به انسانیت، اعتقاد به حقوق انسانی بشدت در من رشد نمود. اینها اتفاقاتی بود که من در این پروسه از سر گذرندام.
آقای قادریان: فرموده اید: ” البته از كيفيت چينش جملاتي كه از كتابهاي تاريخ آورده ايد به نظر ميرسد كه كتب مورد اشاره را خودتان شخصا مطالعه نكرده ايد بلكه جملات را عينا از سايتها و وبلاگهاي اينترنتي برداشت كرده اید” سوال بنده این است که از کجا می دانید که بنده کتب مورد بحث را نخوانده ام؟ دوم اینکه تکنولوژی پیشرفت کرده است، در ده سال اخیر بیش از نیمی از کتبی که من مطالعه کرده ام از کتابخانه های الکترونیکی اینتر نت کپی کردم. امری که متاسفانه برای میلیونها مشتاق خواندن در ایران ممنوع است چرا که کلیه این سایتها را به تیغ فیلترینگ سپرده اند. اگر تمایل دارید بدانید که ضد مذهبها بطور کلی در مورد شخصیتهای اسلایم مثل علی چه می گویند کافی است جملاتی مانند : در باره علی یا زندگانی علی، یا تاریخ حکوت علی را در اینترنت سرچ بفرمایید تا صدها منبع به شما معرفی شود. با مطالعه یکسری از آنها به دریای عظیم منابعی که در اینگونه تحقیقات تاریخی بکار رفته است، دست یابید.
در این بحث مکررا من با این سوال روبرو شدم که منابع شما چیست؟ بگذارید جایمان را عوض کنیم و اینبار من شما را با این سوال روبرو نمایم که منابع شما برای توضیخ شخصیت علی چیست؟ و یا داستان عاشورا در شکل کنونی اش، مستندات شما چیست؟ قطعا سوالاتی از این دست پای یک مسله مهم را به بحث باز می کند: احادیث. یعنی یکی از ستونهای اصلی شیعه.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 5:13
حدیث در شیعه انچنان دلبخواهانه است که فرد را سریعا متوجه یک مسله خواهد نمود. احادیث مهر زمان را بر پیشانی خود دارند. حتی جاری شدن یک سری تظاهر های مذهبی در شیعه امری بوده است که در طی تاریخ شکل و به شکل کنونی اش در امده است. برای مثال نوحه خوانی، سینه زنی، شبیه سازی و قمه زنی از زمان صفویه وارد تاریخ شیعه می شود. جالب است که همین امروز نگاهی به مراسم دهه عاشورا بیندازید هیچگونه شباهتی با 30 سال ژیش از این نداشته است. مانند خواندن نوحه با آهنگ یا استفاده از الت موسیقی در نوحه خوانی و یا حتی شکا نوحه خوانی. حتی علی شریعیت از متفکرین شیعه می گوید این سمبلها نه در تاریخ ایران وجود داسته این نه در تاریخ اسلام بلکه همه اینها واراداتی هستند.
احادیث منتصب به جعفر صادق یکی از ستونهای اصلی مذهب شیعه است. جالب این است که هیچ کتابی از جعفر صادق و یا منتصب به جعفر صادق تاکنون منتشر نشده است. می گویند ایشان دانسمند بوده است و چه و چه ( این مورد را انتخاب کرده ام تا نشان دهم که حدیث چقدر دلبخواهانه و در بسیار از موارد همراه با جعلیات است) می گویند جعفر صادق 4000 شاگرد داشته است که به انها علم و حقوق و اسلامشناسی درس می داده است. در هیچ کجای دنیاف در هیچ نوشته تاریخی در سراسر دنیا یافت نشده است که جعفر صادق را بعنوان دانشمند معرفی کرده باشد الا در احادیث شیعه. معلوم نیست این چه دانشمندی بوده است که نه کتابی دارد؛ نه تزی ارائه داده است و نه تئوری بنام او وجود خارجی دارد و غیره.
نکته جالب این است که شاگردان منصب به جعفزر صادق سنی از اب در امدند و حتی موسس فرقه های سنی شدند مانند نعمان بن ثابت بن زوطی بن مرزبان، معروف به ابو حنیفه و یا می توان میتوان از انس بن مالک، احمد حنبل و شافعی را نام برد. معلوم نیست این چه اما شیعه ایی بوده است که شگردانش ژس از یادگیری دروس اسلامی همگی ضد شیعه و سنی شدند. آیا این نمی تواند ما را به این نقطه برساند که خود جعفر صادق هم سنی بوده است و چیزی بنام شیعه در آنزمان وجود خارجی نداشته است؟
حدیث تنها برای جعلیت تاریخی بکار نمی رود بلکه برای توضیح اموری که در قران نیامده است هم مورد استفاده قرار می گیرد.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 5:33
بر خلف انچه که ادعا می شود قران برای کسی که بخواهد مسلمان بشود کافی نیست. برای مثال: در قران نیامده ایست که مسلمانان چگونه و چند رکعت نماز بخوانند، چگونه روزه بگیرند، چه چیزهایی روزه ایشان را باطل میکند، با کداّم پا وارد توالت شوند و یا خطبه عقد را چگونه بخوانند و یا در کجای قران به مسله مهمی مانند امامت اشاره شده است؟ از کجای قران می شود فهمید امام زمانی وجود دارد؟ و یا در کدام چاه منزل کرده است؟ سوالات همین طور می تواند ادامه داشته باشد که جواب انها را در قران یافت نخواهید کرد:
کجای قرآن گفته شده است مسلمانان باید خودشان را ختنه کند؟
مراسم حج باید چگونه انجام گیرد؟ چند بار به دور کعبه باید چرخید؟ وقت حج کی است؟
میزان زکات که باید پرداخته شود چقدر است؟
سوره نساء آیه 34 به مسلمانان اجازه میدهد که زنانشان را بزنند، اگر حدیث نباشد از کجا معلوم میشود این زدن چگونه باید باشد؟ اگر مسلمانی بر اساس این حدیث زنش را آنقدر بزند که او بمیرد آیا نمیتواند بگوید به دستور قرآن عمل کرده؟ بدون حدیث قرآن اجاره قتل زن را به شوهر میدهد
بنابراین یک نکته روشن است که کتاب قران هم بمانند همه کتب مهر زمان و مکان را بر خود دارد. احادیث می خواهند همین ضعف را برطرف نمایند.
پست الکترونیک
نویسنده: قادريان
سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 9:2
در ابتدا از صاحب وبلاگ ( آقا خشايار) عذرخواهي ميكنم كه وبلاگ ايشان را عرصه ي تاخت و تاز و پرحرفي خود كرده ام.
خدمت جناب فرزاد مجددا سلام عرض ميكنم.
در ابتدا عرض كنم سرچي كه شما فرموديد را سابقا زياد انجام داده ام و واقفم كه اينترنت سرشار از منابع مختلف اسلامي و ضد اسلامي است.و بسياري از كتب را ميتوان از اين طريق مطالعه كرد. از نظر بنده مطالعه ديجيتالي عملا هيچ تفاوتي با مطالعه ي كتاب معمولي ندارد. منتها اينكه انسان يك قسمت از كتاب را (چه ديجيتالي و چه ساده) كاملا مطالعه كند و سبك و سياق كتاب را بفهمد، اين قدري تفاوت دارد با اينكه فقط چند جمله ي نقل شده از آن كتاب را در جاي ديگري بخواند. اما در هر حال همانطور كه در نوشته ي قبلي هم اشاره كردم در بحث ما اين مسئله اهميت چنداني ندارد ، و آنچه كه مهم است اين است كه شما براي حرفتان دليل آورده ايد. چه خود كتاب را مطالعه كرده باشيد و چه چند جمله منقول از آنرا. اميدوارم از اين جهت ديگر نگراني اي باقي نماند.
نویسنده: قادريان
سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 9:3
در نوشته جديدتان مباحث جديدي را مطرح كرده ايد كه باب وسيعي را براي گفتگو باز ميكند و بحثهاي مرتبط اما متنوع و گسترده اي را ميطلبد. بنده از آنجا كه سابقا هم در مورد اين موضوعات بحثهايي با اشخاص ديگر در غير اينترنت داشته ام، كم و بيش آمادگي خوبي براي بحث در مورد تك تك جملات اخيرتان دارم و اگر صاحب وبلاگ (آقا خشايار) اجازه دهند در همين وبلاگ توضيح اين بحثها را به طور مفصل شروع خواهم كرد. اما گمان ميكنم تمايل ساير خوانندگان هم اين باشد كه بحثها با هم مخلوط نشوند و هر بحثي كه مطرح ميشود، بگذاريم تا حدي به نتيجه برسد و سپس بحث ديگري را باز كنيم. بر همين اساس از شما تقاضا دارم دلائل و مستندات خود را براي ساير بحثهاي گذشته ( بحث زندگي علي و عاشورا و …) مطرح فرماييد تا مقداري روي آنها بحث و بررسي كنيم. سپس يكي يكي به بحثهاي اخيرتان بپردازيم.
تاكيد ميكنم كه لازم نيست همه ي منابع و كتابهايي را كه در اين زمينه ها خوانده ايد، ليست كنيد. فقط به شماره ي صفحه و نام كتابي كه ادعاي شما را اثبات ميكند اشاره فرماييد.(به همان روشي كه مستندات بحث ثروت علي را مطرح نموديد ) .
ترتيب طرح مستندات به دلخواه شما باشد ولي گمان ميكنم با توجه به تناسب بحث گذشته ، بهتر است اول بحث ساده زيست نبودن علي مطرح شود.
در ارتباط با بحث سعد بن ابي وقاص هم من متوجه نشدم كه آيا توضيحات من شما را قانع كرده است يا نه. ممنون ميشوم اگر نظر نهايي تان را بفرماييد.
با آرزوي موفقيت
قادريان
نویسنده: خشایار
سه شنبه 22 خرداد1386 ساعت: 23:44
دوستان با آسودگی خاطر میتونن نظراتشون رو اینجا بذارن و اصلا هم نگران این نباشن که ممکنه حرف طولانی بشه و یا حجم زیادی گرفته بشه. چیزی که من بهش علاقه دارم این هست که این تابو شکسته بشه و این امکان فراهم باشه که در مورد هر چیزی سوال کرد .حتی در مورد مباحثی که از دید عده ای مقدس هست. بعضی وقت ها تعصب کور باعث میشه ما از فکر کردن در مورد بعضی چیزا بترسیم. خیلی خوشحالم که حداقل در این وبلاگ به کمک دوستان این تابو شکسته شده و خیلی راحت تبادل نظر میشه. حداقل فایدش این هست که وادار میشیم به خیلی چیزا دوباره فکر کنیم.
از همه دوستان شرکت کننده در بحث تشکر می کنم و میخوام که صحبتشون رو ادامه بدن. فقط خواهشی که دارم این هست که این کار رو با احترام انجام بدین و به اعتقادات یا شعور کسی توهین نکنین ( همونطور که تا حالا خیلی خوب رعایت کردین) مرسی.
وب سایت
نویسنده: فرزاد سینا
چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت: 5:44
به جناب قادریان
من در کامنت قبلی ام به یک نکته اساسی در مورد شیوه پیشبر د بحث اشاره نمودم که آروزمندم مجددا به آن مراجعه و در نظر گرفته شود. برای تسیهیل مسله دو نکته را به صراحت مطرح میکنم:
اقای قادریان مدعی است که برای پیشبرد هر بحثی تکیه بحث باید بر ذکر منابع و ماخذ باشد. ایشان پس از ذکر این مسله ، ذکر منابع و ماخد را برابر با ارائه استدلال دانسته اند. بگذارید با ذکر 2 مثال تناقض بحث آقای قادریان در این زمینه را نشان دهم
1- بحث علمی: من مثال انیشتین را دستمایه کار در این زمینه قرار می دهم. زمانیکه انیشتین تئوری نسبیت خود را ارائه داد، علم فیزیک داده های نیوتن را بعنوان آخرین دستاوردهای فیزیک برسمیت شناخته بود. انیشتین برای اثابت تئوری خود مجبور به عبور از نیوتن بود هر چند که فیزیک نیوتن نقش بزرگی در تئوری نسبیت انیشتین بازی میکرد. تصور کنید زمانیکه انیشتین با ارائه تئوری خود بخش اعظمی از ساختمان علم فیزیک را با سوالات اساسی روبروکرد ، از او مطالبه منابع و ماخذ می کردند. منابعی که ناموجود بودند. نقد نیوتونیسم و عبور از نیوتن می بایست در جایی آغاز می شد. اگر کل جهان با این استدلال ( یعنی اول منابع را بگو بعد به حرفت گوش می دهم) به انیشتین برخورد می نمود ، امروز اتم پدیده ایی ناشناخته در فیزیک می بود. بنابراین این استدلال پایش می لنگد و نمی تواند به پایه اساسی بحث تبدیل شود.
2- بحث سیاسی- بحث در باره مذهب علی العموم در کاتاگوری علوم اجتماعی قرار می گیرد و در طبقه بندی بعدی همردیف بحث سیاسی قرار می گیرد( ممکن است دوستانی چنین بحثی را جدل ایدلوژیک خطاب کنند. از نطر من جدلهای مکتبی هم در زیر مجموعه بحث سیاسی قرار می گیرد. بحث در این حوزه بسیار سیالتر از حوزه علو طبیعی است. انچه که بر این نوع بحث حکومت می کند ارائه استدلال برای اثبات بحث است. ممکن است بگویند استدلال از کجا امده است، پاسخ من روشن است لطفا این استدلات را به حساب من بگذارید. لطفا برای پیشبرد بهتر بحث از این به بعد کل نظرات ارائه داده شده را به حساب نظرات نویسنده بحث بگذارید.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت: 5:44
تصور کنید که این نظرات در هیچ کجا مکتوب نشده است و برای اولین بار از جانب من اعلام می شوندو بالاخره هر نظری یک تاریخ تولدی دارد. به همانهایی بپردازید که ادعا شده است. در بحث سیاسی مشگل بتوان منبعی را نام برد که مورد توافق طرفین باشد بنابراین بهتر است که به خود بحث پرداخته شود. من در کامنت قبلی گفتم که اثبات بحث جاده یکطرفه نمی باشد. برای مثال همین موردی که اقای قادریان مطرح نمودند یعنی ساده زیستن علی. معلوم نیست چرا باید من در پی اثبات این مسله باشم که نه علی آنطوریکه می گویند ساده نمی زیست. چرا آقای قادیان بحث را از ان سرش دنبال نمی کند که ایشان این مسله را اثبات کند که ادعای ساده زیستی علی حقیقت است؟ چرا ساده زیستن علی بعنوان یک داده و امری اثبات شده در نظر گرفته شده است؟ چرا ایشان باید مدعی بحث و بنده در پی اثبات باشم. لطفا شما ثابت کنید که نه این ادعا حقیقت ندارد و نظر شما درست است. اگر من جای شما را اشغال کنم و در قدم اول از شما بپرسم که منابع شما برای اثبات این مسله چیست، قطعا پای کتب و نوشته های شیخ رضی و کلینی و محمد باقر مجلسی و بقیه به بحث باز می شود که قطعا هیچکدام از این منابع برای من سندیت ندارد و اگر همین شیوه ادامه پس از 10 دقیقه، بحث به بن بست می رسد. بنابراین همانطوریکه گفتم لطفا به خود بحث بپردازید و استدلال بیاورید که ادعاهای من در زمینه های مختلف نا دقیق و خلاف واقع است.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
چهارشنبه 23 خرداد1386 ساعت: 6:20
اما در مرد منابعی که خواستید برای آخرین بار درخواست شما را اجابت می کنم . برای پی بردن به شیوه زندگی علی من تاکنون 2 منبع را قابل اتکا و مستند دیدم
1- پژوهشی در زندگانی علی اثر آل دالفک که به همه دوستان توصیه می کنم این اثر با ارزش تاریخی را حتما مطالعه نمایند
2- مقدمه ی در اسلام شناسی علی میرفطروس (بابک دوستدار)
مقالات متعدی هم در اینمورد نگاشته شده است اما بنظر من اثر آل دالفک مستند ترین و بهترین اثری است که پاسخهای روشنی به سوالات هر خواننده ایی می دهد.
