Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن 2014

ملت ایران، ملتی تکه پاره و تحقیر شده است که علی رغم تجربه تاریخی مشترک و طولانی مدت, نمادهای چندانی برای نمایش اتحادش ندارد. حتی نشانه هایی حداقلی؛ نه پرچمی که همه ی ایرانیان آن را پرچم خود بنامند و نه سرود ملی که آن را همه از ته دل بخوانند. تنوع مذهبی و قومیتی مان هم هیچ گاه به شکلی مدیریت نشده که به وحدت مان اضافه کند. شاید بخشی از دلایل عدم محبوبیت ایران نیز همین باشد؛ همین عدم انسجام و یکپارچگی، زیر لایه ی تصمیمات عجیب و غریب سیاسی ایران در عرصه ی بین الملل و متعاقبا دشمنی، یا در بهترین حالت بی تفاوتی، جهانیان نسبت به ماست. نظر سنجی ها با عدد و رقم نشان می دهند که ایران از محبوبیت بسیار کمی حتی در بین علاقه مندان به جام جهانی برخوردار بود.

اما «تیم ملی» فوتبال، بر خلاف خیلی چیزهای دیگری که فقط در نام ملی شدند (چادر ملی، اینترنت ملی و …)، شاید تنها چیزی باشد که همه ی ایرانی ها بر سر ملی بودنش توافق دارند. از ترک و عرب تا فارس، بلوچ، کرد و لر, از شیعه و سنی تا مسیحی، کلیمی، زرتشتی و بهایی, از اصلاح طلب، سبز، ملی مذهبی، سلطنت طلب و مجاهد خلق تا اصول گرا، جبهه پایداری، بسیجی و انصار حزب الله ، همه و همه تیم ملی می خوانندش و یک پارچه از آن حمایت می کنند.
در «تیم ملی»، نه آندرانیک تیموریان به سبب مسیحی بودنش رد صلاحیت شده است و نه  دژاگه و قوچان نژاد و داوری و نظری به سبب تابعیت دوگانه شان خارج نشین و فراری نامیده شده اند. طرفه اینکه ، همین ها چهرهای کلیدی تیم ملی در جام جهانی بوده اند. آندو تیموریان با یازده کیلومتر دویدنش در مقابل آرژانتین، با تکل های کش دار و دور ودرازش، تاثیری انکار نشدنی در انسجام خط دفاعی داشت. حداقل سه موقعیت گلی که توپ با خوش شانسی آرژانتین در دروازه اش قرار نگرفت را نیز ایرانیان نسل دومی رقم زدند که پدر و مادرشان مثل اکثر مهاجران، به دلایل مختلف جلای وطن کرده بودند اما تیم ملی را از آن خودشان می دانند. همین است که این تیم نماینده تک تک ایرانیان فارغ از گرایش های قومی ، سیاسی و مذهبی شان است.

آنچه که ایران امروز نیاز دارد این است که در عرصه های غیر فوتبالی هم به معنای واقعی کلمه «ملی» شود. سیستم حکومتی ملی، نوش داروی پیکر نیم جان، زخم خورده و تحقیر شده ی ایران است.

این عکس اشکان دژاگه نماد این روزهای ایران ماست. نامش، اشکان، یادآور هویتی ریشه دار است. نام خانوادگی اش سزاوار بودنش برای پاسبانی از دژ را فریاد می کشد. تیم ملی با داشتن دژبانانی این چنین دژ-آگه بود که توانست نفس آرژانتین را در بیاورد.

فریاد دژاگه فریاد اعتراض ماست به تمام تبعیض ها و بی عدالتی های داخلی و بین المللی بر ملتی که در نبود سیستم حکومتی ملی ظلم های فراوانی بر او رفته است. دژاگه این بی عدالتی را فریاد می کشد؛ اما به فریاد اکتفا نمی کند. او و ده یوزپلنگ ایرانی دیگر در مقابل آرژانتین 108 کیلوتر دویدند تا «تیم ملی» تحسین جهانیان را برانگیزد و به رسمیت بشناسندشان؛ تا آنجا که حتی گوگل هم معنی عبارت انگلیسی Team Melli را می فهمد و وقتی جستجویش می کنید نتایج ایران را نمایش می دهد. هشت تگ #TeamMelli در توییتر به کرات توسط غیر ایرانی ها و خبرگزاری های معتبر دنیا استفاده می شود. این است آن هویتی که «تیم ملی» به ما بازگردانده است. حال تصور کنید روزی را که نظام حکومتی مان هم «ملی» شود.

«هفتاد و هفت میلیون شیر پشت یازده یوزپلنگ ایرانی ایستاده اند» و ملی شدن سیستم حکومتی شان را فریاد می کشند.
عکس این فریاد دژاگه مدتی است پس زمینه ی لپ تاپم شده، نمی توانم از آن چشم بردارم.

Image

Read Full Post »