Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2010

فاصله ها

«فاصله»  در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه نماد خيلي از چيزهاست. حتي  «فاصله» ي فيزيكي شما با نفري جلويي تان توي صف نيز معنا دار است. در اين جا آدم ها بسيار كمتر توي كار هم دخالت مي كنند. «فاصله» اي وجود دارد بين هر چيزي و هر كسي. حريمي وجود دارد. حتي در خصوصي ترين روابط بين آدم ها هم «فاصله» ها قوي تر و بيش تر از كشور هاي در حال توسعه هستند. فرديت مفهوم بسيار قوي است كه در ريزترين رفتار آدم هاي اينجا هم به خوبي آشكار است.

فاصله هاي فيزيكي

فرض كنيد مي خواهيد پشت خط عابر پياده ترمز بزنيد تا عابر از خيابان رد شود. به لحاظ فيزيكي فقط كافي ست  چند سانتيمتر بين سپر خودرو شما و عابر «فاصله» وجود داشته باشد تا عابر بتواند از خيابان گذر كند. قرار دادن اين «فاصله» شايد از نگاه ما عادي به نظر برسد اما در اينجا يك رفتار غير مودبانه تلقي مي شود. رانندگان معمولا در «فاصله» ي دو متري و حتي بيشتر از عابر پياده خودرو را متوقف مي كنند و منتظر مي شوند تا عابر به طور كامل از خيابان عبور كند. حتي وقتي عابر به خط سفيد وسط خيابان هم رسيد همچنان منتظر مي مانند تا از آن طرف خيابان هم گذر كند و بعد به حركت ادامه دهند.در صورتي كه ما به محض اينكه عابر از گوشه ي سپر خودرو رد شد پايمان را روي پدال گاز فشار مي دهيم.

يا فرض كنيد در كوچه اي تنگ مي خواهيد سروته كنيد و مجبوريد در حالي كه خوردرويي پشت سر شما قرار دارد دنده عقب برويد.  من هميشه عادت داشتم تا جايي كه ممكن است به ماشين عقبي چفت كنم تا در حركت بعدي به سمت جلو فضاي بيشتري داشته باشم. اما اگر اين كار را در اينجا انجام دهيد ممكن است با اعتراض و يا صداي بوق رانندگاني كه به ندرت بوق مي زنند مواجه شويد. بوقي كه شايد اعتراضي ست به تجاوز به حريم انساني ديگر و عدم رعايت «فاصله».

اگر در جلسه ي آموزشي  قرار داريد و مي خواهيد مورد آموزش را بهتر ببينيد بايد مواظب باشيد سرتان را از يك متر بيشتر به نفر كنارياتان نزديك نكنيد وگرنه ممكن است تذكر بگيريد.

چند وقت پيش كه به ايران آمده بودم در فرودگاه مهرآباد توي صف منتظر بودم تا نوبتم شود و وسايلم را تحويل دهم. همانطور كه صف جلو مي رفت من هم با «فاصله» اي مناسب از نفر جلويي آرام حركت مي كردم. ناگهان ديدم نفر پشت سري آمد جلوي من و «فاصله» را پر كرد و و چمدانش را گذاشت بالا كه تحويل بدهد. وقتي اعتراض كردم گفت: «خب چرا جلو نمي ري ؟تيز نيستي ديگه باعث مي شي ما هم ديرمون بشه» در صورتي كه «فاصله» ي كوچكي كه بين من و فرد جلويي وجود داشت هيچ تفاوتي در زماني كه بايد منتظر مي مانديم ايجاد نمي كرد.

فاصله  در حريم هاي اجتماعي

در گفتگوهاي روزمره و پرسيدن نظرات يكديگر هم فاصله ها سختگيرانه رعايت مي شوند. اين كه تو چه ديني داري، چقدر حقوق مي گيري، مجردي يا متاهل و غيره از سوالاتي هستند كه در برخورد اول و دوم مرسوم نمی باشند. حتي بعد از گذشتن مدت طولاني از يك رابطه ي دوستي نيز پرسيدن بعضي از اين سوال ها جالب به نظر نمي رسد.

در رفتار يك زوج نيز دو طرف فرديت بيشتري براي هم قائل هستند و «فاصله» بيشتر معنا دارد. مثلا اين كه همسر شما نيز دوست دارد در ميهماني كه شما به آن مي رويد شركت كند يا نه امري ست كه كاملا به خودش مربوط و است و شما به جاي اون نظر نمي دهيد. اگر پيامي به موبايل فردي ارسال مي شود و همسر آن فرد هم  صداي تن پيام را مي شنود و همسرش را در حال خواندن آن پيامك مي بيند، كمتر پيش مي آيد كه بپرسد «كه بود؟» شايد هم اصلا نپرسد.

اگر با دوستتان بيرون مي رويد و او تشنه اش مي شود ممكن است بدون تعارف به شما يك نوشيدني براي خودش بخرد و در كنار شما به نوشيدن و قدم زدن ادامه دهد و اين امري كاملا عادي ست.

«فاصله ها» در تعريف جوامع فرد گرا و جمع گرا نقش مهمي را بازي مي كنند. گمان مي كنم اين دو دسته «فاصله» (فاصله هاي فيزيكي و فاصله هاي اجتماعي) ارتباط تنگاتنگي با هم دارند.

Read Full Post »