اما در مورد سعد این اب وقاص: اقای قادریان من مثال سعد را در دل یک بحث عمومی تر مطرح نمودم. بحث این بود که شیعه در مورد مخالفین آل هاشم در دوره های مختلف یا سکوت می کند و یا به صرف مخالفت با یکی از افراد بنی هاشم کافر محسوب می شود . من می خواستم که شما به این بحث پاسخ بدهید که این سکوت بابت چیست؟ اینکه ابی وقاص از نظر شیعه ادم خوبی است یا نه هیچ چیز را عوض نمی کند. بحث سر جایش است. بگذارید روشنتر این نکته را مطرح نمایم تا روشن شود چرا من بر سکوت شیعه تاکید می کنم . برای مثال ایا خلفای راشدین نا مسلمان بودند یا مسلمان؟ اگر مسلمان بودند تکلیف شیعه با تز امامت چه می شود؟و یا گله شیعه از برکنار ماندن علی از قدرت سیاسی دیگر بابت چیست؟ اگر نامسلمان بودند پس آیا نامسلمانان به ایران حمله نمودند و انرا غارت کردند؟ از همه مهم تر اگر امرای اسلام پس از محمد همه نامسلمان بودند این چه دین و تفکری است که پس از فوت رهبر اولیه( محمد) همه کافر می شوند؟ این چه دینی است که می گوید من کاملترینم و بعد اکثریت بقریب پیروانش سر به بیراه می گذارند؟
اینها نکاتی بود که من می خواستم از دل یک بحث عمومی تر بیرون بیاید و نه مورد ابی وقاص. که البته همان مورد شما بطور دلبخواهانه ایی می گویید که این حئیث از قول سعید بن زید مطرح شده است و قبول نیست. لطفا بگویید چرا قبوال نیست چون سعید بن زید گقته است؟ چرا این منبع قبول نیست و منبع شما قبول است؟( مشاهده می کنید که بحث منبع و ماخذ چگونه می تواند بخث را به بن بست بکشاند)
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 3:54
روی خطابم فقط با آقای قادریان هست.
شما مگه متوجه نشدین که اسلام و شیعه و سنی و اصلا خود خدا و… اینا همشون یه سری دروغ بزرگن؟!.. از استدلالات واضح نبود؟!
اصلا همه ی اینا دروغه. ماها هممون خل و دیوونه ایم که هزار و چند صد سال برای امام حسین عزاداری کردیم. اصلا امام حسین دیوونه بوده حتما.. نه ببخشید یادم نبود اصلا شاید نبوده و وجودش ساخته و پرداخته ی آیت الله های قمه. پدرسوخته ها چه نفوذی دارن که تونستن روی ذهن مردمان قبل از خودشونم اثر بذارن. کاری کردن که اینهمه قرن عاشورای دروغین حسین جاودانه مونده.
انقدر الفاظ، قوی و با قلم خوب و حق به جانب ریخته شدن که می دونم دلتون برای شخص سومی می سوزه که ممکنه از این حرفهای با رنگ و لعاب و بی مغز تاثیر بگیره وگرنه این بحث از دید من ارزش ادامه دادن نداره. چون یه بحث خوب در ابتدا نیاز به یه مباحث خوب داره نه به یک جنگجوی خوب. بحث با کسی که با موضوعی سر عناد داره به جایی نخواهد رسید.
آقا کل تاریخو شستن انداختن روی بند، و آنچنان با قلم حق به جانب و مدعی همه ی دین ما رو دروغ دونستن که انگار به عنوان پدربزرگ تاریخ همه چیز رو به چشم دیدن. ارزش و سند و اعتبار منطقی هر اثر تاریخی، چه اون رو پذیرفته باشیم چه رد کرده باشیم جای بررسی داره.. یک طرفه هم نباید قضاوت بشه..
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 3:55
من خودم خیلی جاها توی دین شبهه داشتم و دارم اما هیچ وقت عصبانیتم از چیزهایی باعث نشده که تمامشون رو انکار کنم. هر سوالی جوابی داره.. و هر جزئی رو میشه با دلیلی زیر سوال برد و با دلیل دیگری توجیهش کرد، به شرطی که منطقی باشه. اما نه اینکه منکر شعور میلیونها آدمی بشیم که از اول ظهور دین تا حالا به چیزهایی دل بستن و به چیزهایی ایمان آوردن. “اگه قبول کنیم” اونها نفهمیدن و فقط دروغ هایی رو باور کردن… این نگاه ما رو به کجا می کشونه؟ کجاست حقی بالاتر از این حق؟ کیه بالاتر از علی؟.. اگه نام علی در کنار حق توی تمام نسخه های تحریف شده و نشده ی انجیل هست.. کیه بهتر از اون؟ کی اسمش دنیا رو تسخیر کرده در تمام تاریخ که من نشناختمش؟ دنیای بدون عشق به کجا میرسه اگه علی در اون نباشه؟ شعار نمیدم، دوست دارم بدونم ×× چه کسی غیر از علی انقدر حق بوده که نامش جاودانه شده؟…××
گفتم که ماها… خل و دیوونه ایم که میریم مشهد، و نمی دونم این امام رضا چه جوری یه جا حاجتامو به من داده.. حتما یه جوری به من دروغ گفته سرمو شیره مالیده.. من “فکر کردم” که تن مریض و رو به مرگم با یه خواهش، یه دفعه سالم سالم شده. البته بعیدم نیست، دنیا ام همین جوری کشک یه وجود اومده دیگه.. خالق که نداشته.. یه چیزی خورده به یه چیزی… تق…………… دنیا به وجود اومده، به کجا میره حالا؟… همین چیزا هی می خورن به هم تق…. یه سری دروغ ساخته میشه و آخرشم دوباره با یه صدای تق دیگه همه چی تموم میشه.
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 3:56
نه ازل داره و نه ابد، فقط من موندم که چه طوری کیهان انقدر منظمه. آدم فیزیک می خونه دیوونه میشه انقدر سرتاپاش قشنگه… دیگه عصر جاهلیت نیست که کسی بخواد بگه: “من یحییها العظام… و هی رمیم؟..” اگه وجود خدا اثبات شدست… چطور خدا تونسته ما رو تو این دنیا که همه دیدن که ارزش موندن نداره بدون یاور تنها بذاره. حالا اون یاور علی نیست… آره علی دروغه. پس اون یاور کجاست… کیه؟..
این استدلالها و سوالها خیلی ساده و بدیهی هستن تا من بخوام اونها رو برای کسانی اهل مطالعه بگم.
این جمله برای شما آقای سینا: نمی دونم در چه موقعیتی رشد کردید که اینقدر قلم شما رو ساخته.. و همزمان شما رو از همه ی خوبیهایی که در ذهن ماست رویگردان کرده. الان دقیقا می تونم حدس بزنم که در جواب به این کامنتها چه چیزهایی رو به رخ من می کشید و باز با همون قلم چه جوابهایی میدید، فقط میگم که هست در قرآن دروغین ما.. که خدا بر دلهای معاندانش مهر می زنه.. و کم کم کاری می کنه که نتونن برگردن. امیدوارم بیش از این مراقب خودتون باشین. ما آدمها… حالا حالا ها با خدا کار داریم. نه باید چیزی رو سانسور کرد و نه ملاحظه کرد اما باید راست گفت.
من در این کامنتها از هیچ چیزی که بهش ایمان دارم دفاع نکرم. فقط بعض حرفها رو تکرار کردم و چند تایی هم سوال پرسیدم که منتظر جواب خیلی هاش نیستم. امیدوارم هممون منطقی باشیم.
نویسنده: فرزاد سینا
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 8:47
به خانم مریم
تصور می کنم برای پیشبرد هر بحثی که بشود نام بحث بر آن گذاشت و نه کلنجار رفتن، خونسرد بودن شرط لازم ادامه بحث است. برای اولین بار نیست که با برخوردهایی از این قیبل روبرو می شوم. گشودن جبهه ایی با این شمایل در بحث قبل از آنکه چیزی راجع به خود بحث را نشان دهد، ” منطق” حاکم بر نوشته را به چالش می کشاند.
اگر می خواهید نظری راجع به بحث کنونی ابراز کنید ، لطفا همتنهایی که مکتوب شده است و همه خواننده ها خواند ه اند و مبنای کارتان قرار دهید. در تمام طول سالهایی که با ادمهای مختلف در مورد مسائل مختلف جدل کرده ام همواره یک اصل را مبنای کار قرار داد ه ام و آنهم حفط حرمت طرف مقابل بحث بوده است. من همه اندیشه ها و افکار برایم قابل احترام نیستند، همانطوریکه تصور نمی کنم کسی را در این دنیا بشود پیدا کرد که از شما بخواهد به افکار فاشیستی و کوره های ادم سوزی باید احترام گذاشت، اما حفظ حرمت انسانها صرف نظر از تفکراتشان همیشه مبنای عزیمت من در برخورد به انسانها بوده است.
نفوذ مذهب در جامعه بشری بعلت ” خل و دیوانه” بودن ادمها نیست آنچنان که شما مدعی شده اید. علل بسیار پایه ایی، مادی و زمینی دارد که اگر همین علل از جوامع حذف شوند اثری از مذهب نخواهد ماند.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 8:48
در یکی از کامنتهای قبلی گفتم که تعصب و تقدس گرایی میدان عمل عقل را محدود می کند شما هم ظاهرا و متاسفانه همین شیوه را انتخاب کرده اید. تعصب بحث را ممنوع می کند همانطوریکه شما به اقای قادریان پیشنهاد می کنید بحث را ادامه ندهید. می شود مشاهده کرد که زمانی که افکاری اینچنین در یک میدان وسیعتر دست بالا پیدا می کنند چه فجایعی ببار می اورد. رژیم جمهوری اسلامی نماینده تام تمام تحجری است که دهها هزار نفر انسان شریف را به جوخه اعدام سپرد فقط به این علت که این تحجر را نمی پذیرفتند.
خانم مریم باور کنید در 28 سال اخیر انسان های بیشماری بدین علت که مذهب شما را قبول نداشتند نیست و نابود شدند. اخر این چه مذهبی است این چه منطقی است که جواب بحث را با گلوله و مرگ می دهد؟ کجای این کار نشان قوت است که در جواب بحث در معاند و مهر خدا و چیزهای از این قبیل را بر رویمان باز می کنید. علی برای شما هر جه هست برای من و میلیونها ادم مثل من اینگونه نیست، اجازه هست ما هم نظر خودمانرا داشته باشیم و انرا با دیگران در میان بگذاریم؟ 28 سال است که تما تریبونهای این کشور را به علی و طرفدارن علی اختصاص داده اند و هر کسی هم اعتراض کرد زبانش را از پشت گردنش بیرون اوردند، حالا شما در یک وب لاگ با یک تعداد خواننده مشخص و محدود فرمان ایست بحث را صادر می کنید؟
من هم با شما موافقم که دیگر عصر جاهلیت نیست و دست بر قضا به همین علت هم من با افکار عصر حجری سر سازش ندارم
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 22:54
شما با الفاظ بازی نمی کنید؟، برای همینه که میگید با آدم ها جدل داشتم. چرا؟
1) من گفتم عصر جاهلیت نیست که کسی وجود خدا براش اثبات نشده باشه. و بعد پرسیدم که حالا که خدا ما رو دوست داره و روی زمین بی یاورمون نمیذاره. حالا که علی ناحقه پس اون یاور برحق جاویدان کیه؟.. نگفتم نجات آدمها در افکاریه که لزوما باید مربوط به زمان حال باشن.. اما شما زدین به اون راه. سعادت تعاریف مختلفی داره. این اولین باره که می بینم کسی مدعی اینه که هر زمانی مختص خودش یه منجی داره و یه راه برای خوشبختی. ببخشید الان در این زمانه منجی ما کیه؟ اون آدم که انقدر حقه که می تونه دنیا رو از این لجن بیرون بیاره کیه؟ در قرن گذشته کی این کارو کرده؟.. ذات آدمها مستقل از زمانه است.. و در عین حال با تغییر زمان فرهنگ ها و درجات آدم ها عوض میشه. و برای همین دنیا یه مهدی داره.. که یه روز خواهید دید که چه می کنه. آخه من شنیدم که وقتی میاد هم یارانش زنده میشن و هم دشمنانش. نیازی به اثبات وجودش و فلسفه ی وجودش برای شما رو در خودم نمی بینم. شما فعلا سوالهای بزرگتری دارید.
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 22:55
)می گین: “28 سال اخیر انسان های بیشماری بدین علت که مذهب شما را قبول نداشتند نیست و نابود شدند” من نمی دونم دلیل این حرف چیه اما من حداقل در تاریخ معاصر خودم آمار جنایتی بالاتر از جنایات امریکا و امثال اون نمی بینم. نمی دونم منظورتون لبنانه… که مسلمانانش به سازش با همه ی ادیان مشهورن… یا فلسطینیها که به جای اینکه بکشن کشته میشن… یا عربها که سالهاست جنگ توی مرامشون نیست… یا مثلا ایران؟؟ تا حالا ندیدم و نشنیدم که در ایران عده ی زیادی رو به خاطر شیعه نبودن بکشن.. این یکی از اون ادعاهاست که زیاد عینیت نداره. اصلا به فرض حرف شما قبول. اگه شما حرفتون سر اصل دینه، که من دارم ازش دفاع می کنم.. چطور رفتار یه عده رو به حساب دین میذارید؟ اصل دین چیه؟ “این بحث ماست” اینکه بهش عمل بشه یا نشه دست خود ماست.. و سستی در اون خللی در اصل وارد نمی کنه. حضرت موسی یکی از دوست داشتنی ترین قهرمانها در ذهن منه. خیلی زیاد به این شخصیت و به زندگیش علاقه مندم. اما چه کسی گفته که من به خاطر موسی باید به اسرائیل امروز و خودپرستی های منفور یهودی ها علاقه مند باشم؟ و چه کسی گفته که باید از موسی بدم بیاد چون قوم موسی دارن اینطور خونخواری می کنن؟
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 22:55
من فرمان ایست بحث دادم برای اینکه از الفاظ شما.. مثل انکار کردن کل دین و به تمسخر گرفتن نماز… و عباراتی مثل: ” با کدوم پا وارد توالت میشن، یا امام زمان تو کدوم چاه زندگی می کنه” فقط برای تغییر رای طرف به قیمت تمسخره.. این جوری به طرف هم بحثتون احترام میذارین؟ من گفتم لازمه ی یه بحث خوب اینه که طرفین بدون اینکه طرف دیگرو دشمن و هم نبرد خودشون فرض کنن به بحث به عنوان یه گفتگوی شیرین و سازنده نگاه کنن که هر حرف منطقی در اون منجر به تغییر رای هر کدوم از طرفین باشه. نه اینکه به هم بخندن.. و با یه سری آرا و الفاظ خوشرنگ همدیگرو به تمسخر بگیرن. من خودم کسی بودم که فریاد می زدم که چرا اگه امام زمانی هست.. نباید پیش ما باشه. اما تو این یک سال این سوال برام تموم شده بوده.. وقتی قصه ی پسر مهذیارو خوندم که 40 بار رفت مکه برای دیدن مهدی و فقط دفعه ی چهلم اون رو دید در حالیکه مهدی ازش گله میکرد که چرا این 39 بار که اومدی پیش من نیومدی؟ ظهور اون یه فلسفه ی بزرگ داره فرزاد عزیز… امام ما یه موجود مفلوک نیست که بخواد در چاه زندگی کنه. من از سر تعصب شما رو به توقف بحث دعوت نکردم بلکه به این دلیل این حرفو زدم که دیدم برای طرفین آنطور که باید سازنده نخواهد بود. امیدوارم از این به بعد اینطوری باشه.
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 22:56
) من در اون کامنت گفتم که از هیچ چیز دفاع نمی کنم، فقط یه سری سوال پرسیدم نه؟… تعصب بیجا میدان عقل رو محدود می کنه بله.. اما کدوم سوال من بوی تعصب میداد؟ من که حرفهای شما رو به فرض قبول، تحلیل کرده بودم… و سوال پرسیده بودم.. تقدس گرایی و ایمان به خودی خود میدان عقل رو محدود نمی کنه. منظورم از ایمان دقیقا معنای لغویش هست: یعنی چیزی فرای نظر و عقیده.. یعنی چیزی که ثابت شده. عجین شده چون وجود داره.. پس دیگه اسمش تعصب نیست.
4) من اگه دارم حال خودمو می بینم با چشمام می بینم که خونسردم. من به شما تا حدی حق میدم که گله مند باشید. من خودم خیلی چیزهای این نظام و حتی این جامعه ی به نام اسلامی رو قبول ندارم..
حتی من… من دختر 20 ساله توی یادداشتهام آمار چند سال نماز قضا رو دارم که خیلیهاش رو شاید بی اعتقاد خوندم و یا نخوندم. اما حالا نمازم رو اول وقت می خونم. مشکلات شما با مذهب ما انقدر پیچیدست که من نمی تونم نمازو براتون توجیه کنم اما اگر روزی به حق بودن شیعه رسیدید خواهید دید که همه چیز نمازه و بدون نماز هیچ نیست. یه روز لمس خواهید کرد که چرا محمد میگه: نماز نور چشم منه، من نماز رو دوست دارم و به اون نیاز دارم همونطور که گرسنه به غذا و تشنه به آب نیاز داره. با این تفاوت که من از نماز سیراب نمیشم.” اگه یه روزی به آدم خردمندی رسیدید که تونست به همه ی سوالهاتون که هر کدومش شاید براتون یه درد بزرگ باشه جواب بده… اون روز ازش بخواید تا فلسفه ی نماز رو براتون توضیح بده. اون وقت خودتون می رسید به جایی مثل من که بدون اینکه اجباری باشه.. و بدون اینکه بخوام سر خودمو شیره بمالم از نماز خوندنم آرام بگیرم.
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 22:57
شما گفتید که کامنتها رو بخونم و در بحث شرکت کنم. من قبلا هم گفتم تخصصی در تاریخ اسلام ندارم که بخوام ادعا کنم و حرف بزنم. من فقط خواستم منش بحث رو تغییر بدید تا هردوتون راحت تر بتونید به حقیقت نگاه کنید. من خيلي جاها شبهه داشتم و دارم خيليوقتا جواب گرفتم و جواب بعضي ديگه از سوالهامو نمي دونم.
در یک جای بحث حاضرم شرکت کنم چون با استدلالات واضحی برای من قابل حل بوده:
حق با شماست که قرآن مسائل رو به تفصیل نگفته. برای همین پیامبر در حدیث ثقلینش دوتا چیز برامون گذاشته.. قرآن و اهل بیتش. و برای همینه که ما الان امام داریم و “گفتن که: اگر روزی زمین از امام خالی باشه نابود میشه” مثل وقتی که امام آخر شهید میشه. اینجا جاش نیست که من براتون لیست دانشمندان بزرگی رو که همه شاگرد امام صادق بودن بنویسم.. همه ی این تفاصیلی رو که شما میگید خود پیامبر و ائمه برای شاگردانشون مطرح کردن. اصلا کدوم کتاب آسمانی می تونه به تفصیل حرف بزنه؟.. مگه کار دنیا یکی دوتاست؟… اگه کتابی بخواد همه چیزو جزء به جزء بگه که باید چند صد جلدی باشه.. کی کتاب آسمانی چند صد جلدی رو میخونه؟؟ ائمه با ضمانت پیامبر اون چیزهایی رو که برای خوشبختی آدمها لازم بوده به اونها گفتن و میگن. و حالا که آخریشون به هزار دلیل غایبه… متخصصانی هستن که این کارو بکنن.
نویسنده: مریم
پنجشنبه 24 خرداد1386 ساعت: 22:58
بله، مثلا بعضی از همون آیت الله های قم که شما اونها رو به مسخره می گیرید. جالبه به شما بگم که من، که برای اکثر آیت الله های راس مملکت تره ام خورد نمی کنم حتی در قم زندگی هم کردم.. و با چشمای خودم دیدم خونه ی یکی از علمای بزرگ شهرو.. یه خونه ی نمور کوچیک در یکی از محله های قدیمی شهر.. جای من نبودید که با چشمان خودتون ببینید که کسی که دستکم در عالم اسلام شهرت جهانی داره کجا زندگی می کنه. نمی تونید بگید اون زندگی خودش رو برای ظاهر سازی سخت کرده.. نمی تونید بگید ساده زندگی کردن، اونم در حالیکه مردم زیادی از دوستداران آدم هر روز پولهایی رو به عنوان خمس و… براش میارن کار راحتیه.
اینجا دوباره ازتون می خوام که با دیدن جزئی، روی همه قضاوت نکنید. من کسی رو در بین این جمعیت دیدم و می بینم که زیاد به خاطر مشکلات، دودلی ها و رنجهایی که جوونهایی مثل من و شما دارن گریه می کنه.. مخصوصا به حال مجردهاشون. شما این صحنه های زیبا رو مثل من تجربه نکردید تا باور کنید که آیت الله مساوی دشمن نیست.
اميدوارم درک کنید که من بدون اینکه ذره ای به رو کم کنی و به قول شما کلنجار رفتن میل داشته باشم شب امتحان مکانیک کوانتومی نشستم کامنت نوشتم. من شما رو نمی شناسم. برای من چه اهمیتی داره که شما چه نظری دارید، اگه دلم نسوزه برای اینکه شما بخشی از سوالهای دردناک گذشته ی من رو البته با کمی چاشنی عصبانیت مطرح کردید؟
امیدوارم هممون منطقی باشیم.
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 5:10
به خانم مریم
تلاش می کنم به همه مواردی که مطرح کردید پاسخ بگویم. قبل از |آن یک سوال مهم دارم تمایل دارم بدانم که از کجای بحث من و یا از کدام جمله من اینگونه استنباط شد که بنده عصبانی هستم؟ اینرا لطفا حتما جواب بدهید. نوشته های آمیخته با عصبانیت معمولا متنی بی منطق و آشفته دارند لطفا اگر جایی اینرا در نوشته های من مشاهده می کنید، همان قسمت را بعنوان فاکت کپی کنید تا حداقل من هم متوجه شوم که در مورد چه چیزی دارید حرف می زنید.
جمله اولتان برایم نامفهوم است متوجه نمی شوم دارید به چه چیزی اشاره می کنید. من جایی در کامنتم کفتم با آدمهای زیادی جدل داشته ایم که روشن است این یعنی پیشبرد بخث با یک تعداد آدم. ولی چیزی که می توانم حدس بزنم ( مطمن نیستم چون هر چه این جمله را خواندم: شما با الفاظ بازی نمی کنید؟، برای همینه که میگید با آدم ها جدل داشتم. چرا؟ متوجه نمی شوم که چه منظوری از طرح ان دارید) این است که شما معنای 2 مفهوم متفاوت را یکی گرفته اید. در زیان فارسی ما یک بحث و جدل داریم که منظور همان بحث کردن است جدل در اینجا اشاره به این دارد که 2 نفر و یا بیشتر بر سر موضوعی که با هم هم عقیده نبود ه اند، بحث کرده اند. غیر از این ما یک مفهوم دیگر هم داریم . آنهم جنگ و جدل است که معنایش روشن است. اگر اشاره اتان به این است که من از مفهوم اول استفاده کردم و تصور می کنم خواننده هم متوجه می شود که اشاره من به مقوله ایی بنام بحث است و نه جنگ کردن.
عصر جاهلیت و اثبات خدا: شما تاریخ پیدایش پدیده ایی بنام خدا در جوامع را برعکس جلوه می دهید. انسانها در عثر جاهلیت بعلت عدم پیشرفت علم و نداشتن توضیحات منطقی برای اتفاقات طبیعی خدا را وارد زندگی خود نمودند. لازم به گفتن نیست که پیدایش خدا در جوامع برای خودش تاریخ دارد. زمانی ما با پدیده چند خدایی روبرو هستیم مثل خدای آتش، خدای آب ، خدای خشم و غیره. با پیشرفت جوامع و در انتهای عصر برده داری نوبت به پرستش خئای یگانه رسید. که البته همین خدای یگانه در ادیان مختلف چهر های متفاوتی دارد ( اینکه چرا اینگونه است بحث مفصلی دارد که فعلا موضوع بحث ما نیست)
.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 5:11
قرنها انسانها تصور می کردند که رعد و برق نشانه غضب خداست و یا زمانیکه سیل می آمد می گفتند خدا نظرش از مردم این منطقه برگشته است ووووو. پیشرفت علم در جوامع به همراه بالا رفتن سطح سواد عمومی و هم چنین کشفیات علمی مسله خدا و مذهب را در بسیاری از جوامع پیشرفته با سوال بزرگی روبرو نمود. پیشرفتهای علمی در زمینه فیزیک، شیمی و بطور کلی علوم طبیعی خرافه ایی بودن بسیاری از داستانهای مذاهب مختلف را افشا نمود. برای مثال کشف تئوری تکامل داروین به همراه کشفیات باستان شناسان روشن نمود که داستان ادم و حوا خرافه ایی بیش نیست و همین امروز تقریبا در تمامی دانشکاهها و مرکز علمی جهان پیدایش انسان را با تئوری تکامل توضیح می دهند و نه با قصه آدم و حوا( احتمالا فقط در دانشگاههای ایران و عربستان و بنگلادش تدریس تئوری تکامل ممنوع می باشد)
امروز از هر بچه دبیرستانی سوال کنید که شب و روز چگونه پدید می آید با زبان علمی برایتان توضیح دهد و نه آنگونه که در مذاهب امده است که خداوند شب و روز را آفرید. حتی در مذاهب مختلف بر سر پیدایش جهان قصه های مختلفی هست
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 6:2
گفتم بر سر پیدایش جهان در مذاهب مختلف اختلاف نظر هست و نتنها این بلکه مثلا در اسلام داستانهای متناقضی در این مورد اورده شده است . برای اثبات این ادعا من چند سوره از قران می اورم :
آفرینش آسمان ها وزمین چند روز طول کشید؟
پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد – (56)سورة الأعراف
پروردگار شما، خداوندى است كه آسمانها و زمين را در شش آفريد (3) سورة یونس
تا اینجا قران از قول خدا می گوید که زمین و اسمان را در 6 روز بوجود اورده است. اما به سوره های بعدی توجه کنید
بگو آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براى او همانندهايى قرارمىدهيد؟! (9)سورة فصلت ( در اینجا افرینش زمین 2 روز شد)
او در زمين كوههاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن آفريد و مواد غذايى آن را مقدر فرمود، – اينها همه در چهار روز بود- درست به اندازه نياز تقاضا كنندگان! (10)سورة فصلت ( و اینجا شد 4 روز
و یا بر سر افرینش زمین و اسمان باز تناقض گویی هست. اول زمین بوجود امد یا اسمان به این سوره ها توجه کنید:
او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد، براى شما آفريد; سپس به آسمان پرداخت; و آنها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود; و او به هر چيز آگاه است. ( سوره البقره) اینجا قران می گوید خدا اول زمین را بوجود اورد و بعد اسمان را حالا به سوره بعدی توجه کنید:
آيا آفرينش شما (بعد از مرگ) مشكلتر است يا آفرينش آسمان كه خداوند آن را بنا نهاد؟! (27)سقف آن را برافراشت و آن را منظم ساخت، (28)و شبش را تاريك و روزش را آشكار نمود! (29)و زمين را بعد از آن گسترش داد،( سوره النازعات) در اینجا آسمان اول ساخته شده است و بعد زمین را آفریده است.
این مثالها را اوردم تا بگویم که انسان در عصر جاهلیت توضیحی علمی برای پدیده ها نداشته است و زمانیکه مذهب می خواهد جهانرا توضیح دهد اینچنین تناقض گویی می کند.
جوامع بشری با فاصله گرفتن از مذهب زندگی خود را بدست علم و پیشرفتهای علمی دادند. هر چه جوامع بشری در این زمینه رشد کردند موجودی بنام خدا برای انها موهوم گردید. جوامع ژیشرفته در ابتدا به حاکمیت مذهب در جامعه خاتمه دادند و پس از ان راه را برای علم و کاوش و تحقیق باز کردند.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 6:3
مذهب و حاکمیت قوانین الهی در تناقض کامل با خوشبختی انسانها قرار داشت به همین علت میلیاردها انسان در کره خاکی عظم جزم کردند و مذهب و قوانینینش را برای همیشه از جامعه مر خص کردند. علم پیشرفت نمود و در راستای ان کلیه سنتها ، افکار و قوانین مورد باز بینی قرار گرفت.
علم نمی توانست با مذهب و تفاسیر مذهب از جهان کنار بیاید بنابراین همه پدیده ها باز تعریف شدند. نتیجه این باز تعریف دره عمیقی است که امروز مابین مذهب بطور علی العموم و علم وجو دارد. بنابراین نتیجه کاوش انسانها و پیشرفت علم اثبات خدا برای جوامع بشری نبوده است انطوریکه خانم مریم ادعا می کنند بلکه بر عکس جوامع بشری خود را بی نیاز از مذهب نمودند و از ان فاصله گرفتند. سوال این است که ایا این پروسه در سراسر جهان یکسان پیش رفته است؟ متاسف
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 6:33
فلسفه مهدی: خانم مریم من بر خلاف شما بسیار تمایل دارم که دست بر قضا وارد بحث مهدی و جایگاه ان در شیعه بشویم. اروزمندم این دعوت مرا بپذیرید و در مورد مهدی یحث کنیم . از نظر من مهدی یک موجود خیالی در شیعه است که وجودش برای شیعه مصارفی دارد. امیدوارم در این باره نظرتان را بنویسید تا من هم بتوانم با فراغ بال در این مورد حرف بزنم.
گفته اید که تاکنون نشنیده اید که در ایران تاکنون بدین علت که کسی شیعه نیست کشته باشند. اما خانم مریم رژیم جمهوری اسلامی برای سرپا ماندن 150 هزار نفر را از سال 1358 تاکنون به جوخه اعدام سپرده است. در این 28 سال تاکنون 200 هزار نفر زندانی سیاسی داشته ایم. بیش از نیمی از جانباختگان افرادی بودند که مانند من فکر می کردند و اعتقادی به مذهب نداشتند و به همین “”" جرم”"”" اعدام شدند. حتما این جمله برایتان اشنا است: محارب با خدا و رسول خدا، به همین انسانهای شریف این لقب را دادند و انها را کشتند. بهتر است از 4 نفر که سنشان از شما بزرگتر است سوال کنید که سال 60-61 و سال 67 که به خمام خون معروف است چه کسانی در ایران اعدام شدند. یک بخشی از این جنایات پایش به روزنامه ها هم کشیده شده است تعجب می کنم که شما اظهار بی اطلاعی می کنید. سایتهای فراوانی هست که حتی شما می توانید اسامی اعدام شدگان به همرا عکسشانرا مشاهده نمایید. بهر حال این مسله ایی نیست که پنهان و مخفی باشد. کشتار را نمی شود پنهان کرد. گفته اید امریکا جنایت می کند ف معلوم است که دولت امریکا هم جنایتکار است. از مظلومیت مردم فلسطین گفتید، مردم فلسطین قربانیان یک جنگ بزرگ تروریستی می باشند. دو قطب بزرگ تروریسم جهانی یعنی تروریسم دولتی غرب به یر کردگی امریکا و تروریسم اسلامی بانیان وضعیتی هستند که شما در فلسطین مشاهده می کنید.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 6:57
فرمان ایست به بحث: خانم مریم کمتر در جهان موافقین و هم نظرها با هم بحث می کنند ، عمدتا کسانیکه هم نظر نیستند با هم بحث می کنند. شما می گویید به این علت خواهان خاتمه بحث شدید که از الفاظ من مثل انکار دین و به تمسخر گرفتن نماز و عباراتی مثل با کدام پا وارد توالت می شوید دلگیر شده اید. متاسفم که بگویم دلایل قانع کننه ایی نیستند. اولا که از اول بحث روشن بود که بنده بی مذهب هستم، چرا بی مذهبی من . انکار دین از جانب من برای شما توهین است؟ شما که به بقیه سفارش می کنید که منطقی باشید. کجای این حرف شما منطقی است؟ باز هم تکرار می منم این تعصب است خانم مریم، ایسن تعصب است که می گوید در مورد دین من کسی بحث نکند. خانم مریم این تعصب است که به دیگران می گوید شما اجازه نقد دین مرا ندارید. خانم مریم تکرا می کنم رژیم جمهوری اسلامی هزاران نفر به هین جرم یعنی بی دینی و نقد اسلام به جوخه اعدام سپرد. می بینید تعصب دینی وقتی به حاکمیت می رسد چه جنایاتی ببار می اورد؟
من در کامنت قبلی گفتم” در قران نیامده است که مسلمانان چگونه و چند رکعت نماز بخوانند” این توهین به نماز است؟ این دیگر چه منطق و استدلالی است؟
خانم مریم اینکه با کدام پا باید وارد توالت شد ، مسخره کردن کسی نیست، این مسله در کتب تمامی علمای شیعه امده است. نمی دانم کدامشانرا قبول دارید ولی در رساله همه انها در این مورد مطلب نوشته اند. ایا این از نظر شما مسخره کردن است اگر هست از دست من شاکی نشوید بروید یقیه علمای شیعه را بگیرید که دهها صفحه در این مورد نوشته اند. در ثانی من به نمونه هایی اشاره کردم اگر می خواستم کلیه مواردی که در شیعه به اسم رساله بیرون امده است از شیخ رضی تا محمد باقر مجلسی و تا این اخری خمینی، اگر کتب انها را مطالعه کرده باشید دیگر شاکی من نمی شوید. من نگفتهام اگر زلزله امد و کسی بر روی عمه اش افتاد و از این افتادن بچه ایی حاصل شد بچه حلال زاده است اینها کلمات قصار اقای خمینی است. کتاب حی المتقین را بخوانید شک ندارم که از خواندن ان احساس بدی بعنوان یک زن به شما دست خواهد داد. اینها توهین نیست اینها مسائلی است که در شیعه مفصلا در موردش بحث شده است.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 7:26
خانم مریم من هیچ دشمنی با کسی که با من بحث می کند ندارم و همانطوریکه که گفتم حفظ حرمت طرف مقابلم همیشه برایم اصل بوده است ولی از اینحا نباید به این نتیجه رسید که خوب حالا که در یک فضای دوستانه بحث می کنیم پس افکارمانرا تراش بدهیم و از گل نازکتر در بحث وارد نکنیم. این نشد بحث که. بحث یعنی نقد افکار طرف مقابل غیر از این باشد می شود گپ زدنهای کافه ایی. راستش من عادت به شرکت در بحث های بی ویتامین ندارم. از نظر من بحث یعنی نقد ريال نقد هم مرز ندارد، همه انسانها باید ازاد باشند که به وسیعترین شکل نقد و بحث کنند.
خانم مریم شما ازادید که هرگونه که دوست دارید فکر کنید، نماز بخوانید، دعای کمیل بخوانید و یا هر عبادت دیگر ولی لطفا بیاییم همه این حقوق را برای دیگران هم برسمست بشناسیم که عده ایی نمار نخوانند و عبادت نککند و بی مذهب باشند.
در میان بحث جایی گفته اید اگر در قران نیامده چگونه نماز بخوانیم محمد گفته است که اهل بیت را داریم یعنی اهل بیت بگویند که شکل نماز چگونه باشد. اهل بیت یعنی چه کسی؟ یعنی فامیل های محمد و 12 امام؟ اگر اینچنین است و قرار بود که اهل بیت مردم را رهبری کنند چرا محمد زمانیکه مشرف به موت بود به بقیه سران اسلام نگفت پس از من اهل بیت من منصب امور را در دست می گیرند و راه و روش دین را انها تعیین می کنند؟ چرا نگفت؟ چه اتفاقی افتاد که امت اسلام در انزمان همگی و دسته جمعی رفتند و با عمر بیعت کردند؟ اگر محمد نظری غیر از این داشت نمی توتنست زمانیکه در مسجد مردم را جمع کرد و گفت من رفتنی هستم و اخرین وصایا را می کرد نمی تواسنت بگوید مردم پس از من بروید با اهل بیت من بیعت کنید انها می توانند راه و روش دین را به شما بیاموزند؟ چرا نگفت؟
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 7:26
خانم مریم من هم مثل وضعیت کنونی شما روزی مسلمان شیعه بودم. فلسفه نماز را می دانم چیست. قران را خوانده ام ، نهج البلاغه را مطالعه کرده ام . من هیچ شک و شبهه ایی نسبت به چیزی که الان بیان می کنم ندارم. من دیگر شبهه ایی نسبت به هیچ مذهبی ندارم، هیچ سوال بی پاسخی در مورد مذهب ندارم، امروز من به نقد و رد مذهب رسیده ام. کل بحث من هم همین است که باید مذهب را نقد کرد. نباید تقدس گرایی را میدان داد، همه مذاهب قابل نقد هستند .
در مورد جعفر صادق من در کامنت قبلی سوالاتی را مطرح کردم که متاسفانه تاکنون جوابی از اقای قادریان دریافت نکرده ام. من لیست بالا بلند از شما نمی خواهم، 3 مورد را نام بردم که اینها شاگردان جعفر صادق بودند دست بر قضا از شاگردان بنام او هم بودند اینها پس از فراگیری قوانین مذهبی نزد جعفر صادق ، ضد شیعه و سنی مذهب شدندف من سوال کردم که این چه دانشمند شیعه ایی یود که شاگردانش رهبر فرقه های سنی مذهب شده اند؟ موفق باشید امیدوارم دروس دانشگاهت را بخوبی پاس کنید تا دیدار بعدی
پست الکترونیک
نویسنده: مریم
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 7:37
منظورم از بازی کردن با الفاظ رو در شماره ی یک نوشتم.
برای من مهم نیست که خدا در اعصار گوناگون چه وجهه ای داشته. امروز خدای ما و مسیح و یهود و حتی زرتشت و باقی ادیان بزرگ و معتبر دنیا یکیه و وجودش اثبات شدست.. شما دوباره حرف من رو درباره ی عصر جاهلیت به انحراف کشیدید.
در مورد کشتار در ایران اگه حرفتون درست باشه گفتم که خللی به اصل وارد نمی کنه.
عدم قبولیت مهدی برای شما مثل عدم پذیرش خدا در عصر جاهلیته (و شايد هم عدم پذيرش خدا در همين زمان توسط شما) شما به یک بهلول نیاز دارید تا سنگی رو به سرتون بکوبه. وقتی بهش میگید چرا زدی دردم گرفت؟.. به شما جواب بده که درد؟ کو درد؟ من نمی بینمش! راست میگی نشونم بده.
هيچ اصراري به اثبات وجود مهدي در اينجا ندارم.
منظورم از عصبانيت بيشتر يه جور ترادف با كينه است تا عصبانيت لحظه اي.
جمله ي “انسانها اینرا در زندگی خود در اعصار مختلف تجربه کردند که مذهب هیچگاه نانی به سفره انها نخواهد اورد.” از همون سخنان قصارتون بود كه متاسفانه ذره اي پشتوانه ي منطقي نداره از ديد من. من هيچ انقلابي به بزرگي عاشورا نديدم. هيچ كدوم از اين منجي هايي رو كه گفتيد نفي نمي كنم. اونها به تناسب موقعيت اقدام ضد كردن و جواب گرفتن ولي اون جاودانه اي كه دنبالش مي گشتم رو به من معرفي نكرديد. ديگه هم دنبالش نيستم.
“مذهب و حاکمیت قوانین الهی در تناقض کامل با خوشبختی انسانها قرار داشت به همین علت میلیاردها انسان در کره خاکی عظم جزم کردند و مذهب و قوانینینش را **برای همیشه از جامعه مر خص کردند**.” هم يكي ديگه از سخنان قصارتونه كه خودتونو جاي كل دنيا گذاشتيد و بدون محتوا از قولشون نظر دادين و حتي براشون تاريخ ساختين. تاريخ دنيا سرتاسر قصه ي پيروزي مذاهب و اهل مذهب و نابودي و عذاب مخالفين حق بوده. در هر عصري.. و در زمان هر پيامبري. به غير از محمد كه قومش رو نفرين نكرد.
شما متاسفانه بر خلاف گفته خودتون به هيچ كدوم از شبهات من از حرفهاتون پاسخ نداديد و دوباره به جاي پاسخ در قالب نظر از جانب كل جهان براي مردم دنيا نسخه پيچيديد.
هنوز امتحانام تموم نشده و رغبتي به ادامه دادن و شركت بيش از اين در بحث ندارم. اميدوارم موفق باشيد.
خداحافظ.
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 8:18
می تونه وجئد خدا برای شما اثبات شده باشه ولی واسه مردمی که در جهان از حقوق بیشتری برخوردارند مدنیت را در جامعه تجربه کرده اند و از عصر جاهلیت فاصله گرفته اند مذهب جایگاهی در زندگی اشن ندارد. شما هر گونه که دوست دارید قضائت کنید وقایع تاریخی که حی و خاضر جلو چشمانمان رژه می روند را کلمات قصار بنامید آزادید و مختار ولی دنیای بیرون از ذهن را نمی شود انکار کرد این دیگر کار سختی است. لصفا یکی از کشورهایی که مذهب برای مردمش خوشبختی اورده نام ببرید تا من بی درنگ فردا به انجا مهاجرت کنم. فعلا کشورهای مذهبی از این یر کلی بدهکار هستند. دست به نقد 4 میلیون نفر عطای خوشبختی حکومت مذهبی در ایران را به لقایش بخشیدند و به جهانی پا گذاشتند که با هم نقصانهایش لااقل کسی را بابت اظهار نظر تکفیر نمی کنند و سنگ به سرش نمی زنند. لطفا بگویید جایی در دنیای اسلام هست که نان مردم را بخون اغشته نکرده باشند؟ نان و خوشبختی و اسلام 3 مقوله دور از هم هستند که دور یک سفره نمی توانند بنشینند.
خواننده می تواند قضاوت کند اگر کسی به سوالات پاسخ نداده این شما هستید سوالات من هم خیلی سر راست و روشن بودند البته پاسخ دادید یکجور هایی در کاتمنت اخرتان این پاسخ شما بود: تاريخ دنيا سرتاسر قصه ي پيروزي مذاهب و اهل مذهب و نابودي و عذاب مخالفين حق بوده. این همان شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه البته با شکلی اراسته.
همان علمایی که شما به انها اعتقاد دارید در قرن بیستم کل کشورهایی را که نام بردم ملقب به بلاد کفر نمودند حداقل بد نیست ادم اگر در مورد نکته ایی اضهار نظر می کنه به اندازه یک سانت هم که شده اطلاعات داشته باشه. چرخش قلم را شنیده بودم ولی تا امشب ندیده بودم کسی بگوید مردم جهان معاصر برای مذهب انقلاب کردند این دیگر خیلی جدید بود.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 8:19
راستش انتظاری غیر از این نداشتم. تجربه اینرا به من نشان داد که هر گاه نقد مذهب موضوع بحث باشد چندان نبایذد انتظار صبر و تحمل را داشت بلاخره یکجایی تقدس مذهبی میدندار می شود و کار را به بی حوصلگی می رساند . ته کار هم می زنند زیر همه چیز. مثلا انقلاب فرانسه، روسیه، امریکا، کوبا و مکزیک می شوند کلمات قصار من . اینها تاریخ سازی است اصلا توی این کشورها انقلابی نشد، اصلا مردم این کشورها علیه دستگاه مذهب نشوردیدند. اینها همه شایعات و کلمات قصار هستند. من هم تصور می کنم که ادامه بحث با چنین منطق نازلی بی معنا است. برتولت برشت می گوید: انها یی که حقیقت را نمی دانند، نادانند و انهایی که حقیقت را می دانند و انکار می کنند تبهکارند
پست الکترونیک
نویسنده: قادريان
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 11:13
خدمت خانم مريم سلام.
نوشته تفصيلي شما را خواندم. به نظر خودم فكر ميكنم كه كاملا شما را درك ميكنم. روحيه ي شما قابل تحسين است و آرزو دارم همه ي جوانان اين روحيه را داشته باشند.
اما آقاي فرزاد را هم درك ميكنم . من هم اگر جاي ايشان باشم حرفي غير از حرفهاي ايشان را نخواهم نوشت.
ما دو گروه مخالف دين داريم.
يك گروه مخالفت ميكنند به هر قيمتي و به هر بهانه اي. نيازي هم به آوردن استدلال براي كارشان نميبينند. فقط چماق و زور ميشناسند.
اما گروهي هم هستند كه به خاطر ضربه هايي كه دنيا از افراد منتسب به دين خورده است ، از دين گريزان شده اند ، اما مخالفت خود با دين را در چارچوبي – به ادعاي خودشان – منطقي و مستدل قرار ميدهند . البته ما معتقديم اين استدلالات صحيح نيستند و ميتوان با منطق آنها را رد كرد.
از ميان اين دو گروه مخالفين گروه اول را كاري نميشود با آنها كرد جز اينكه در مقابل چماق آنها چماق به دست بگيريم.
اما گروه دوم – كه احتمالا جناب فرزاد هم جزء اين گروه هستند- را بايد جوابشان را با گفتگو و منطق داد. اين وظيفه ي ديني ماست كه با آنها گفتگو كنيم. و معتقدم اگر دينمان را خوب بشناسيم گفتگو با اينگونه مخالفين كار سختي نخواهد بود.(البته مدعي نيستم كه شناخت بنده از دين ، بدون نقص است ، ولي تا امروز كه به تك تك جملات جناب فرزاد نظر مي اندازم ، به نظر نمي آيد كه شبهات ايشان شبهات لا ينحل و شاقي باشد).
تقاضايم از شما اين است كه اجازه دهيد بحث ما تا حد ممكن ادامه پيدا كند. البته مدعي نيستم كه ميتوانم عقايد ايشان را تماما تغيير دهم ولي كمترين فايده ي اين گفتگو اين خواهد بود كه ساير خوانندگان خواهند ديد كه ما در مقابل تمام شبهات ديني حرف و جواب داريم.
نویسنده: قادريان
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 11:15
اما جناب فرزاد
خدمت شما هم مجددا عرض سلام دارم.
از روز سه شنبه كه آخرين نظرم را نوشتم تا اين لحظه كه به صفحه نظرات مينگرم دهها سطر توسط شما به نگارش در آمده كه حاوي موضوعات و سوالات و شبهات متعددي درباره دين و مذهب است.
البته سوال كردن حق شماست ولي كاش به ملاحظه ي موقعيت و شرايط طرفين بحث و خوانندگان اين همه سوال را يكجا مطرح نميكرديد.
اميدوارم انتظار نداشته باشيد كه جواب همه ي حرفهايتان را يكجا بدهم . جواب دادن يكجا به همه ي اين مسائل نه در وقت و وسع من ميگنجد و نه كار معقولي است. زيرا در آنصورت شكي ندارم كه طومار 50 صفحه اي جوابهاي بنده هيچ خواننده اي نخواهد داشت.
انتظاري كه از شما ميرود اين است كه لطفا سوال و شبهه جديدي مطرح نفرماييد و براي جواب همه سوالات عجله نكنيد . بگذاريد مطالب طرح شده يكي يكي مطرح شوند و مورد گفتگو قرار گيرند.
بگذاريد از نوشته ي روز چهارشنبه ي شما شروع كنم.
ارائه ي هر گونه نظريه يا ادعايي در هر علم و رشته اي نياز به استدلال دارد. ولي كسي نگفته كه اين استدلال هميشه بايد متكي بر منبع و ماخذ گفتاري (نقل ) يا نوشتاري( كتاب) باشد. در علمي مثل فلسفه منبع اصلي استدلال عقل است.در فيزيك و رياضي عقل نقش اساسي دارد و… همينطور در بسياري از علوم.
اما تعجب ميكنم از اينكه بحث تاريخي را با بحث فيزيك مقايسه ميكنيد.
بر خلاف بحث فيزيك و سياست و … بحث تاريخي نميتواند موجوديتي داشته باشد مگراينكه ابتدا گفته يا نوشته ي گذشتگان مطرح شود يا آثار به جا مانده از آنها بررسي شود. شما نميتوانيد به تنهايي با عقلتان كشف كنيد كه درفلان قرن و فلان سال و فلان روز چه اتفاقي افتاده است.
آنچه با عقلتان ميتوانيد بكنيد اين است كه وقايع گذشته را با توجه به آثار به جا مانده ( اعم ازآثار مادي و معنوي ، گفتاري و نوشتاري) تفسير و تحليل كنيد.
دربحثهاي تاريخي ( از جمله بحثهاي شما مانند بحث زندگي امام علي و بني هاشم و عاشورا و…) اولا بايد مواد خام تاريخي ( كه عمده ترين منابع آنها كتب تاريخي هستند) مطرح شود. سپس راست و دروغ آنها تمييز داده شود ،و سپس مورد تحليل و تفسير قرار گيرد.
اين توضيحات را دادم براي اينكه گمان نشود بي مبني صحبت كرده ام .
ولي شما اصلا فرض كنيد اين توضيحات و اين مباني من اصلا درست نيست. حال چه بايد كرد؟
نویسنده: قادريان
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 11:16
ادامه…
داستان از اين قرار است كه شما در نوشته اسبق تان فرموده ايد:
(( … با مشاهده اسناد و مدارک تاریخی، با مراجعه به نوشته های نویسندگانی که در دوره علی زندگی می کردندف با مراجعه به آثار تحقیقی متقکرین دنیای عرب که دست بر قضا همه اشان هم مسلمان هستند، برایشان روشن شود که کل تاریخ شیعه و سنی دروغی است به بزرگی خود تاریخ…
و در ادامه به مثالهايي از قبيل زندگي علي ، وضعيت بني هاشم و بحث ظهر عاشورا و … اشاره كرديد )) .
ما از شما انتظار داشتيم كه :
لازم نيست همه ي اين اسناد تاريخي را ليست كنيد. فقط به يكي دو تا كتاب كه – به قول خودتان- از نوشته هاي نويسندگان دوره ي علي و متفكرين دنياي عرب گرفته شده با ذكر موضوع و صفحه ي كتاب اشاره بفرماييد كه ساده زيست نبودن علي و … را تاييد كرده باشد.
آيا اين انتظارما انتظار بيجا و زيادي بوده است؟ گمان نميكنم.
در نوشته اخيرتان لطف فرموديد و دو كتاب را معرفي كرديد – نه از دوره علي و نه از متفكرين مسلمان دنياي عرب بلكه – از دو نويسنده قرون اخير كه ظاهرا مسلمان هم نيستند. بدون اينكه اشاره اي به موضوع و صفحه مورد نظر در كتاب بفرماييد. گويا انتظار داشتيد كه بنده تمام كتاب را مطالعه كنم تا موضوع مورد نظر را دريابم .
هرچند كه قاعده در مناظرات اين است كه صفحه ي معيني از كتاب آدرس داده شود ، ولي اگر مطالب اين كتاب ، مستند به منابع گذشته تاريخي كه به قول شما توسط متفكرين مسلمان دنياي عرب نوشته شده ، باشد ، ارزش خواندن كامل را خواهد داشت.به همين خاطر جستجوي زيادي كردم تا آن را بيابم. شايد اين عذر من براي شما پذيرفته نباشد ولي متاسفانه هنوز به اين كتاب دسترسي پيدا نكرده ام. تقاضا دارم به طور خلاصه به مطلب مورد نظر از كتاب ( و منبعي كه در اين كتاب به آن استناد داده شده ) اشاره بفرماييد.
اما در مورد بحث سعد توضيح دادم كه حتي بر فرض صحت حديث و خوب بودن سعد ، اين ربطي به پسرش عمرسعد – كه مورد لعن شيعه است – ندارد.
ايكاش به جاي اينكه با تكلف ، بحث لعن را به بحث سكوت وصل كنيد ، صريحا ميگفتيد كه مثال سعد مثال درستي نبوده است ، و بر مثالهاي ديگر بحثتان پافشاري ميكرديد.
بگذريم. اين بحث را بيش از اين ادامه نميدهم و قضاوت را به سايرين ميسپارم.
نویسنده: قادريان
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 11:16
و اما نوشته ي روز پنجشنبه شما :
قسمتي از اين نوشته كه به شخص خانم مريم مربوط ميشود را خودشان بحث كرده اند.
اما آنچه كه نياز به توضيح بنده دارد اين قسمت از نوشته شماست كه فرموده ايد : (( … انسان های بیشماری بدین علت که مذهب شما را قبول نداشتند نیست و نابود شدند … هر کسی هم اعتراض کرد زبانش را از پشت گردنش بیرون اوردند… )).
جناب فرزاد !
تاريخ اين 28 سال را يكبار منصفانه در ذهن خود مرور كنيد. روزنامه ها ، مجلات، كتب و… كه در اين 28 سال منتشر شده را مرور كنيد.
ببينيد درباره نظام ، رئيس جمهور ، رهبر ، امام ، اهل بيت، پيغمبر و بالاخره خدا چه سوالي است كه نپرسيده مانده؟ و چه شبهه اي است كه انداخته نشده ؟ و چه انتقادي است كه مطرح نشده ؟ و بالاخره چه تهاجمي است كه صورت نگرفته است؟
لازم نيست سراغ آرشيو كهنه ي روزنامه هاي 25 سال پيش برويد. همين روزنامه هاي 5 سال گذشته را مرور كنيد. ببينيد درباره پيامبر اسلام و ائمه كه اساسي ترين اركان عقيدتي اين نظام را تشكيل ميدهند چه مطالبي مطرح شده و چه هجمه هايي صورت گرفته است؟
چند نفر از نويسندگان اين مطالب اعدام شده اند؟ و كداميك از آنها زبانشان از كام بيرون آورده شده؟
اين را مقايسه كنيد با كشورهايي كه – نه انكار كردن بلكه- هر گونه تحقيق و بررسي درباره قضيه اي مثل هولوكاست را مستوجب محاكمه ميدانند. قضيه اي كه نه جزء اركان نظام آنهاست و نه جزء مذهب آنها. ولي ….
من نميگويم در اين نظام هيچ كوته فكري و تعصبي از جانب هيچكس بروز داده نشده ، و هيچ قاضي اي حكم به ناحق درباره بيگناهي نداده است. اما توصيفي كه شما ميكنيد خيلي بالاتر از اين حرفهاست.
نویسنده: قادريان
جمعه 25 خرداد1386 ساعت: 11:18
ادامه…
اگر قرار بود كساني به صرف اينكه مذهب ما را قبول ندارند نابود شوند ، فكر نميكنيد لازم بود آمار كشته ها نه هزاري بلكه ميليوني باشد؟ زيرا ميليونها آدم در اين كشور زندگي ميكنند كه مذهب ما را قبول ندارند و يا اصلا مذهبي ندارند و آزادانه دارند زندگي شان را ميكنند و به عقايدشان عمل ميكنند. تنها كاري كه براي ما ميكنند اين است كه مقدسات ما را لگدمال نميكنند و مورد اهانت قرار نميدهند.
با اين اوصاف آيا اين بي انصافي نيست كه ميگوييد اكثر اعدام شدگان در اين نظام تنها به جرم ((عدم اعتقاد به مذهب)) اعدام شده اند؟ بگذريم.
نوشته روز جمعه شما حاوي مطالب مختلفي است كه امشب نه طرح آنها مناسب است و نه مجالي براي طرح آنها دارم. از نوشته روز سه شنبه شما هم مطالبي – از جمله بحث شاگردان امام صادق – مانده كه در اولين فرصت مفصلا به آنها خواهم پرداخت .
با آرزوي موفقيت براي شما و خانم مريم
نویسنده: داوود
شنبه 26 خرداد1386 ساعت: 17:25
با سلام به همه دوستان بخصوص آقای قادری
متاسفانه وقت کافی ندارم که نظرم را در مورد خیلی از مسایل بیان کنم ولی فقط به همین جمله آخر آقای قادریان اشاره می کنم:
” اگر قرار بود كساني به صرف اينكه مذهب ما را قبول ندارند نابود شوند ، فكر نميكنيد لازم بود آمار كشته ها نه هزاري بلكه ميليوني باشد؟ ”
آقای قادریان لطفا یکبار دیگر جمله را بخوانید. برای کی؟ به چه جرمی؟ و چه اتفاقی افتاده است؟
آیا غیر از این است که برای تعدادی (به قول شما هزاران نفر) از بهترین مخلوقات خدا و همنوعان شما به جرم بهترین اعمال یعنی : تفکر و کشف و درک مطالب جدید و تلاش برای آموزش و انتقال دانسته های جدید به من و شما برای زندگی بهتر و سعادتمندتر نه تنها جایزه ای در نظر گرفته نشده بلکه مجازات و آن هم اشد مجارات نه تنها در نظر گرفته شده است بلکه اجرا شده است!
شما فکر می کنید با چنین رویکردی چطور باید برخورد کرد؟ آیا تظاهر به دینداری در چنین فضایی واجب است یا زشتترین گناه کبیره؟!
آیا
پست الکترونیک
نویسنده: پوریا
شنبه 26 خرداد1386 ساعت: 21:43
بحث مذهبی بیفایدس.
نویسنده: ساکت
شنبه 26 خرداد1386 ساعت: 22:35
جالبه. این قادریان از اونهاییه که فکر میکنه داره بحث منطقی میکنه و داره ارجاع میده به منابع و . . . آخه تو که فقط داری میگی برو کل فلان کتاب رو بخون و فلان کار رو بکن و بسار. تو خودتو زدی به اون راه. میدونی حق داری تو و خیلی های دیگه مثل شما فقط اخبار ساعت 2 بعد از ظهر رو از شبکه 1 نگاه میکنین از وضعیت مملکت و جامعه بی خبرین. سالهای 60 و 61 رو به همین راحتی انکار میکنین.
الان میخوای جواب بدی و یه تیکه از کامنت منو ببری و بذاری تو کامنت خودت که نه من همه کانالهای ماهواره رو نگاه میکنم و خیلی آپ تو دیتم و اینا. نه؟ میخوای بگی اونهایی که اون سالها کشته شدن همشون بمب بسته بودن به خودشون و میخواستن خمینی مونو بکشن. بابا جون هر کی دوست داری بیخیال. این مملکت داره نابود میشه. جالبه تریپ روشنفکری هم میذارین که نه کارای بعضی از سران مملکت و بعضی از این جا نماز آب کش ها رو قبول ندارین و اینها یعنی اسلام نیست و اسلام واقعی فلانه و بهمان. من دیگه تمام جوابهاتونو حفظم. اگه شما از سران مملکت همین خاتمی و رفسنجانی رو نداشتین دیگه به کی میخواستین بگین آخوندهای نالایق غیر خودی. خوبه اینها هم هستن واستون که به یه مسلمون عین خودتون (شاید هم بدتر از خودتون) گیر بدین.
به فرزاد سینا:
میدونی بحثت با اینا مثل چیه؟ انگار به یکی بگی شب سیاهه. بهت جواب بده: تو اول ثابت کن روز سفیده. برو چهار تا کتاب در این زمینه بخون. برو پدر خودتو در بیار . ولی حواست باشه شب اگه از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنی سفیده
نویسنده: محمد
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 0:29
از دوستان طرف بحث ممنونم و از خواندن آن استفاده کردم. واقعا جای چنین بخثهایی در محافل علمی داخل کشور به صورت آزاد خالی است. به شرط اینکه از پراکنده گویی پرهیز شود . به نظر من اشکالی ندارد که بحث از جزئیات آغاز شود اما به محض آنکه طرفین بحث با جایگاه و زاویه دید طرف مقابل آشنا می شوند خوب است که به سرچشمه های کلی تر برگردند و این بازگشت باید تا جایی ادامه پیدا کند که بتوان از نقطه ای مشترک شروع کرد. اینکه از دروغ بودن و باطل بودن شیعه و نقد دین آغاز کنیم و در آخر برسیم به این بحث که چند نفر توسط جمهوری اسلامی اعدام شده اند یا نشده اند چیزی را برای طرفین بحث روشن نمی کند. اگر منظورمان از مباحثه روشن شدن حقیقتی است هیچگاه نباید این منظور را در طول بحث فراموش کنیم. آفت چنین بحثهایی افتادن در این دام است که فقط چیزی بگوئیم که طرف مقابل نتواند پاسخ دهد.
نویسنده: محمد
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 1:26
و اما من هم اگر بخواهم نظری داده باشم باید بگویم که در ابتدای بحث تا حدودی به آقای قادری نزدیکم و در انتهای بحث هم تا حدودی با آقا فرزاد موافقم.
در مورد ابتدا من از منابعی که آقا فرزاد اشاره کردند کتاب 23 سال را خوانده ام. برای بسیاری تناقضات و سوالاتی که در آن کتاب مطرح شده هیچ پاسخی ندارم و ندیده ام که کسی هم پاسخ روشن و مستدلی داده باشد و واقعا فکر می کنم که خواندن آن بسیار لازم و تفکر برانگیز است و بخشهایی از استدلالات ایشان هم البته بر مبنای احتمالات و مبانی نه چندان محکم است. اما موضوعی که برایم جالب است این که گاهی کسانی که چنین کتابهایی را خوانده اند از خود نویسندگان آن کتابها محکمتر و قاطع تر همه چیز را رد می کنند چنانکه به آن حقیقت نایاب دست یافته اند. هر جا هم که می رسند تناقضات قرآن و یک سری اتفاقات تاریخی را به عنوان مدرک رو می کنند و همه سوالها را پاسخ یافته می پندارند. و اتفاقا این همان اشتباهی است که
بعضی دینداران متعصب به دین مرتکب می شوند. هر دو هم به یک اندازه دچار جزمند. یک گروه فقط علم تاریخ را می شناسد و به دنبال اسناد تاریخی است و دیگری علم کلام و حدیث. در حالیکه علوم جدیدی مثل فلسفه زبان – علم هرمنوتیک – جامعه شناسی – فلسفه و علم اخلاق هر کدام می تواند وسیله ای باشد برای روشن تر شدن یک موضوع (البته من متخصص هیچ یک ار این علوم نیستم ) . دیدن تناقض و اشکلات علمی در یک متن مقدس خیلی چیزها را روشن می کند و نگاه ما را تغییر می دهد اما نمیتوان فقط بر این پایه همه چیز را انکار کرد. به نظر من ساده ترین کار قبول صددرصد یک چیز یا رد کامل چیزی در اولین فرصت ممکن است. آقا فرزاد عزیز درست در همین قرن که در دنیای مدرن به نظر می رسد همه سوالها پاسخهای عقلانی دارد و علم بر مرکب عقل هیچ محدوده ای را تاریک نمی گذارد تفکراتی در حال انتشار و رشد است که دیگر عقل را در چنان محوری نمیبیند. منظورم این نیست که ما جوامع عقب مانده بدون طی کردن مسیر مدرنیته یا هر مسیر رشدی “عقل” را کنار بگذاریم. جایگاه ما متفاوت است . فقط می خواهم بگویم که فقط چند سند تاریخی و چند متن باقی مانده از هزاران سال پیش همانطور که برای اثبات همه چیز کافی نیست برای رد همه چیز هم نا کافی است.
نویسنده: محمد
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 1:54
و اما در مورد آخر بحث هم به آقای قادریان می گویم که این که شما بگویید در این چند سال اخیر بسیاری یا همه سوالها گفته شد و هر کسی هر چه خواست گفت کافی نیست . باید ببینیم کسانی که آن سوالات را مطرح کرده اند الان کجا هستند؟ آیا فقط اینکه هنوز زنده اند کافی است ؟! هر کسی که در این نظام حرفی زده هزینه اش را پرداخت کرده و یا در حال پرداخت است. من از 150 هزار اعدامی مورد نظر آقا فرزاد خبر ندارم (حدود 6000 نفر را مطلعم ) اما میدانم که کسانی که در قتلهای زنجیره ای کشته شدند مبارزه مسلحانه نکرده بودندو فقط حرف زده بودند. همچنین کسانی که در این 20 سال بین خانه و زندان و یا خارج از کشور در حال رفت و آمد و یا فرارند هم یا حرفی زده اند یا می خواهند که حرفی بزنند و نمی توانند.اساتید دانشگاهی که در همین یکی دوسال اخیر در حال تصفیه هستند همه تنها جرمشان اعتقاد نداشتن به “اقتصاد اسلامی” – “جامعه شناسی اسلامی” و “دیگر علوم بشری” اسلامی است. جناب قادریان از دست دادن شغل در بیشتر جاهای دنیا “هزینه” محسوب میشود. جمهوری اسلامی از معدود حاکمانی است که فقط “مرگ ” را هزینه میداند. این چه نوع آزادی است که به قول شما کسانی که سوالی کرده اند و نقدی مطرح کرده اند باید ممنون باشند که تا کنون نمرده اند ؟! و شما این چنین با غرور با استناد به نشریات تعطیل شده! و کتابهایی که در سایه غفلت مقطعی ناظران و محافظان مسلح اسلام ؛ منتشر شده و اکنون مجددا اجازه انتشار ندارند! و سخنان کسانی که از ترس یا در خارجند و یا در زندان و یا در انتظار مجازات ؛ دم از کدام آزادی می زنید؟! با چنین آزادی کدام حقیقتی مجال بروز می یابد و کدام تشنه حقیقتی سیراب می شود؟ در چنین آزادی بی نظیری کدام هویت خود ساخته ای و کدام عقل غیر مقلدی متولد می شود؟
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 5:28
به همه دوستانی که کامنت دادند،
آقای قادریان تصور من در ابتدای بحث این بود که شما مسلمانی هستید که دارید از اصل مذهب و در اینجا شیعه دفاع می کنید. با همین ارزیابی تلاش کردم در عرصه هایی که فکر می کردم و می کنم میشود بنیانهای شیعه را بنقد کشید، توپ را بگردش در اوردم. تا نوشته قبلی اتان جایی ندیدم که جمهوری اسلامی دفاع کنید. فکر می کردم مه شما هم بمانند میلیونها انسان دیگر در ایران زندگی در نکبت رژیم اسلامی را تجربه کرده اید و سخنی بر له انها بر کاغذ نمی اورید. اما متاسفانه حدسیات من غلط از آب در آمد. نوشته اخرتان سر بحث را به جای دیگری برد که تمایل دارم به همین قسمت جواب بدهم.
تاریخ 28 سال رژیم اسلامی:
آقای قادریان من جزو شاهدین زنده جنایاتی هستم که قربانانیان را با این سوال که آیا شما مسلمان هستید؟ نماز می خوانید و در صورت جواب منفی آنها را به جوخ تیر می سپاردند. نیازی به ورق زدن هیچ روزنامه ایی ندارم. به چشم خودم دیدم. قربانیان را دیدم، قاتلین را دیدم. آقای قادریان امروز در ایران هیچ تک نفر ادمی به این رژیم توهمی ندارد اگر کسی از این ماشین جنایت دفاع می کند سر راست بگویم ،منافع دارد. منافع زمینی.
اگر امار را از زبان همان روزنامه های دولتی هم بیان کنیم، تصویری که می گیرم غیر از ویرانی، جنایت، فقر، اعتیاد و فحشا چیز دیگری نیست.
حاکمیت رژیم اسلامی موجب شده است که ایران در بعضی عرصه ها مکان اول را تصاحب نماید. افتخارات کسب شده به این ترتیبند:
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 5:28
ایران صاحب بیشترین تعداد معتاد در جهان است. به گزارش روزنا مه های دولتی رژیم در تهران فقط تهران روزانه 7 تن مواد مخدر مصرف می شود. که این امار نمی تواند واقعی باشد، فاجعه از این بزرگتر است ولی اگر همین امار را مبنای کار قرار دهیم بدین معناست که ماهیانه در تهران 210 تن مواد مخدر توزیع می شود. اقای قادریان بزرگترین و منظم ترین شبکه های مافیایی که در ایتالیا، برزیل و امریکا مشغول کار هستند، توانایی انجام این کار ندارند. هیچ شبکه مافیایی قادر به وارد کردن مواد مخدر با تناژ بالا در پایتخت یک کشور را ندارد. 210 تن مواد مخدر به این معناست که باید این مواد را با تریلی وارد تهران کرد و انرا توزیع نمود. امکان این کار برای شبکه ها تقریبا غبر ممکن است( با توجه به شیکه وسیع دلالی در ایران و مراکز ایست بازرسی)بلافاصله سوالی که مطرح می شود این است: کدام سازمان بزرگ و منظمی در پشت توزیع مواد مخدر است( اگر 210 تن را مبنای آماری برای سراسر کشور قرار دهیم آمار کل کشور چیزی در خدود 800 تن در ماه ماه می باشد)که اینچنین راحت و بدون دردسر کارش را میکند و هر روز بر تعداد معتادین کشور می افزاید. این مواد از کجا وارد کشور می شوند؟ رژیم اسلامی که می گوید بر روی همه مرزها کنترل دارد. کسی هم این شوخی را نمی پذیرد که 800 تن مواد مخدر با شتر به کشور وارد می شود. تنها ارگانی که می تواند مواد مخدر با حجم بالا را در کشور توزیع کند، ارگانهای دولتی است. تاکنون کسی در این کشور جرئت نکرده است بگوید که 13 اسکله ایی که در اختیار سپاه پاسداران است به چه کاری مشغول میباشند. این در جهان بی سابقه است که یک ارگان نظامی کنترل اسکله های یک کشور را به عهده داشته باشد و تازه به جامعه هم اعلام کند که ورورد به این اسکله ها ممنوع است. امروز تمام مردم کوچه و بازر هم میدانند که وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران توزیع کنندگان مواد مخدر در کشور میباشند. کسی فراموش نکرده است که در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی ، تریاک را از بازار جمع نمودند و در عوض هرویین سانتی 200 تومان در اختیار جوانان گذاشتند یعنی ارزانتر یک بسته سیگار وینستون در آنزمان. یعنی نتنها مواد را توزیع می کردن بلکه انرا سوبسید هم کردند تا هر چه بیشتر جوانان این کشور الوده شوند
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 5:51
2- در زمینه فحشا و فروش زنان، ایران جزو TOP 3 است. همین چند ماه پیش بود که سازمان بهزیستی اعلام نمود که حدود 800 هزار زن در تهران مشغول تنفروشی می باشند. گند کار چنان در امده استف چنان این مسله به بحران جامعه تبدیل شده است که مرتجعین مجلس نشین هم صدایشان در امد که کاری باید کرد. تصور نمی کنم نیازی باشد که بگویم در این چند سال اخیر چه تعداد از زنها از ایران به دبی مهاجرت کرده اند و در آنجا تنفروشی می کنند. سری به دبی بزنید تا مشاهده کنید که کلیه هتلها، فاحشه خانه های تلفنی، نایت کلاپ ها در قرق زنان ایرانی است. این دیگر مسله پنهانی نیست حتی پایش به سینمای رژیم اسلامی هم رسیده است. فیلم ” نگین” را حتما تماشا کنید تا باورتان شود که دختران زیر 18 سال را در همان تهران می خرند و قانونا با پاسپورت و از فرودگاه مهرآباد به کشورهای خلیج می برند. اقای قادریان در یکی از کامنهایم گفتم که مذهب موجب هلاکت وفساد و نابودی جامعه می شود. دادگستری همین رژیمی که شما از ان حمایت می کنید اعلام کرده است که از هر 10 ازدواج 6 تای ان به طلاق منجر می شود. اینها نتایج اداره کشور بر اساس آیه های قرانی است که زن را نیمه ادم میداند، کنیز خابش می کند و حکم داده است که می توانید 4 تای انرا داشته باشید. این نتایج همین اعمال و افکار است. آقای قادریان اینها قربانیان رژیم شماست. انسانهایی که برای زنده ماندن و آوردن لقمه نانی به سفره، به تنفروشی روی آورده اند.
اعدام و رندانی سیاسی: در 28 سال اخیر در این زمینه رژیم اسلامی سنگ تمام گذاشته است. سال 60-61 و سال 67 خمام خون در ان کشور راه انداختند. هر کسی که در زندان بود از دم تیغ گذارندند. هر کسی کلامی خلاف حکومت آیت الله بر زبان آورد به خاک سیاه نشاندنش. اینها که دیگر مخفی نیست. تمامی این جنایات بدستور مستقیم خود خمینی بوده است. حتما خرفهای منتظری را شنیده اید که چرا او را برکنار نمودند. سری به سایت همین منتظری بزنید تا در انجا پرده از راز یکی از بزرگترین جنایات قرن بیستم برداشته شود که فقط با ادمکشی هیتلر قابل مقایسه است. دستگیری، زندانف اعدام ، شکنجه و ترور جزو ارکان اصلی رژیم اسلامی است. بدون اینها حتی یکروز هم نمیتوانند در قدرت بمانند
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 6:18
وضعیت اقتصادی دیگر نیازی به تحلیل ندارد. فقر گشترده را همه به چشم میبینیم. عدالت اسلامی به ثمر نشسته است. 70 در صد مردم این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند. آمار دزدی و لفت لیس های سران اسلامی دیگر مثنوی هفتاد من کاغذ است. ثروتهای افسانه ایی به هم زده اند انوقت کودکان مملکت باید از سوئ تغذیه یر کلاس درس بیهوش شوند. ایران تنها کشوری است که کارگر کارش را انجانم میدهد و 9 ماه 9 ماه حقوق نمی گیرد. در همین 2 سال اخیر صدها اعتصاب کارگری بوقوع پیوسته است که خواسته همه آنها پرداخت حقوق های معوقه بوده است. البته همین نان بخور نمیر را هم نی شود به راحتی بدست اورد به سرنوشت کارگران اتوبوس واحد و معلمین کشور نگاهی بیندازید که چگونه اوباشان رژیم اسلامی بر سرشان ریختند و کتک زدند. معلمی که فریاد برای بهبود وضعیتش فریاد می زد اکنون در زندان اوین است. تعدادی در بیمارستان بستری هستند و تعدادی هم اخراج شدند. روزی نیست که در گوشه ایی از این کشور اعتصابی نباشد. فقر مردم را از پای در آورده است. نگاهی به 5 درصد مفتخوران جامعه بیندازیدف قلبتان به درد نمی اید که عدهایی زالو به جان کشور افتاده اند ثروت و بودجه کشور را به یغما برده اند و زمانیکه کارگز کشور از فرط گرسنگی به خیابان می اید یر و کارش با زندان و حکام شرع است.
این لیست را می شود ادامه داد. بالاترین بیماریهای روانیف بالاترین امار خودکشی در جهان همه متعلق به ایران است. کودکان خیابانیريال دختران فراری، اقتصاد ورشکسته همه و همه و همه از نتایج حکوت الله است. اسلام همین است که میبینید. حکومت اسلامی یعنی همین لجنزاری که مشاهده می کنید. قوانین قران یعنی همین.
پست الکترونیک
نویسنده: فرزاد سینا
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 6:32
آیت الله ها حتی رحمشان به همقطارهای سابق خودشان هم نمی شود. تعدادی از آنها را گرفته اند، تعدادی ممنوع تدریس شده اند، یک تعدادی از انها هم فراری. گشور در اختیار 5 درصد جامعه است . از بزرگ ریشدارن اسلامی تا خرده پاها و حجج اسلام. 4 میلیون نفر از شهر وندان کشور دیگر این وضعیت را تحمل نکردند و بار سفر بستند. هزارن نفر تاکنون جانشان را بر سر فرار از کشور گذاشته اند. هیچ انسانی این شرایط را تحمل نخواهد کرد. این دست پخت حکومت اسلامی است. لانه ویرانی که بوی تعفنش همه جا را برداشته است. ادامه این وضعیت امکان پذیر نیست. جامعه بحرکت در امده است.
به اقای محمد
آقای محمد، چند دهه پیش کتاب 23 سال علی دشتی تنها منبع نقد اسلام بود. امروز دریایی از ادبیات در این زمینه منتشر شده است که موجب شده است بر روی تمام نقاط تاریک تاریخ اسلام نورافکن تابیده شود. امروز تاریه اسلام دیگر جزو مجهولات نمی باشد. مبنای عزیمت و تکیه من هم بر همین منابع عظیم است و همین اطمینان سخن می اورد. اطلاعات در مورد تاریخ اسلام دیگر فقط 23 سال نیست، 23 سال جزء کوچکی از ادبیات وسیعی است که امروز خوشبختانه همه به زبان فارسی در اختیار همگان است
پست الکترونیک
نویسنده: فاطمی
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 7:4
جناب آقای خشایار !
با توجه به این که بحث مذکور در بخش پیامهای وبلاگ شما شکل گرفته است پیشنهاد می کنم که از دوستان خواسته شود جوابهای خود را برای شما email كنند . و شما با بررسي ابتدايي مطلب مطلب مذكور را در صفحه خود بگنجانيد . همچنين در صورت امكان كنفرانس اينتر نتي تشكيل شود . چرا كه فكر مي كنم امكان تبادل آرا در آنجا بيشتر است . متاسفانه آقاي فرزاد عليرغم شروع خوب و همرا با سوالات مناسب ، ادامه را به سخناني غير محققانه بردند كه البته در صورت نياز احتمالا توان توضيح بيشتر را دارند . به حق بگويم كه سوالات انگيزه مرا به مطالعه تاريخ بيشتر كرد – كه از همينجا از همه شركت كنندگان ممنونم- ولي طرح سوالات بسيار و نظرات در حوزه هاي متفاوت ، هر چند با قدرت تفكر بالا ولي غير تخصصي مرا از اين بحث دلزده كرد .
نویسنده: فاطمي
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 7:14
خواهش من آن است كه شما مديريت فرماييد كه براي استفاده علمي از مطالب طرح شده ، سوالات يك به يك مورد توجه قرارگيرد . و تا بررسي جوابهاي مطروحه سوال ديگري مطرح نشود . و گرنه صفحه شما محلي خواهد شد براي عريضه نويسي هاي غير تخصصي – در دفاع يا عليه دين- كه نمونه هايش در اينترنت كم نيست . اميدوارم صفحه شما منشا خيري براي آشنايي ما با آنچه كه حقيقت است باشد . با تشكر
نویسنده: پاییز
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 10:27
خشایار جان مرسی از دعوتت. راستش من یه زمانی قبل از اینکه شما بیای
بریزبن تو رادیو 4EB برنامه دوشنبه رو (برنامهء جوانان) اجرا می کردم البته
دوستانم هنوز هم هستند ولی حالا دیگه به دلیل گرفتاری نمی رسم!
ولی به هر حال ممنون از دعوتت و موفق باشی
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 13:39
از همه دوستان خواهش می کنم فعلا نقد یا دفاع از جمهوری اسلامی رو کنار بگذارن و روی مسائل پایه ای تر صحبت کنند.
ضمن تشکر از خانم یا آقای فاطمی باید عرض کنم که خود من مدتی هست که دارم روی یک سیستم کامل تر که بشه به شکلی بهتر از نظرات دوستان بزرگوار استفاده کرد فکر می کنم.
امیدوارم بتونم به زودی بحث رو از توی کامنت ها بیرون بیارم و جایی رو فراهم کنم که دوستان راحت تر بتونن بنویسن.
در پست بعدی سعی می کنم تغییرات کوچکی رو اعمال کنم.تا اون موقع از آقایان فرزاد سینا و قادریان همونطور که توی ایمیل هم خدمتشون عرض کردم خواهش می کنم مطالبشون رو برای من ایمیل کنن تا در قسمت اصلی وبلاگ نمایش بدم.
بقیه ی دوستان هم فعلا می تونن صحبت رو همینجا ادامه بدن. اما فراموش نکنین که نقد و دفاع از جمهوری اسلامی رو برای مجال دیگه ای بذارین . فعلا مسائل پایه ای تری هست که فکر میکنم نقد یا دفاع از جمهوری اسلامی در گرو روشن شدن اوناست.
وب سایت
نویسنده: داوود
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 13:53
با سلام به همه دوستان
به نظر من با وجود تمامی این انتقادات نباید این نکته را هم فراموش کرد که:
اولا آقای قادریان هم یکی از از همان بهترین انسانهایی هستند که اهل تفکر و قلم و بحثند و حداقل در اینجا هدفی جز آمورش ما ندارند که به نظر من شایسته تقدیر است.
ثانیا اگر در اینجا مخالفتی بیان می شود نه با خود شخص و نه با تمامی مبانی فکری یک فرد بلکه با بخشی از نظرات ایشان است که صحیح به نظر نمی رسد.
دلیل تغییر مسیر گه گاه بحث هم به نظر این است که دوستان مباحث متنوعی را مطرح می کنند که گاهی به دلیل حساسیت زیاد مساله نمی توان از کتارش به سادگی گذشت.
در غیر این صوزت فکر می کنم همگی ما از کسانی که با ابراز نظراتشان به آموخته های ما اضافه می کنند کمال تشکر را داریم.
پست الکترونیک
نویسنده: ستاره
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 15:39
ادم برای کسی استدلال می کنه که دنبال کشف حقایق باشه نه کسی که چشمش رو عمدا به روی حقیقت بسته ودایم می گه من تعصب ندارم اما همه کامنتهاش تعصب شدیدش رو در مخالفت با خدا ودین وهمه امور مربوط به اون نشون می ده
اقای فرزاد من در دانشگاه تهران زیست شناسی خوندم و نظریه های تکاملی را هم به طور کامل تدریس می کنند بهر حال انها هم نظریه داده اند چرا باید تدریس نظریاتشان ممنوع باشد؟اگر شما بی غرض حرف می زنید چرا اینطوری کامنت می ذارین؟
وب سایت
نویسنده: سجاد
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 15:54
سلام!!!
وبلاگ زیبایی داری.موفق باشی!
نویسنده: جریان زنده
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 19:59
درخشش مهتاب و تابش آفتاب و نوازش باد و آواز پرندگان و نواي عشق و… همگي جريان زنده و زنده بودن و زنده گي كردن است . به اين زنده انديش هم نظري بينداز و نواي روحبخش خود را براين حقير بيفشان.
وب سایت پست الکترونیک
نویسنده: پورنگ
یکشنبه 27 خرداد1386 ساعت: 20:56
خشایار عزیز سلام
ببخشید که وارد بحث های شما میشوم . شنیده ام که شما در بریزبین زندگی میکنید ، من و همسرم و پسرم نیز در حال طی مراحل پایانی ورود هستیم و انتخاب شهر اول ما نیز بریزبین است ، و چنانچه امکان داشته باشد اطلاعاتی را از شما بگیرم بسیار خوشحال خواهم شد ابتدا خلاصه اطلاعات خودم را ارسال و خواهشمند است راهنمائی بفرمائید .
خودم : مهندس الکترونیک با تجربه در سافت ویرهای طراحی و نرم افزار با زبان متوسط
همسرم : لیسانس و آرایشگر حرفهای درجه 1 و پسرم کلاس اول ابتدائی
سئوالات :
1-شرایط کار من در آنجا در مشاغل نیمه تخصصی و یا حتی عمومی از نظر درآمد
2- هزینه های عمومی در آن شهر
3- نیاز های اولیه هم از نظر مالی و هم وسیلهای که باید از ایزان تدارک شود
4- نیاز های من از نظر اخذ تاییدیه های مدارک دانشگاهی یا کاری از سازمانهی استرالیائی قبل از ورود به آنجا .
با تشکر
پست الکترونیک
نویسنده: داوود
دوشنبه 28 خرداد1386 ساعت: 18:50
سلام
این آقای پورنگ هم وقت و جای بهتری پیدا نکرد پا برهنه پرید وسط این بحث حساس!
لابد انتظار هم دارن اینجا خودشون و همسرشون در یک شغل نه زیاد غیر مرتبط استخدام بشن و یک زندگی رویایی را شروع کنند. آقا! زن و بچتو آواره این مملکت نکن از ما گفتن بود.
نویسنده: قادریان
سه شنبه 29 خرداد1386 ساعت: 4:26
آقا خشایار سلام.
باید خدمتتان عرض کنم به دلائلی با پیشنهاد شما موافق نیستم.
اضافه بر دلائل شخصی بنده ، این پیشنهاد دو نقص دارد.یکی اینکه بین بنده و فرزاد با دیگران تفاوت قائل شده اید. ثانیا این پیشنهاد باعث کندتر شدن روند کار میشود. هم برای ما که میخواهیم مطلب بنویسیم و هم برای خوانندگان که میخواهند در دو جای مختلف نظرها را بخوانند و در دو جا نظر بنویسند، و طبیعتا کیفیت مقایسه و بررسی نظرات هم پایین خواهد آمد.
در هر صورت اگر مایل به ادامه ی همین سیر باشید،من در خدمتتان خواهم بود. و اگر مایل نباشید – و این حق شماست که نباشید. اصلا وبلاگ مال شماست- رفع زحمت خواهم کرد. مرا میبخشید که اینقدر خشک به پیشنهادتان جواب میدهم. تا همینجایش هم ممنون شما هستم که این تریبون را در اختیار ما نهادید.
اما خدمت آقا فرزاد
سلام. گمان نمیکردم همه ی بحثهای ناتمام را رها کنید و همه ی فکر و تلاشتان را روی این بحث بگذارید.
من از شما تقاضا کردم که به خاطر مخلوط نشدن و افسار گسیخته نشدن بحثها ، به ترتیب به همان بحثهای قبلی بپردازیم و بحث جدیدی را باز نکنیم.
شما قبول نکردن یک نقد نا به جا به نظام را مساوی با دفاع مطلق و کورکورانه از نظام دانسته اید.ولی این دو مساوی نیستند.اما بگذریم. همانطور که آقا خشایار هم خواسته اند نمیخواهم این بحث را کش بدهم. ترجیح میدهم که به بحثهای گذشته پرداخته شود و تکلیف آنها مشخص شود.
اگر شما مایل باشید و آقا خشایار موافقت کنند، بحث را طبق روال پیش خواهیم برد.
ضمن تشکر از توجه جناب فاطمی، با عرض معذرت با پیشنهاد ایشان موافق نیستم.
و اما نوشته های محمد و داود هر چند در بعضی جاها با نظرشان موافق نیستم ولی نسبتا منصفانه نوشته اند که متانت و انصاف آنها جای تشکر دارد.
امروز بنا ندارم با کسی به بحث بپردازم تا آقا خشایار اعلام نظر کنند.
موفق باشید.
نویسنده: پورنگ
سه شنبه 29 خرداد1386 ساعت: 15:0
خشایار عزیز سلام
من همچنان منتظز دریافت نظر شما هستمضمن اینکه به آگاهی دوستان میرسانم :
1 مخاطب من شما بودید که از کمکتان سپاس گزار خواهم بود
2 در ابترای کامنتم عذر خواهی من از سایررین کاملا واضح است
3 از آقای داوود که انتظار یک برخورد فلسفی و عمیق میرود اینچنین راهنمائی ، فکر میکنم اگر از دست اجنبی در امان باشیم از سوی هموطنان کمکی نخواهیم دید. در پایان امیدوارم انتقاد مرا بپذیرید .
نویسنده: داوود
سه شنبه 29 خرداد1386 ساعت: 19:21
با سلام
با عرض معذرت از دوستان که باز به حاشیه می رم. آقای پورنگ شما که انتظار پاسخ سریع و دقیق و محترمانه را دارید توجه داشته باشید که:
اولا در حالی که ایمیل خشایار من و دیگر دوستانی که خارج از کشور هستند موجود است و می توان با گذاشتن وقت بیشتر سوال کاملتر اختصاصی و محترمانه ای پرسید دلیلی ندارد که چون ستگ مفت و گنجشک مفت و سنگ انداز هم ناشناس است به این شکل سوالتان را در این موقعیت مطرح کنید.
ثانیا من خواستم دوستانی که احتمالا در داخل کشور هستند و امکان خروج ندارند زیاد غصه نخورند و فکر نکنند اینجا بهشت برینه. شاید اگر می شد با ترازو خوبیها و بدیهای اینجا را با ایران مقایسه کرد تفاوت خیلی فاحش نبود! فراموش نکنیم که ایران فرهنگی 2500 ساله و استرالیا فرهنگ 200 ساله داره. هرچند که اینها شاید موفق شده باشن با کمک روشنفکرهاشون جهش فرهنگی بزنن ولی به نظر من هنوز به ما نرسیدند.
پست الکترونیک
نویسنده: پورنگ
سه شنبه 29 خرداد1386 ساعت: 20:3
خشایار عزیز
کامنت جناب داوود را خواندم ظاهرا ایشان به هر طریقی خوهان بحث هستند لیکن هدف من اخذ راهنمائی از شما بوده ، پس ادامه نمیدهم و از سایر حاظرین هم عذر خواهی مینمایم و شخصا اگر جهت ارتباط مایل بودید اعلام آمادگی بفرمائید.
با کمال احترام
نویسنده: اسی
چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت: 4:12
بابا خشی جون عجب مطلبی نوشتی ها . به درستی ارزش صدها کامنت (ببخشید نظر ) رو داره
دمتو گرم . امتو امتو
نویسنده: tahamtan
چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت: 18:45
سلام خوبین؟ چه خبر بحثها که حسابی داغه داغه!!! بچه ها لطفا در ضمن بحث کتابها رو حتما معرفی کنید …شاید من هم از این منظر چیزی دستگیرم بشه…همگی موفق باشین
وب سایت
نویسنده: خشایار
چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت: 20:16
آقای پورنگ سعی می کنم در فرصت مناسب ایمیل براتون بفرستم و تا جایی که برام مقدور باشه راهنماییتون کنم. به روی چشم.
خدمت آقای قادریان باید عرض کنم من تفاوتی بین خونده ها قائل نشدم. علت اینکه این پیشنهاد رو به شما و آقای فرزد سینا دادم این بود که شما دو نفر بودین که به طور متوالی و پیگیر در این بحث شرکت داشتین بقیه ی دوستان فقط گه گاهی نظر خودشون رو ابراز می کردن.البته اگر کسان دیگری هم هستند که حرفی برای گفتن در این زمینه میتونن داشته باشن و وقت و انرژی کافی برای ادامه بحث ( نه فقط شروع اون) رو دارن من حاضرم این پیشنهاد رو به اونا هم بدم.
در مورد مطلب دیگه ایی هم که اشاره کردین باید بگم این کار موجب کندتر شدن روند کار نمیشه نه برای شما و نه برای خواننده ها. اولا من تقریبا هر روز ایمیل هام رو چک میکنم و مطالب شما در وبلاگ دائما به روز خواهد شد. ثانیا همونطور که در ایمیل خدمتتون عرض کردم فقط برای شروع کار (شاید فقط یکی دو روز اول) شما مطالب رو برای من میفرستین تا من به صورت عملی بهتون نشون بدم که در کجای وبلاگ باید قرار بگیرند. بعد از این من نام کاربری و پسورد به عنوان نویسنده میهمان به شما می دم که خودتون مستقیما وارد وبلاگ بشین و قسمت خودتون رو به روز کنین. خوب مشخص هست که با این وضعیت روند کار برای شما کند تر نمیشه. برای خواننده ها هم نگران نباشین چون من در نظر دارم در صفحه اول وبلاگ فقط دو لینک از نوشته های شما و آقای فرزاد سینا بذارم که یکی در دفاع و دیگری در نقد دین هست. این دو لینک رو کنار هم قرار خواهم داد به طوری که برای خواننده به راحتی قابل دسترس باشه.خواننده میتونه در یه جا نظر بذاره و شما اگه تمایل داشتین می تونین نظر های هر دو قسمت رو مطالعه کنین
وب سایت
نویسنده: خشایار
چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت: 20:17
اصرارم برای انجام این کار بی دلیل نیست. ببینید می دونم که قصد هر دو شما بزرگواران نشون دادن حقیقت هست که هر کدومتون با توجه به باور هاتون ،دارین سعی می کنین دیگران رو هم با اون آشنا کنین.اما دقت داشته باشین که در قسمت نظرات مخاطبین شما عده ی بسیار معدودی هستند. شاید به تعداد انگشتان دست و یا کمتر.این مطالب رو با توجه به آماری که وبلاگ در اختیارم میذاره خدمتتون عرض میکنم. شما دارین وقت و انرژی میذارین و اتفاقا هر دوی شما مطالب جالبی رو بیان می کنین. واقعا من حیف میبینم این مطالب مخاطبش اینقدر محدود باشه.
این وبلاگ در گوگل و چند موتور جستجوگر دیگه ایندکس شده و با خیلی از خوانند های اتفاقی این وبلاگ با جتسجوی کلمه یا عبارتی خاص به این وبلاگ میان و نگاهی به صفحه ای که کلمه مورد نظر اونا در اون وجود داره میندازن. حالا مسئله ای که هست اینه که بخش نظرات از این قاعده مستثنا هست و هیچ کدوم از نوشته های شما در نتایج جستجو نشون داده نمیشن. فکر کنم منظور من رو متوجه شدین. اگر همین نوشته ها رو در قسمت اصلی وبلاگ داشته باشیم خیلی از کسانی که واقعا ممکنه در مورد این مسائل به شک افتادن و در جستجوی حقیقت از موتور های جستجو گر اینترنتی کمک می گیرن، میتونن به راحتی نوشته های شما رو پیدا کنن و این میتونه کمک بزرگی به اونا باشه
وب سایت
نویسنده: خشایار
چهارشنبه 30 خرداد1386 ساعت: 20:17
به عنوان مثال چند وقت پیش مطلبی نوشته بودم در مورد اخلاق اسلامی و اخلاق سکولار. وقتی داشتم آمار وبلاگ رو چک میکردم دیدم چند تا از خواننده های اتفاقی وبلاگ همین عبارت رو در گوگل جستجو کرده بودن. شما هم امتحان کنین . این عبارت رو در گوگل سرچ کنین: اخلاق اسلامی اخلاق سکولار نتیجه این جستجو این هست: http://www.google.com/search?hl=en&rlz=1B2GGFB_enAU213AU213&q=+%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82+%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C+%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82+%D8%B3%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B1&btnG=Search
میبینین که نتیجه چهارم (در این لحظه که من این سرچ رو انجام دادم) مطلب من هست که خوب از لحاظ کیفی در سطح مناسبی شاید قرار نداشته باشه.
با نوشتن در قسمت نظرات عده ی زیادی از کسانی که در جستجوی حقیقت هستن رو از خوندن نوشته هاتون محروم میکنین. اگه بخوام با زبون خودتون حرف بزنم آقای قادریان باید عرض کنم: زکات علم نشر آن است.
به هر حال به اعتقاد من این حرکت مفید و سازنده ای میتونه باشه. همین که این تابو شکسته میشه و با نوشته های آقای فرزاد سینا ما دوباره مجبور میشیم به اصلی ترین بنیاد های دین دوباره فکر کنیم و با نوشته های شما مجبور میشیم دوباره و دوباره به این موارد فکر کنیم خیلی با ارزش هست . متاسفانه خیلی از هموطنان عزیزمون در داخل کشور چنین فرصت هایی رو ندارن.ضمنا به این نکته هم توجه داشته باشین که طبق آمار بیش از 70% خواننده های این وبلاگ از ایران هستند.
امیدوارم با این توضیحات قانع شده باشین .در هر صورت به اعتقاد من نوشتن در قسمت اصلی وبلاگ نتایج بسیار بیشتری خواهد داشت نسبت به قسمت نظرات. حالا انتخاب با شماست
وب سایت
نویسنده: داوود
پنجشنبه 31 خرداد1386 ساعت: 18:25
خشایار جان! فکر نکنم اگر این مطالب تو گوگل لیست بشه از تیغ نرم افزار فیلتر پر قدرتی که جدیدا با هزینه گزاف از جیب ملت خریده شده بگذره!
شاید راه بهتر yahoo group باشه که به ایمیل ها فرستاده بشه.
در ضمن اگر کسی از دوستان تمایل داره که روزنامه فیلتر شده roozonline رو که توسط اصلاحطلبان منتشر میشه به صورت email دریافت کنه آدرس پست الکترونیک شو برای من بفرسته.
پست الکترونیک
نویسنده: گلناز
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 0:18
برای آقای فرزام سینا
اطلاعات وسیع و طرز بحث و استدلالات منطقی شما واقعا تحسین برانگیز بود. واقعا از طرز بیان شما لذت بردم. عجیبه که انقدر وق گذاشتید تا واقعا با چنین استدلالات نازلی بحث کنید: طرف صحبت شما به قول خودتان یا افرادی هستند که نفعی از شرایط فعلی می برند و یا بیچاره هایی هستند که شستشوی مغزی شده اند و آدم با خواندن حرفهایشان واقعا نمی داند بخندد یا از دلسوزی گریه کند که در هر دو صورت بحث بی فایده است.جالب اینجاست که دسته اول آرزو می کند همه مثل دسته دوم باشند !! که البته کاملا طبیعی است و تمام سرمایه گزاری رژیم روی همین مساله است. جالب است که هیچ کس به حقایق تکان دهنده ای که گفتید که البته همه از آن خبر دارند هیچ توجهی نکرد.
اما خیلی هم جای تعجب نیست چون اگر همه انقدر بی خیال نبودند وضع ما این نبود.
نویسنده: گلناز
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 0:21
شرمنده آقای فرزاد سینا
نویسنده: فرزاد سینا
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 6:29
خانم گلناز، از لطفتان تشکر می کنم. خوشحالم که با هم نظریم. این نظر شما، من و میلیونها زن و مرد در کشور ایران است که سرکوب شده اند، تحقیر شده اند ، گرسنه اند و برای جمع کردن بساط جمهور اسلامی به کمین نشسته اند موفق باشید
به خشایار عزیز
من با پیشنهاد شما موافقم. راستش کامنتهایی که در زیر بحث شما امده است ربط زیادی به خود بحث ندارد . بنظرم خوبه که بحثهایی که تاکنون انجام شده است به شکل یک متن جداگاه در وب لاگ قرار بگیرد. بعدا می شود بحث را ادامه داد و زیر آن بحثها هر کسی که مایل بود می تواند کامنت بگذارد. پیشنهاد می کنم برای راه افتادن مجدد بحث ، می توانید متن کامنتها را به شکل نوشته در وب لاگ قرار دهید. ماندن در این وضعیت عملا ادامه بحث را تعطیل کرده است. البته اینها همه پیشنهاد است. تصمیم نهایی با شماست. تا بعد
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 17:15
داوود جان مرسی از پیشنهادت.
از فرزاد عزیز هم تشکر می کنم که پیشنهاد من رو قبول کردند.
اما به اعتقاد من ضمن اینکه تا حالا صحبت های بسیار جالبی در زمینه نقد دین و دفاع از اون شده ، اما بسیار پراکنده و در مورد موضوعات مختلف بوده و اگه یه جا جمع بشه انسجام کامل نداره.
حالا که آقای فرزاد سینا پیش قدم شدند فکر میکنم بهتر باشه که خودشون مطلب اول رو در مورد یکی از موضوعات پایه ای بنویسن تا قسمت جدید وبلاگ رو شروع کنیم. فرزاد عزیز اگر با پیشنهاد من موافق هستید لطفا در اولین فرصت – همونطور که در ایمیل برات توضیح دادم – مطلبت رو به خط فارسی در قالب Word برام بفرست تا بعدا نام کاربری و کلمه عبور به عنوان نویسنده مهمان رو برات ارسال کنم.
ضمنا پیشنهادم به آقای قادریان نیز هنوز به قوت خود پا برجاست و منتظر جواب ایشون هستم.
وب سایت
نویسنده: حسینا
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 19:54
از اینکه مطلب رو خوندید سپاسگزارم. قبلا به بلاگ شما سر زده ام…و نوشته هاتون رو دوست دارم. من سابقا در دبیرستان عادت داشتم ظهرها ساعت ناهار رسم رستم و سهراب بخوانم…از بخشهای اثرگذار است…
وب سایت
نویسنده: حسینا
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 20:0
رزم!
نویسنده: قادريان
جمعه 1 تیر1386 ساعت: 20:37
با سلام خدمت همه
بنده كماكان با اينكه در وبلاك دو قسمت به من و فرزاد اختصاص يابد مخالفم
البته بد نيست كه مطالب مطروحه ي ما جدا از مطالب خود شما (خشايار) باشد به همين خاطر خوبست يك قسمت جدا در وبلاك قرار داده شود با عنوان ((بحث ديني)) يا عنواني شبيه به اين
اما هيچكدام از ما مطلبي در خود وبلاگ نمينويسيم بلكه خود شما زير عنوان ((بحث ديني)) عناوين موضوعات يا سوالاتي كه در قسمت نظرات بر روي أن داريم بحث ميكنيم را به صورت خلاصه و تيتر درج ميكنيد و ما صرفا در قسمت نظرات بحث ميكنيم
با اينكه مطالبي كه تا الان طرح شده خيلي پراكنده و مختلف است اما تقاضاي سابقم را تكرار ميكنم كه فعلا همان موضوعاتي كه تا به حال طرح شده بحث شود و موضوع جديدي مطرح نشود ( هر چند كه دوستان عزيزمان باز هم مطالب جديدي مطرح كرده اند و نظرسنجی مستند و معتبری از میلیونها ایرانی که مورد سرکوب قرار گرفته اند را طرح نموده اند و من نمیدانم با وجود میلیونها انسان سرکوب شده ، چه کسانی در انتخابات(با درصدی بالاتر از بسیاری از کشورهای مدعی دنیا) و در راهپیمایی روز پیروزی انقلاب شرکت میکنند؟ شاید از خارج آمده اند! شاید هم ایرانی اند ولی دولت به آنها برای این کار پول میدهد! شاید هم نمیفهمند که این شرکت کردن به نفع نظام است!).
بگذریم. به نظر میرسد که در اولین نوشته ام در محل جدید نظرات ، باید در مورد نوشته اسبق آقا فرزاد (روز 3 شنبه ) توضیحاتی پیرامون امام صادق ع و شاگردانش به محضرتان عرض کنم.
بعد از تعیین محل جدید در اولین فرصت درباره این موضوع خدمتتان خواهم بود.
فعلا خداحافظ
نویسنده: داوود
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 0:19
با سلام
با اینکه من از نظر اعتقاد دینی با آقای قادریان تفاهم زیادی ندارم ولی با نحوه برخوردشون با مسایل خیلی موافق هستم. کاش ما هم که قصد انتقاد از چیزی را داریم بتونیم این متانت را در کلاممون داشته باشیم.
پیشنهادشون هم به نظر من عالی است. فقط باید توجه داشت که بحث وقتی جالبه و خواننده را جذب می کنه که:
اولا خیلی خشک نباشه و اجازه انحرافهای گه گاه داده بشه ثانیا یک نفر به عنوان مجری دایم بحث را جمع و جور کنه تا بی نتیجه نمونه.
پست الکترونیک
نویسنده: ستاره
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 13:2
با سلام من به احترام اقای خشایار که فرمودن نقد یا دفاع از جمهوری اسلامی رو کنار بذارین و به بحث اصلی برسین چیزی دراین مورد ننوشته بودم اما مثل اینکه شما ولکن نیستید اقای فرزاد ما توی همین مملکتی که شما ازش حرف می زنین زندگی کردیم و شاهد بودیم اون مظلومانی که بقول شما به خاطر نخوندن نماز یا مخالفت با امام اعدام شدن در خیابان های شهر توی اتوبوسها بمب می ذاشتن لابد فکر می کردن دارن با امام مبارزه می کنن مردم رو بخاطر داشتن تیپ مذهبی ترور می کردن توی امل وسیاهکل برای مبارزه مسلحانه شون پایگاه درست کرده بودن نگین اینا حرفهای رژیمه وشمارو شستشوی مغزی دادن امثال شما بخاطر کسب قدرت با دشمنان این مردم دست دوستی دادن و وطن فروشی کردن حمله تون در سال 67 به مملکت خودتون یادمون هست اونوقت شما می گین قیام امام حسین به خاطر کسب قدرت بوده؟ راستی اقای منتظری هم یه ایت الله هست نه؟ اما ایت اللهی که سوگوار برادر دامادشه که همفکر شما بوده ایت اللهی که به خاطر از دست دادن قدرت دلش داغه معلومه که اونم باید مثل شما حرف بزنه اون تنها ایت اللهیه که شماها قبولش دارین شما هم لابد از اونایی بودین که ظاهرا توبه کردن و بعد هم جیم شدن ومنتظر فرصت هستن تا یه اتفاق مثل جریانات سال 67 پیش بیاد وبتونن دوباره حمله کنن حالا با تئوری هاتون حمله میکنین من مخالف بحث درست وبی غرض نیستم اما به شرطی که واقعا بی غرض باشه شما دلایلتون رو بگین و درست بحث کنین
وب سایت
نویسنده: ستاره
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 13:7
از اقای خشایار عذر خواهی وتشکر می کنم از اقای قادریان هم که با متانت بحث رو ادامه می دن ممنونم به نظرم بهتره فعلا به ادامه بحث بپردازید تا تکلیف محل بحث روشن بشه
وب سایت
نویسنده: سینا
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 19:18
Dear all
I am someone who do not belive in anythings even god or jesus,but use to be a Muslem and also I use to pray Salat(what a silly). In my belive they are all bullshit which is made by only politics. beside that Uunfortunatly they got influence on peoples life and belives so we can not disclose the truth.
Try not to speak about that in public
عزيزان من کسي هستم که به خدا و مسيه هم اتقاد ندارم ولي يک زماني من مسلمون بودم و حتي نماز مخوندم (چه اهمقانه ) به اتقاد من تمام انها چرنده و زاييده سياست هستند ولي متاسفانه ان جور تفکرها تو مردم نفوز کرده و نميشه حقيقت رو گفت سعي کنيم تو جاي عمومي راجبش صحبت نکنيم
پست الکترونیک
نویسنده: خشایار
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 19:24
هرچند پیشنهادی که آقای قادریان دادند جالب و قابل تامل بود (همونطور که من رو واداشت مدتی بهش فکر کنم) اما مسئله ای که وجود داره اینه که موتورهای جستجویی مثل گوگل از الگوریتم هایی استفاده می کنند که نسبت به کل محتوا صفحه بسیار حساس هست و همینطور تعداد دفعات تکرار یک کلمه در نمایش دادن صفحه حاوی اون کلمه به عنوان نتیجه جستجو موثر هست. مورد دیگه ای که وجود داره این هست که من هرچقدر هم که بتونم تیتر و فهرست بنویسم باز هم مواردی خواهد بود که در بحث شما راجع به اون صحبت میشه و توسط من از قلم افتاده.بحث هم که در قسمت نظرات هست و موتور جستجو گر بهش دسترسی نداره.
ظاهرا در مورد نحوه ادامه بحث نظر ها متنوع هست. نکته ی مثبتی که وجود داره اینه که همه موافق ادامه هستند و اختلاف بر سر شیوه ادامه بحث هست. فکر می کنم بهترین گزینه این باشه که پیشنهاد های همه رو با هم ترکیب کنیم.
جناب فرزاد با نوشتن مستقیم موافق هستند و آقای قادریان با نوشتن در بخش نظرات.خوب از همینجا شروع میکنیم .یعنی من به اون یکنفری که با نوشتن مستقیم موافقت کرده (آقای فرزاد) نام کاربری به عنوان نویسنده میهمان میدم و آقای قادریان و بقیه ی دوستان هم در قسمت نظرات صحبت ها رو ادامه میدن. البته حق نوشتن مستقیم در زمینه دفاع از دین رو هنوز برای آقای قادریان – یا هر کس دیگه ای که فکر میکنه توانایی ، وقت و انرژی لازم رو برای انجامش داره – محفوظ نگه داشتم.
پس ادامه ی بحث نقد و دفاع از دین رو در قسمت جدید وبلاگ پیگیری می کنیم.
وب سایت
نویسنده: ساکت
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 19:54
به آقای قادریان:
چه کسانی در انتخابات(با درصدی بالاتر از بسیاری از کشورهای مدعی دنیا) و در راهپیمایی روز پیروزی انقلاب شرکت میکنند؟
چقدر براتون مثال بیارم از مردم بیچاره ای که به خاطر 5000 تومان پول شناسنامه شونو میفروختن به کاندیداها. البته حق دارینا. ملت هوادار شما هستن. ملتی که یکیو میخواد که نجاتش بده. فکر میکنید عاشق چشم و ابروی این مرتیکه احمدی نژآد شدن؟ اونها دنبال یکی میگشتن که اقتصادشونو درست کنه. خدا رو شکر هم که این آقای پدیده قشنگ ریده به اقتصاد ما. ملت ناآگاهی داریم. میخوان یه جوری خودشونو رها کنن نمیتونن. فکر نکنید همه بلدن بحث کنن، کتاب بخونن، روزنامه بخونن، تمام هفتاد ملیون نفر ما که اینجوری نیستن. بی سواد و ناآگاه زیاد داریم. این مملکت هم همین مدلی میخواد ملتشو. جوونها رو ببینین. مواد مخدر، فحشا، الکل، ماشین، موتور، موبایل و و و. همه اینها طراحی شدست واسه این که ما عقب بمونیم.
شاید از خارج آمده اند! شاید هم ایرانی اند ولی دولت به آنها برای این کار پول میدهد! شاید هم نمیفهمند که این شرکت کردن به نفع نظام است!).
بله، صد در صد پول میده. من میدونم. همه میدونن. مگه به بسیج پول نمیده. مگه بهش در لوای سهمیه و کوفت و زهرمار باج نمیده. خوب اینها بادیگاردای رژیمن. باید نگهشون داره. مگه نمیدونی همه سپاهی ها و سربازها و بسیجی ها و کارمندهای خیلی از ادارات دولتی مجبورن خیلی از تظاهرات رو برن. چرا خودتونو میزنید به اون راه؟
نویسنده: ساکت
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 20:13
به خانم ستاره:
ما هیچ آیت اللهی رو قبول نداریم. منتظری کدوم خریه؟
مگه تمام اونهایی که دستگیر شدن، اونهایی که الان یا اون موقع زندانی بودن ، دارن بیچاره میشن، در حال فرارن، مگه همشون بمب گذار بودن. کی گفته ما قبول داریم اون بیشرفهایی که واسه ملت بمب میذاشتن یا جوونهای سرباز مونو به خاطر این که لباس سپاه تنشون بود میکشتن؟ کدوم عقل سلیمی کشتار رو قبول میکنه؟ شکنجه رو قبول میکنه؟ ولی از اون زاویه هم نگاه کنید لطفا. این قضیه مبارزه با بی حجابی هم حتما شرعی و درسته دیگه؟ نه؟ چرا انقدر عناد دارین که همیشه فکر کنید تفکراتتون درسته و اگه چیزی خلافش ثابت بشه زیر بارش نمیرین؟ بعدش میگین ما متعصب نیستیم. راست میگه فرزاد: چرا شما فکر نمیکنید حرفهاتون غلطه و یه بار دلایل دیگر رو هم ببینید و بعد اثبات کنید که درست میگید. این چه مدل بحثیه که فقط یه طرف باید حرف خودش رو ثابت کنه و طرف دوم همش نفی کنه؟ یه بار شما ثابت کنید ما نفی کنیم.
برید نامه 57 نفر از اقتصاد دانها رو بخونین ببینید چقدر حکومت دینی شما داره قشنگ نگه میداره این مملکتو. واقعا شما کجا دارین زندگی میکنین؟ یعنی هیچ چی رو نمیبینین؟
از دین دفاع کنید ما مخلص شما هم هستیم. دموکراسی میگه هر کی هر چی میخواد بگه. ولی تو رو خدا از این دزدها دفاع نکنین.
نویسنده: ساکت
شنبه 2 تیر1386 ساعت: 20:16
به خشایار:
خوب کردی رفتی از این خراب شده پسر. دستت درد نکنه که این زمینه رو فراهم کردی که همه بیان حرفشون رو بزن. خیلی خسته ایم اینجا. ما هم داریم میایم تا یه مدت دیگه. خیلی مخلصیم.
نویسنده: خشایار
پنجشنبه 7 تیر1386 ساعت: 19:45
آقای پورنگ سه مرتبه به آدرسی که فراهم کرده بودین ایمیل فرستادم که هر سه بار برگشت خورد. به ناچار متنی که حاضر کرده بودم رو همینجا کپی می کنم:
عذرخواهی میکنم از اینکه جواب دادنم مقداری طول کشید. باور کنین این روز ها شدیدا گرفتار هستم.
1-از لحاظ تخصصی در مورد شغل شما اطلاع دقیق ندارم اما کارهای عمومی در اینجا بعد از کسر مالیات معمولا کمتر از ده دلار در ساعت نیست.که البته گیر آوردن کار عمومی هم خیلی خیلی راحت نیست.ولی بالاخره گیر میاد .
2-فکر میکنم هزینه ماهانه برای یک نفر حدود 1000 دلار باشه در اینجا (همه هزینه ها شامل کرایه اتاق و غذا و رفت و آمد و …)که البته مسلما این یه رقم تقریبی هست ممکنه از فرد به فرد متفاوت باشه.
3-والا من خودم از ایران چیز خاصی نیاوردم به غیر از لباس و کفش و اینجور چیزها. در نظر داشته باشین لباس و کفش اینجا از ایران گرون تر هست.ضمنا اگه خیلی به چایی اعتیاد دارین شاید بد نباشه سماور هم با خودتون بیارین.من که نتونستم اینجا شماور پیدا کنم.تی پات و وسایل دیگه هست که نمیشه چایی رو اونجور که ما میخوایم باهاش دم کرد. اگر هم چایی خور نیستین که هیچ.بقیه ی وسایل رو فکر کنم اینجا بتونین تهیه کنین.
4- اصل همه مدارکتون رو ( تحصیلی ، سابقه ی کاری و غیره)رو به همراه ترجمه رسمی انگلیسی با خودتون بیارین.گواهینامه رانندگی هم اگه دارین حتما برین بین المللی ش رو از همون ایران بگیرین. فقط حدود بیست ،سی هزارتومن هزینه داره ولی حتما این کار رو بکینین شاید اینجا به دردتون بخوره.
با احترام خشایار
وب سایت
نویسنده: ستاره
چهارشنبه 13 تیر1386 ساعت: 13:32
به ساکت : شما مثل اینکه در جریان بحث نبودین من جواب حرفهای فرزاد رو نوشتم
مطمئنا در انتخابات پیش رو بار دیگر این ملت حماسه ای دیگر خواهد آفرید و انشاالله فارغ از اینکه چه کسی از صندوقهای رای بیرون بیاید خروجی آن هموار کننده راه این مردم صبور در تحقق آرزوهای تاریخی خویش که همانا عزت و سربلندی میهن عزیزمان ایران است باشد
آزادى ايجاد تشکلهاى مستقل معلمان, مسکن٬ رفاه اجتماعى, برابرى زن و مرد در تمام سطوح, استخدام رسمى معلمين حق التدريسى, يک نظام آموزشى آزاد و مدرن, معلم- دانش آموز- اتحاد عليه تبعيض معلمان کشور اتحاد اتحاد معلم ميرزمد٬ سازش نميپذيرد!
من اميدوارم تمام ملت ايران دست به دست هم دهيم و با استفاده از موقعيت دولت اصلاحات دهم ، كشور را به مسير خود هدايت نماييم . به اميد ربقراري دموكراسي واقعي در ايران عزيز !
مي خواهم معلم بمانم و خود را در خدمت ارتقاي انديشگي دانشجويان عزيز ميهن مان قرار دهم.
میخواهم معلم بمانم حتی اگر از گرسنگی بمیرم حاضر نیستم جوانان ما بیسواد بمانند. من خواهشی که از هموطنان عزیزم دارم اینه که حالا که انتخابات دوباره نزدیک است به یکیری بدهند که میلیونها همشهریهمون رو از فقر نجات بدهد این همه نفت تولید میکنیم و اینهمه بدبختیم میگن دورهٔ شاه هم همین رو میگفتند پس این انقلاب برای چیبود . من فکر میکنم نکنه ما ملت ایران یه گناهی کردیم که اینهمه جزاش رو اینهمه سال پس میدیم.
من کاری ندارم رئیس جمهور کیخواهد بود تنها دعا که دارم این است کهای کاش وضع ملت بهتر بشه و بجای اینکه اینقدر با دنیا در بیوفتیم به داد این ملت گرسنه که یک کیلو گوشت نمیتونن بخرند برسیم.
میخواد آخوند باشه،احمدی باشه یا هر کیدیگه خدا الهی ازش نگذر اگر به نجات این مردم بیچاره نرسه.
خودشون توی قصرها نشستند و مردم حتی نمیتونن اجارهٔ یه اتاق کوچک رو بدهند.آخه انصاف کجاست.
دوستان تو را بخدا من بد میگم، خوشحال میشم یه خط برام ایمیل بفرستین و من معلم خسته را یه صفای بدین.
فدای هموطن و به امید روزی که رهبران ما به فکر ما بیفتند.
مطمئنا در انتخابات پیش رو بار دیگر این ملت حماسه ای دیگر خواهد آفرید و انشاالله فارغ از اینکه چه کسی از صندوقهای رای بیرون بیاید خروجی آن هموار کننده راه این مردم صبور در تحقق آرزوهای تاریخی خویش که همانا عزت و سربلندی میهن عزیزمان ایران است باشد
آزادى ايجاد تشکلهاى مستقل معلمان, مسکن٬ رفاه اجتماعى, برابرى زن و مرد در تمام سطوح, استخدام رسمى معلمين حق التدريسى, يک نظام آموزشى آزاد و مدرن, معلم- دانش آموز- اتحاد عليه تبعيض معلمان کشور اتحاد اتحاد معلم ميرزمد٬ سازش نميپذيرد!
من اميدوارم تمام ملت ايران دست به دست هم دهيم و با استفاده از موقعيت دولت اصلاحات دهم ، كشور را به مسير خود هدايت نماييم . به اميد ربقراري دموكراسي واقعي در ايران عزيز !
مي خواهم معلم بمانم و خود را در خدمت ارتقاي انديشگي دانشجويان عزيز ميهن مان قرار دهم.
میخواهم معلم بمانم حتی اگر از گرسنگی بمیرم حاضر نیستم جوانان ما بیسواد بمانند. من خواهشی که از هموطنان عزیزم دارم اینه که حالا که انتخابات دوباره نزدیک است به یکیری بدهند که میلیونها همشهریهمون رو از فقر نجات بدهد این همه نفت تولید میکنیم و اینهمه بدبختیم میگن دورهٔ شاه هم همین رو میگفتند پس این انقلاب برای چیبود . من فکر میکنم نکنه ما ملت ایران یه گناهی کردیم که اینهمه جزاش رو اینهمه سال پس میدیم.
من کاری ندارم رئیس جمهور کیخواهد بود تنها دعا که دارم این است کهای کاش وضع ملت بهتر بشه و بجای اینکه اینقدر با دنیا در بیوفتیم به داد این ملت گرسنه که یک کیلو گوشت نمیتونن بخرند برسیم.
میخواد آخوند باشه،احمدی باشه یا هر کیدیگه خدا الهی ازش نگذر اگر به نجات این مردم بیچاره نرسه.
خودشون توی قصرها نشستند و مردم حتی نمیتونن اجارهٔ یه اتاق کوچک رو بدهند.آخه انصاف کجاست.
دوستان تو را بخدا من بد میگم، خوشحال میشم یه خط برام ایمیل بفرستین و من معلم خسته را یه صفای بدین.
فدای هموطن و به امید روزی که رهبران ما به فکر ما بیفتند.
http://www.youtube.com/watch?v=3hW049-6PRs&feature=PlayList&p=3BAFA955500BFFEF&playnext=1&playnext_from=PL&index=23
jahandar.haj@gmail.com
ببینید چه جوانهای ما تلف شدند همه داد میزنند برای انتخابات در حالی که متدها دادشون رو توی دنیای دیگه خواهند زد ولله تقصیر اینها نیست تقصیر دللتهی خودخواه و دزد و فریبکار هست. اگه فکر میکنین
بد میگم یه خط برام بنویسین.این قطعهٔ اشکبار رو نگاه کنید.
http://www.youtube.com/watch?v=us9PHHzf3_Y
aliyeha@rocketmail.com
http://www.youtube.com/watch?v=us9PHHzf3_Y
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».